در حال بار گذاری
امروز: چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷

دین و اندیشه > دين، در خدمت سعادت فرد يا راهکاري براي پيشرفت جامعه

عليرضا پيوگاني گروه دين و انديشه:از زماني‌که پاي مدرنيته به دنيا باز شد، انتظار مردم از دين، نسبت به انسان سنتي گذشته متفاوت شد. شايد در گذشته کمتر مردم براي انجام مناسک ديني چون و چرا مي‌کردند، اما پوزيتيويسم فلسفي استدلال‌طلبي به سبک تجربي و نتيجه‌گرايانه را به حيطه دينداري هم وارد ساخت.

     گروه دين و انديشه:از زماني‌که پاي مدرنيته به دنيا باز شد، انتظار مردم از دين، نسبت به انسان سنتي گذشته متفاوت شد. شايد در گذشته کمتر مردم براي انجام مناسک ديني چون و چرا مي‌کردند، اما پوزيتيويسم فلسفي استدلال‌طلبي به سبک تجربي و نتيجه‌گرايانه را به حيطه دينداري هم وارد ساخت.
    اين روند در دنياي مسيحيت بيشتر نمود پيدا کرد و زماني که مردم دين را در زندگي اجتماعي خود ناکارآمد ديدند، سکولاريسم را پيش گرفتند و دين را محدود به زندگي فردي خود کردند. به رغم اينکه از زمان پروتستانتيسم لوتري، روند فردگرايي ديني افزايش پيدا کرد، اما حتي مذهب پروتستان هم ايمان سنتي به جماعت قديسان و رستگاران ازلي را همچنان محفوظ مي‌داشت؛ ولي از چند دهه گذشته، مدرنيته بنيان جمعي دينداري را ويران کرد؛ حتي مدرنيته به فردمحوري دينداري قانع نشد و تا حد زوال دين در بسياري از کشورهاي جهان پيش رفت.
    *گزارشي از وضعيت رو به زوال دين
     فيل زاکرمن در يک گزارش از وضعيت دين‌داري در جهان که در نشريه هافينگتون پست منتشر شده است، ادعا کرده که دين در جهان رو به زوال است و جهان در حال تجربه موج غيرمنتظره‌اي از سکولاريسم است؛ در واقع جديدترين دين دنيا بي‌ديني است.
    در اين گزارش آمارهاي نگران کننده‌اي درباره کاهش دينداري در کشورهاي دنيا آمده است: »براي اولين بار در تاريخ بريتانيا، اکنون تعداد ملحدان و لااَدري‌گرايان بيشتر از مؤمنان به خداوند است.
    نزديک به هفتاددرصد هلندي‌ها هيچ تعلق خاطري به هيچ ديني ندارند؛ در ايالات متحده? امريکا چيزي بين بيست‌وسه تا بيست‌وهشت درصد افراد بزرگ‌سال هيچ نوع تعلقي به هيچ ديني ندارند. شصت سال پيش در ژاپن، قريب به هفتاد درصد بزرگ‌سالان ادعا مي‌کردند اعتقادات ديني شخصي دارند؛ اما امروزه تنها بيست‌درصد چنين اعتقاداتي دارند. در افريقا نيز تعداد افرادِ بي‌دين در حال رشد است؛ درحالي‌که ميزان دين‌داري در اين قاره همواره زياد بوده است.«
    *کارکرد‌هاي دين؛ حداقلي يا حداکثري؟
    به طور اجمالي تأثير دين و مذهب در زندگي را نمي‌توان انکار کرد؛ دين به دليل ساختار معنوي و خدا محورش، آثاري مانند آرامش، اميدواري و هدف‌مندي را وارد زندگي انسان مي‌کند.
    دين بسياري از تمايلات فطري انسان، از جمله جاودانگي و ابديت‌طلبي را با باور به معاد و آخرت تأمين مي‌کند؛ اما اين همه نيازها و خواسته‌هاي انسان نيست و آدم‌ها براي زندگي، نياز به برنامه‌اي کارآمد در حيات اجتماعي، علمي و سياسي دارند.
    ديدگاه حداقلي در اسلام به تعبير حجت الاسلام خسروپناه اين است که: »تنها آيات قرآن را به رابطه انسان با خدا و آخرت منحصر ساخته و ساير عرصه‌هاي ديگر فردي و اجتماعي انسان را نفي کرده است.« اين ديدگاه را بايد ميراث سکولاريسم غربي دانست که البته در بين روشنفکران ايراني نيز طرفدار دارد. اما نگاه حداکثري که ترجيح اکثر علماي اسلامي است، مي‌گويد دين بيان کننده همه چيز است و همه نيازهاي بشر را پاسخ مي‌دهد.
    *شکست دين در مصاف با تکنولوژي
    گسترش روز افزون نحله‌هاي مختلف فکري، نظير جريان روشنفکران ديني، در کنار نظام سنتي ديني و افزايش گرايش به اين گروه‌ها و همچنين پديد آمدن عرفان‌هاي نوظهور، خبر از تمايل به تغيير روش و منش دينداري مي‌دهد؛ اما اين خواسته‌ها اگرچه حداقل در جامعه ديني ايران هنوز قدرت نگرفته است، ولي سير صعودي سکولاريزاسيون جهاني جامعه ديني ايران را نيز با تهديد مواجه کرده است؛ بنابر اين لازم است بدانيم، اين کم‌رنگ شدن تمايل به دين از کجا نشأت مي‌گيرد؟ و در حقيقت دنيا چه تغييراتي کرده که انسان‌ها انتظاراتشان از دين تغيير کرده است و بايد با انسان جديد چگونه برخورد کرد؟
    يکي از ادله تغيير انسان جديد، ورود تکنولوژي به حيات بشري و پيچيده‌تر شدن روزافزون زندگي‌ها است. زندگي اجتماعي و علمي انسان عصر تکنولوژي، متفاوت از زندگي انسان سابق سنتي شده؛ و انسان امروز هرچقدر هم که سنتي باشد، ناگزير از تن دادن به مظاهر تکنولوژي است؛ و اين تراژدي انسان ديندار را با چالش و بحراني مواجه ساخته و آن اينکه آيا دين پاسخگوي نيازهاي اجتماعي و علمي او خواهد بود؟
    از طرفي نفوذ و رسوخ مؤلفه هاي مدرنيته، از جمله استدلال طلبي، اين جرأت را به انسان مدرن داد که از صحت و سقم و کارکرد دين در زندگي سؤال کند؛ امري که در گذشته به مراتب کمتر انجام مي‌شد و زماني که جامعه ديني جواب خود را از متوليان امر دين دريافت نکرد و يا از پاسخ‌ها قانع نشد، به دين پشت کرده و به عقل خودبنياد و سکولار رو آورد.
     *نوانديشان انقلاب اسلامي، آخرين پايگاه حفظ دين در جهان
    اين سرنوشت تلخ دين در جهان، البته هنوز به همه اديان توسعه پيدا نکرده و در جهان اسلام، به خصوص مذهب شيعه اقتدار خود را حفظ کرده است. روندي که از پيش از انقلاب توسط روحانيون نوانديش ديني آغاز شد، دقيقاً مقابله‌اي بود با آنچه که امروز بر سر دينداري آمده است. البته پديده مهمي مثل بيداري اسلامي در منطقه، يکي از نتايج تلاش‌هاي نوانديشان ديني است.
    روحانيون متفکر و روشنفکر عصر پهلوي، کساني همچون مرحوم مطهري، امام صدر، بهشتي و رهبر انقلاب که غالبا از شاگردان مرحوم امام خميني و علامه طباطبايي بودند، لزوم اصلاح نهضت ديني را درک کردند و تمام تلاش خود را صرف نماياندن وجه کارکردگرايانه دين در عرصه‌هاي مختلف بشري کردند.
    شهيد مطهري درباره لزوم اصلاح تفکر ديني مي‌گويد: »فکر ديني ما بايد اصلاح بشود. تفکر ما درباره‌ي دين غلط است غلط. به جرئت مي گويم از چهار تا مسئله‌ي فروع، آنهم در عبادات، چندتايي هم از معاملات، از اينها که بگذريم ديگر فکر درستي ما درباره‌ي دين نداريم...ما اکنون بيش از هر چيزي نيازمنديم به يک رستاخيز ديني و اسلامي، به يک احياي تفکر ديني، به يک نهضت روشنگر اسلامي«.به گزارش امانت به نقل از تبيان،انقلاب اسلامي در حقيقت جوابي قاطع و مثبت بود بر امکان وارد شدن دين در حيات اجتماعي انسان؛ اما اين همه‌ي راه نيست و هنوز سؤالات بي شمارِ بي پاسخي وجود دارند که روز به روز نيز به تعدادشان افزوده مي‌شود. بنابراين قبل از آنکه دير شده و ايران نيز وارد سراشيبي تند سکولاريسم جهاني شود، جامعه نخبگاني دانشگاهي و حوزوي بايد براي اين معضل فکري کنند.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی