در حال بار گذاری
امروز: جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷

دین و اندیشه > غلبه‌ي گردشگري بر زيارت؛ عرفي سازي و تجارت زدگي

رضا اکبري قسمت دوم گروه دين و انديشه:مناسک زيارت با هرچه فاصله گرفتن زماني از تاريخ صدر اسلام به‌ويژه در جوامع معاصر از مباني و اصول و اهداف خود نيز دور گرديده و همراه با ديگر پديده¬ها، اندک‌اندک صورتي دنيايي (سکولار) به خود گرفته است.

    گروه دين و انديشه:مناسک زيارت با هرچه فاصله گرفتن زماني از تاريخ صدر اسلام به‌ويژه در جوامع معاصر از مباني و اصول و اهداف خود نيز دور گرديده و همراه با ديگر پديده¬ها، اندک‌اندک صورتي دنيايي (سکولار) به خود گرفته است.
     از درون تشابهات؛ تمايزاتي آشکار مي¬گردد که به هرکدام هويتي متمايز از ديگري مي¬بخشد.
    *تمايزات زيارت از گردشگري و سياحت
    1) تمايز در هدف
    زائر به‌قصد قربت الي الله و پرداختن به دعا و انابه و مناجات و توسل به زيارت مي¬رود؛ در اين نوع سفر انگيزه و هدف بايد ديني باشد چون مشروعيت و هستي زيارت منوط به آن است.
    اما گردشگر و توريست هدفش سرگرمي، بهره بردن بيشتر از مواهب مادي، لذت از طبيعت و سازه¬هاي انساني است و هدفي وراي ماديت اين جهان ندارد؛ اگر هم بهره¬هاي معنوي¬اي در طول سفر عارض شود امري جانبي و پيش‌بيني‌نشده است.
    »زائر انساني است گناه آگاه و زيارت مقام طلب آمرزش و احساس تقصير و توبه سازي در پيشگاه الهي و در حريم مقدس و متعالي اوست. توريست به مفهوم مدرن آن چنين نيست، توريست بشر رها شده در تقدير تاريخي خود و بي‌بهره از احساس گناه آگاهي و وجدان توبه سازي است«
    زيارت¬ها تفاوت بسياري بدين لحاظ با سياحت و گردشگري دارند و به‌جرئت مي‌توان اظهار داشت که»تصادفي نيست که جمعيت‌هاي توريست در دوره¬ي جديد به هر جا گام نهاده¬اند و هجوم آورده¬اند منشأ و منبع آلودگي¬هاي فرهنگي بسيار بوده و فضاها را به لحاظ معنوي چنان آشفته¬ کرده¬اند که ترميم آن بسيار دشوارتر از آن است که به تصور آيد. بالعکس زائران از هر مسيري که مي¬گذشته¬اند و به هر جا که گام مي¬نهادند با حضور صميمي¬، معنوي و روحاني خود منشأ خيرات و برکات بسيار مي-شدند«
    لازم به گفتن است که جنبه¬ي گناه‌آلود و لذت جويانه¬ي سياحت و گردشگري متوجه اين مطلب نيست که سياحت و گردشگري با دين و مسائل معنوي ضديت دارند يا حتماً و ضرورتاً منجر به فساد مي¬گردند؛ بلکه سفر سياحتي غيرديني مي¬باشد نه ضد ديني و امکان هنجارشکني و دوري از ارزش¬هاي ديني و اخلاقي در سفر سياحتي بسيار زياد است.
    2) تقيد به احکام
    مسئله ديگري که موجب تمايز زيارت از سياحت مي¬گردد تقييد پذيري زيارت در رابطه با احکام و ضوابط شرعي مي¬باشد. زائرين غالباً به تمام ضوابط شرعي، از قبيل روزه، نماز، مسائل محرم و نامحرم، کسب روزي حلال و حلال و حرام مي¬باشند. زيارت نه‌تنها زائران را به انجام تکاليف شرعي مقيد مي¬کند بلکه علاوه بر ضوابط معمول در دين التزامات و آداب ديگري را هم مي¬طلبد که از آن به آداب زيارت ياد مي¬گردد.
    3) مصرف‌گرايي و اسراف
    يکي از تحولات ايجاد شده در کنار تجاري شدن فرهنگ يا به تعبيري بهتر در نتيجه¬ي تجاري شدن فرهنگ شيوع فرهنگ مصرف¬گرايي و اسراف است. ميزان اهميت و توان تأثير مصرف‌گرايي در جهان کنوني به‌قدري است که برخي از صاحب‌نظران آن را يکي از مهم‌ترين تغييرات به وجود آمده در قرن کنوني مي¬دانند.»مهم‌ترين تحول پديد آمده در قرن اخير، گسترش تاريخي مصرف بوده است«
     ازنظر بورديو متفکر فرانسوي؛ مصرف تنها ارضاي نيازهاي زيستي نيست، بلکه متضمن نشانه‌ها، نمادها، ايده‌ها و ارزش‌هاست. به تعبير وي؛ »مصرف در دوران جديد، روندي است که در آن خريدار کالا، از طريق، به نمايش گذاشتن کالاهاي خريداري شده، فعالانه در تلاش براي خلق و حفظ هويت خويش است«]. به‌عبارت‌ديگر، افراد هويت خود، يعني چه کسي بودن را از طريق آنچه مصرف مي‌کنند، ايجاد مي‌کنند. درنتيجه مي‌توان گفت که مصرف، امروزه هويت‌بخش است. افراد به‌منظور تعيين جايگاه اجتماعي خويش و نمايش پايگاه اجتماعي هرچه بيشتر به مصرف رو آورده‌اند. وبلن نيز در نظريه طبقه مرفه خود، ويژگي‌هاي مصرفي طبقه مرفه را تحليل کرده و مصرفي را در جامعه¬ي امروزي داراي کارکرد هويت‌بخش دانسته است و اظهار مي‌کند که؛ »اين گروه، دچار »مصرف متظاهر« هستند«.
     در جوامع غربي مصرف‌گرايي و به تعبير برخي متخصصين دايناسورهاي بزرگ مصرف بدون هيچ‌گونه محدوديتي به نمايش گذارده مي‌شوند و تبليغ مي‌شوند، متأسفانه در سطح کوچک‌تري مصرف‌گرايي در جامعه¬ي اسلامي هم در حال وقوع است.
    »اين دايناسورهاي بزرگ، موضوع اصلي موردبحث مجلات و تلويزيون هستند و افراط‌کاري‌هاي موجود در زندگي آنها و مخارج فوق‌العاده‌شان، موردتمجيد قرار مي‌گيرد«.توريسم و گردشگري نيز از هجوم بي‌امان مصرف در امان نمانده است؛ بلکه مي‌توان گفت مصرف جزو اساسي توريسم گرديده است. در شهرها، مناطق و اماکن سياحتي؛ انواعي از مجتمع‌هاي تجاري و تفريحي را مي‌توان مشاهده کرد، هتل¬هاي چند ستاره با انواعي از امکانات رفاهي، بازارهاي متنوع و نيز اماکني براي به حداکثر رساندن رفاه، آسودگي و خوش‌گذراني.
    شايد در رابطه¬ي مصرف و توريسم؛ همان‌طور که يکي از جامعه شناسان معتقد است بتوان اظهار کرد که »انواع توريسم و فعاليت‌هاي مرتبط با آن، نوعي از مصرف هستند«.
    برخلاف توريسم و گردشگري، در زيارت از مصرف به‌قدر رفع نياز اکتفا مي¬شود، يعني در زيارت هم مانند سياحت مصرف وجود دارد اما مصرف‌گرايي وجود ندارد، زيرا مصرف‌گرايي يعني اسراف.
    پس زيارت نمي¬تواند با مصرف‌گرايي همسويي داشته باشد؛ زيرا اسلام، اعتدال و ميانه¬روي در همه‌چيز و نيز قناعت را اموري لازم براي فرد و جامعه¬ي دين‌مدار مي¬داند. اسراف و مصرف¬گرايي يکي از صفات مذموم و ناپسند و عمل شيطان شمرده شده است.در ابتداي اين بخش گفتيم که پتانسيل بالاي زيارت در جذب توريست و گنجايش قابل‌توجه اقتصادي زيارت، موجب غلبه يافتن جنبه تفريحي، گردشگري و توريستي زيارت بر جنبه ديني و قدسي آن گرديده است. همين غلبه موجب گرديده که زيارت هم به بخشي از صنعت توريسم ملحق گردد که اگر چنين امري به وقوع پيوندد فاجعه¬اي معنوي رخ خواهد داد.
    غلبه¬ي جنبه¬ي سياحتي زيارت به معني از دست دادن همان ويژگي¬هاي اصيلي است که موجبات ساخت هويت ديني را فراهم مي‌کند که نتيجه¬ي آن تجاري شدن و به‌موازات آن عرفي شدن زيارت خواهد بود.
    پايان

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی