در حال بار گذاری
امروز: شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷

دین و اندیشه > رابطه خدا و انسان؛ عارفانه يا آمرانه

عليرضا پيوگاني گروه دين و انديشه:از مباحث فقهي، رابطه انسان و خدا نوعي رابطه عبد و مولايي برداشت مي‌شود که اين رويکرد ضعف‌هايي دارد و در حقيقت با مراتب نازل خلوص در عبادت سازگار است؛ بايد نوعي ديگر از رابطه را با خداوند امتحان کرد.

     گروه دين و انديشه:از مباحث فقهي، رابطه انسان و خدا نوعي رابطه عبد و مولايي برداشت مي‌شود که اين رويکرد ضعف‌هايي دارد و در حقيقت با مراتب نازل خلوص در عبادت سازگار است؛ بايد نوعي ديگر از رابطه را با خداوند امتحان کرد.
    انسان دين‌دار بايد بداند چه نوع ارتباطي بين او و خداوند وجود دارد. ايمان به‌عنوان محور دين‌داري که تأکيد فراواني بر آن شده  مستلزم شناخت موجودي است که ايمان به او تعلق گرفته؛ چراکه نمي‌شود به موجود ناشناخته ايمان آورد.
    يکي از مراتب شناخت خداوند، فهم ارتباط خدا با انسان است که در دين‌داري ما مؤثر است.
    اين بحث را به‌عنوان "منشأ الزام احکام ديني" در فلسفه فقه مي‌توان دنبال کرد. اين مهم است که خداوند از چه جايگاهي براي انسان احکامي را وضع کرده است.
    *ارباب و عبد يا عاشق و معشوق؟
    در اين خصوص رويکردهاي متفاوتي وجود دارد که مي‌توان آن‌ها را در طول يکديگر دسته‌بندي کرد.
     يکي از رايج ترين رويکردها که محور مباحث فقهي را تشکيل مي‌دهد، نگاه عبد و مولايي، نظير رابطه ارباب و عبدي است.
    به‌طور مثال فقها مي‌گويند مولا از ما خواسته نماز بخوانيم و ماهم بايد اطاعت کنيم، اگر به آنچه مولا از ما خواسته عمل نکنيم مستحق عذابيم و مولا ما را توبيخ مي‌کند.
    اما نگاه ديگري هم در اين موضوع مطرح شده که بيشتر در مباحث اخلاق و عرفان کاربرد دارد.
    گفته مي‌شود رابطه انسان با خدا مي‌تواند رابطه عاشق و معشوق باشد، يعني چون خدا مخلوقاتش را دوست دارد، پس مطابق با مصالح آن‌ها احکامي را وضع مي‌کند و در مقابل اگر انسان اين رابطه را بپذيرد، چون معشوق و معبود از او کاري را خواسته انجام مي‌دهد.
    *با رويکرد عبد و مولايي از دين لذت نمي‌بريم
    تفاوت اين دو ديدگاه در نحوه عمل مؤمنين به احکام ديني خود را نشان مي‌دهد. زماني که خدا ارباب سختگير ما باشد، انجام دستورات او نيز تکلف‌آور خواهد بود؛ شايد به همين دليل است که برخي از متدينين در عمل به دستورات ديني مثل روزه گرفتن  خود را همچون برده‌اي مي‌انگارند که تحت شکنجه قرار گرفته‌.
    اما اگر انسان دين‌دار به اين درک برسد که »يحبهم و يحبونه«، يعني هم خدا انسان را دوست دارد و هم انسان خدا را، در اين صورت با ميل باطني بيشتري اعمال و مناسک ديني را به‌جا مي‌آورند و فقط به‌قصد رفع تکليف، دين‌داري نمي‌کنند، بلکه از دين‌داري لذت مي‌برند.
    *انسان عاشق بر معبود منت نمي‌گذارد
    همچنين انساني که خدا را ارباب و مولا مي‌داند، ممکن است در ازاي انجام تکاليف الهي بر او منت بگذارد، هرچند آن را اظهار نکند. شايد براي همه ما پيش آمده باشد که با غرولندهايي از خدا طلبکار شويم که چرا مني که به دستوراتت عمل مي‌کنم را کمک نمي‌کني؟
    اين پندار منت گذارانه نسبت به معبود خطا و اشتباه است. در قرآن آمده است که »يَمُنُّونَ عَلَيْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لَا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلَامَکُمْ بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْکُمْ أَنْ هَدَاکُمْ لِلْإِيمَانِ«، يعني اين بندگان نيستند که مستحق منت گذاشتن به خدا باشند بلکه خداوند بايد منت بگذارد که ما را از اهل ايمان و اسلام قرار داده؛ اما انسان عاشق شکرگذار است که خداوند او را در زمره مؤمنين و مسلمين قرار داده است.
    *مراتب هفتگانه اخلاص در عمل
    بزرگان اخلاق و عرفان هفت مرتبه براي سنجش ميزان خلوص در عمل ذکر کرده‌اند. اين هفته مرتبه به ترتيب عبارت است از: سعادت دنيوي، ترس از عذاب، شوق بهشت، حيا از خداوند، مقام شکر و وفا، عشق و محبّت و مقام عنداللّهي.
     توضيح همه اين مراتب يک نوشتار مستقل و مفصل مي‌طلبد، اما به‌طور اجمالي اين مراتب که برگرفته از روايات معصومين است، نشان مي‌دهد اکثر مؤمنين به مراحل و مراتب بالاي اخلاص نرسيده‌اند و ما نماز مي‌خوانيم براي آنکه به جهنم نرويم و يا روزه مي‌گيريم که به بهشت برويم و به ديگران کمک مي‌کنيم تا سپر آتش جهنم شود.اميرالمؤمنين علي (ع) درباره انگيزه‌هاي پرستش مي‌فرمايد: »گروهي خدا را براي چشم‌داشت، مي‌پرستند و اين پرستش بازرگانان است. گروهي او را از روي ترس عبادت مي‌کنند و اين عبادت بردگان است، و گروهي او را سپاسمندانه مي‌پرستند و اين پرستش آزادگان است«.
    و يا در حديث ديگري فرموده‌اند: »ما عبدتک خوفاً من نارک و لاطمعاً في جنتک بل وجدتک اهلاً للعبادة فعبدتک؛ خداوندا! من تو را نه به جهت ترس از دوزخ و نه به طمع بهشت برين که من تو را سزاوار عبادت ديده و به پرستش تو مي‌پردازم«.
    *به فقه نبايد اکتفا کرد
    با توجه به‌مراتب اخلاص در عمل نمي‌توان گفت آن‌هايي که نماز را به‌قصد بهشت مي‌خوانند خطاکارند، بلکه آن‌هايي که نماز را براي اتصال به معشوق مي‌خوانند انسان‌هاي کامل‌تري هستند؛ بنابراين نگاه اطلاقي به اين موضوع نبايد داشت و هر مرتبه را بايد مستقل بررسي کرد.
    به گزارش امانت به نقل از تبيان،نکته ديگر اينکه آنچه که به‌عنوان فقه و مسائل فقهي به مردم عرضه مي‌شود، مبتني بر نگاه عبد و مولايي بوده و ازاين‌جهت محدود به‌مراتب پايين اخلاص است؛ بنابراين بايد دين‌داران با مسائل اخلاقي ايمان و اخلاص خود را تقويت کنند تا هم افعال ديني موجب تکامل وجودي آن‌ها شوند و هم تکاليف شرعي کالبد بي‌جاني نباشد؛ علاوه براينکه طعم عبادات را بچشند و بتوانند از دين‌داري لذت ببرند.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی