در حال بار گذاری
امروز: سه شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۹

دین و اندیشه > سندرم احساس فقر در جامعه اسلامي

محسن رفيعي گروه دين وانديشه: گذشته از داشتن‌ها و نداشتن‌ها، احساس فقر، يکي از شايع‌ترين معضلات رواني و روحي امروز بشر است.

    گروه دين وانديشه: گذشته از داشتن‌ها و نداشتن‌ها، احساس فقر، يکي از شايع‌ترين معضلات رواني و روحي امروز بشر است. احساس فقر، و ترس از فقر، بسيار بيشتر از خود فقر، انسان امروزه را عذاب مي‌دهد؛ و اين دقيقاً همان چيزي است که در ادبيات دين اسلام به آن پرداخته شده است. در همين راستا روايات اسلامي، فقر واقعي و زيان‌بارتر را فقر معنوي دانسته و بر لزوم برطرف کردن آن تأکيد کرده اند.
    مراتب فقر مادي و فقر معنوي
    هيچ کدام از انواع فقر مادي و معنوي مورد تأييد دين مبين اسلام نيستند و جامعه آرماني از نگاه دين، جامعه‌اي است که همه افراد جامعه از جهت مادي و معنوي رشد يافته و متمکن باشند. با اين حال، اهميت هر يک از انواع فقر در دين اسلام به يک اندازه نيست و از فقر معنوي به عنوان مشکل بزرگ‌تر ياد شده است؛ چنان که اميرالمؤمنين عليه السلام مي‌فرمايند: «أَلَا وَ إِنَّ مِنَ الْبَلَاءِ الْفَاقَةَ وَ أَشَدُّ مِنَ الْفَاقَةِ مَرَضُ الْبَدَنِ وَ أَشَدُّ مِنْ مَرَضِ الْبَدَنِ مَرَضُ الْقَلْبِ أَلَا وَ إِنَّ مِنَ النِّعَمِ سَعَةَ الْمَالِ وَ أَفْضَلُ مِنْ سَعَةِ الْمَالِ صِحَّةُ الْبَدَنِ وَ أَفْضَلُ مِنْ صِحَّةِ الْبَدَنِ تَقْوَي الْقَلْب‏؛  آگاه باشيد که از جمله بلاها فقر است و بدتر از فقر، بيماري بدن و بدتر از بيماري بدن، بيماري دل است و از جمله نعمت‌هاي خدا، داشتن مال فراوان است و بهتر از مال فراوان، سلامت بدن است و بهتر از سلامت بدن، تقواي دل است.»
    اهميت فقر معنوي
    بر اين اساس، اگر چه هدف غايي اسلام، برطرف کردن انواع فقر از جمله فقر مادي است اما تا بيماري‌ها و نيازمندي‌هاي معنوي برطرف نشوند کوشش‌هاي مادي، سعادت نهايي بشر را به همراه نخواهند داشت؛ زيرا اساساً انسان براي رشد و تعالي خود بيش از آنکه به ماديات نيازمند باشد به معنويت احتياج دارد. مؤيد اين مطلب آن است که بسيارند افرادي که در عين اينکه از رفاه مادي قابل قبولي برخوردار هستند اما احساس خوشبختي و آرامش در زندگي شأن ندارند و حتي گاهي خود را فقير مي‌پندارند. آن‌ها درست احساس مي‌کنند؛ زيرا انسان تنها به خوراک و پوشاک و خانه و ديگر وسايل مادي و آسايش نياز ندارد بلکه مهم‌تر از همه اينها، نياز روح و جان او به معنويت و عبوديت و تغذيه روحي است. احتياجات روحي انسان اگر بيشتر از نيازهاي مادي او نباشند قطعاً کم‌تر نيستند. تفکر ديني، نماز، نيايش با خدا، کارهاي نيک، خشنود کردن ديگران، ارتباط با اقوام و دوستان و آشنايان و… از جمله غذاهاي روحي است که هيچ انساني از آن‌ها بي نياز نيست.
    آلودگي رزق روحي؛ مسأله اين است!
    مهم آن است که انسان در انتخاب اين غذاهاي روحي دقت کند؛ چنان که قرآن کريم مي‌فرمايد: »فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلي‏ طَعامِه‏؛ پس انسان بايد به خوراک خود بنگرد.«از امام باقر عليه السلام در مورد غذايي که بايد به آن نگاه و دقت شود پرسيدند و ايشان در پاسخ فرمودند: »عِلْمُهُ الَّذِي يَأْخُذُهُ مِمَّنْ يَأْخُذُه‏؛  يعني دانشي را که مي‌آموزد، مواظب باشد از چه کسي فرا مي‌گيرد.« همان طور که مشاهده مي‌شود، مهم‌ترين مصداق دقت در غذا، نه غذاي جسم و ماديات بلکه غذاي روح و معنويات است.
    با اينکه »علم آموزي« امري معنوي شمرده مي‌شود با اين حال در همين امر معنوي نيز بايد دقت شود تا روح و فکر انسان با غذاي آلوده، بيمار نشود. متأسفانه يکي از مشکلات علمي امروزه جامعه اسلامي اين است که تعداد قابل توجهي از اساتيد رشته‌هاي مختلف، يا دانش آموخته دانشگاه‌هاي کشورهاي غيراسلامي و گاهي ضدديني هستند و يا حداقل غالب منابع درسي شأن را نويسندگاني نگاشته اند که اعتقادي به دين و معنويت الهي ندارند. از اين رو، دانش اقتصادي غربي، به جاي اينکه ضمن گره گشايي از اقتصاد ما، احساس داشتن را در جامعه اسلامي افزايش دهد با تحت الشعاع قرار دادن سرمايه‌هاي معنوي جامعه اسلامي موجب بروز و گسترش مشکلات اخلاقي متعددي شبيه به آنچه از خودکشي، افسردگي، خشونت‌هاي خانوادگي و… در جامعه غربي مشاهده مي‌شود شده است.
    ميزان فزاينده خودکشي، مشکلات اخلاقي، انحرافات جنسي، خشونت‌هاي اجتماعي، ناامني و … در جوامع و شهرهاي به ظاهر مرفه و ثروتمند غربي، گوياي اين مطلب است که سرمايه‌هاي اجتماعي، در داشتن پول و رفاه مادي خلاصه نمي‌شود و نيازهاي معنوي، همپاي مسائل مادي بلکه بالاتر از آن، چنان که در دين اسلام به آن پرداخته شده، بايد مورد توجه قرار گيرند.
    احساس فقر و فقر احساسي
    احساس خوشبختي، از خود خوشبختي بسيار شيرين‌تر است و همچنين احساس بدبختي نيز از خود بدبختي تلخ‌تر است. در مورد فقر نيز همين مسأله صدق مي‌کند. جامعه‌اي که فقير است ولي احساس فقر نمي‌کند بسيار خوش و خرم و شاداب‌تر از جامعه‌اي است که فقير نيست و لي همه در آن احساس فقر مي‌کنند!اما سوال مهم آن است که عوامل ايجاد و گسترش احساس فقر در جامعه اسلامي چيست؟
    عدم ايمان و ارتباط با خدا
    همان گونه که گفته شد، نياز انسان به امور معنوي بسيار بيشتر از نياز او به ماديات است. بنابراين، اولين قدم اساسي براي از بين بردن احساس فقر، برطرف کردن نياز معنوي در جامعه است. برطرف شدن واقعي اين نياز، تنها از طريق ايمان به خدا محقق مي‌شود؛ چنان که قرآن کريم مي‌فرمايد: »يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَي اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَميد؛  اي مردم، شما به خدا نيازمنديد، و خداست که بي ‏نيازِ ستوده است.« روحي که به خالق بي انتها اميد و تکيه کرده است ثروتمندترين روح است.
    عدم توجه به داشته‌هاي معنوي
    هر کسي، کم يا زياد به خاطر محسوس و قابل رؤيت بودن ماديات، به داشته‌هاي مادي خود توجه دارد؛ يا لااقل اگر هم از داشته‌هاي مادي خود غافل شود پس از چندي دوباره متوجه شأن مي‌شود؛ اما آن چه غالباً مورد غفلت است و انسان گاهي تا آخر عمر نيز متوجه آن‌ها نمي‌شود، داشته‌هاي معنوي اوست. بعد از ايمان به خدا، توجه داشتن به نعمت بزرگ ايمان و معنويت از مهم‌ترين مؤلفه‌هاي تأثيرگذار در احساس ثروت و داشتن است. به عنوان نمونه، محبت و دوستي اهل بيت عليهم السلام به عنوان سمبل‌هاي پاکي و تکامل، يکي از داشته‌هاي روحي و معنوي مؤمنان است که غفلت از اين ثروت عظيم، خطر احساس فقر را به دنبال خواهد داشت.
    يکي از شيعيان خدمت امام صادق عليه السلام آمد و از فقر و تنگدستي اش نزد حضرت شکايت کرد. حضرت فرمود: »اَنْتَ مِنْ شيعَتِنا وَ تَدَّعِي الْفَقْرَ وَ شيعَتُنا کُلُّهُمْ اَغْنِياء؛ تو از شيعيان مايي و اظهار فقر و تنگدستي مي‌کني، با اين که تمام شيعيان ما بي نياز و غني هستند.« آنگاه فرمودند: تو تجارت پر سودي داري که بي نيازت کرده است. عرض کرد آن تجارت چيست؟ فرمودند: اگر کسي از ثروتمندان بگويد روي زمين را براي تو پر از نقره مي‌کنم و از تو مي‌خواهم دوستي و ولايت اهل بيت پيامبر عليهم السلام را از قلب خود خارج کني و نسبت به دشمنان آنها دوستي و محبت پيدا نمايي. آيا حاضر مي‌شوي اين کار را بکني؟ عرض کرد: نه! يا بن رسول الله (ص)، اگرچه دنيا را پر از طلا بنمايد! آن حضرت فرمود: »إذَن لَستَ فَقيراً وَ أنَّما الفَقيرُ مَن لَيسَ لَه مالُکَ؛ پس تو فقير نيستي: بينوا کسي است که آن چه تو داري نداشته باشد.« سپس حضرت مقداري مال به او بخشيدند. به گزارش امانت به نقل از مهر،از اين واقعه، به خوبي روشن مي‌شود که ممکن است به دلايل گوناگون، مسلمين، جامعه شيعيان و ارادتمندان به اهل بيت عليهم السلام نيز با غفلت از داشته‌هاي معنوي و ثروت واقعي خود، دچار احساس فقري شوند که آثار سو و جدي در زندگي آن‌ها به جاي نهد. انفعال و احساس ضعف اقتصادي، يکي از مهم‌ترين آثار احساس فقر است که مي‌تواند دشمنان جامعه اسلامي را نسبت به فشار اقتصادي مضاعف بر جامعه ترغيب کند.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی