در حال بار گذاری
امروز: دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷

دین و اندیشه > دليل برخورداري جوامع غربي از نعمت‌ بيشتر چيست

گروه دين و انديشه:يکي از شبهات و پرسش‌هايي که گاه با ملاحظه برخي آيات قرآن مطرح مي‌شود، اين است که اگر ملاک نزول برکات و بارش نعمت‌هاي الهي بر جوامع، ميزان ايمان و رعايت تقوا و تحفظ بر احکام و ارزش‌هاي ديني است، پس چرا کشورهاي غربي با عدم رعايت اين مسائل، از برکات آسماني و زميني بسياري برخوردارند ولي کشورهاي اسلامي، که ظاهراً در مراقبت بر احکام ديني و رعايت تقوا و دارابودن ايمان پيش‌قدم هستند، نه تنها از بسياري از اين برکات محرومند که به انواع مشکلات و نابساماني‌ها گرفتار و در رنج‌اند!

    گروه دين و انديشه:يکي از شبهات و پرسش‌هايي که گاه با ملاحظه برخي آيات قرآن مطرح مي‌شود، اين است که اگر ملاک نزول برکات و بارش نعمت‌هاي الهي بر جوامع، ميزان ايمان و رعايت تقوا و تحفظ بر احکام و ارزش‌هاي ديني است، پس چرا کشورهاي غربي با عدم رعايت اين مسائل، از برکات آسماني و زميني بسياري برخوردارند  ولي کشورهاي اسلامي، که ظاهراً در مراقبت بر احکام ديني و رعايت تقوا و دارابودن ايمان پيش‌قدم هستند، نه تنها از بسياري از اين برکات محرومند که به انواع مشکلات و نابساماني‌ها گرفتار و در رنج‌اند!
    ريشه و منشأ اين گونه شبهات و پرسش‌ها عدم دقت و فهم اصطلاحات و مفاهيم قرآني از يک سو و نبودن نگاه جامع به همه ملاک‌ها و عوامل خوشبختي يا بدبختي جوامع و نيز در اختيار نداشتن سنجه‌هاي صحيح براي محک زدن اين دو وضعيت است. به عبارت ديگر از يک طرف معناي واژه‌هاي ايمان، تقوا، برکات، غضب الاهي، رضايت الهي،... براي ما به درستي روشن نيست و مصاديق جامع آن‌ها را در نظر نمي‌آوريم و از سوي ديگر با توجه به برخي از آموزه‌هاي ديني و غفلت از ديگر آموزه‌ها، مي‌پنداريم که مثلاً ملاک نيکبختي يک جامعه تنها در برپايي شعائري چون نماز و روزه و اعتکاف و عزاداري و...خلاصه مي‌شود.
    از جانب ديگر وقتي مي‌خواهيم ببينيم يک کشور يا جامعه حقيقتا داراي برکات و خوش بختي است يا نه؟ اغلب به پاره‌اي از ملاک‌هاي ظاهري، مانند نزول باران، زمين‌هاي حاصل‌خيز، سود ناخالص ملي و ... تمسک کرده و از ملاک‌هاي مهم‌تر و حياتي‌تر غفلت مي‌کنيم. با اين مقدمه به سراغ تبيين آموزه مورد بحث قرآن مي‌رويم. آنچه ضامن سعادت جمع و رفاه واقعي و برکت اقتصادي جامعه است، تقوا (به معناي حقيقي و جامع آن) است. از اين رو تکنولوژي و صنعت منهاي ايمان، سياست مالي و اقتصادي بدون تقوا، استثمار ملل ضعيف، منفعت طلبي و امثال اين‌ها، موجب رفاه واقعي و نزول برکات نيست؛ گرچه ممکن است سبب جمع ثروت و بهره‌وري‌هاي مادي حتي در سطح بالا و وسيعي شود.اين‌ها معيار لذت واقعي زندگي نيست و چه بسا که سبب تضاد افراد نسبت به هم و از بين رفتن عواطف ظريف انسان‌ها شود، جامعه را تنها در شکم‌پرستي و پول، غرق کند، ارزش‌هاي انساني در آنجا افول نمايد و ارزش‌هاي مادي جاي‌گزين آن شود؛ چنانکه هر جا فرهنگ مدرنيته رسوخ کرده است، بيگانگي ميان انسان‌ها عميق‌تر و گسترده‌تر شده است.
    در جامعه‌اي که عقلانيت مدرن، منهاي ايمان به خدا، تقوا و رعايت حقوق انسان‌ها و اخلاق الاهي دنبال شود، ممکن است براي بخشي از جامعه، رفاه حيواني ايجاد شود اما از سعادت انساني خبري نخواهد بود و ملل تحت سلطه و مستضعف را سرشار از بغض و کينه ملت مرفه نموده و دير يا زود، به انفجار جامعه مادي از درون و مورد تهاجم قرار گرفتن از بيرون منتهي خواهد شد.
    *برکت و خير حقيقي چيست؟
    برخي مي‌گويند: با بررسي تاريخ، مشاهده مي‌کنيم که گروه‌ها و اقوام کافري که در برابر پيامبران قرار داشتند اغلب از طبقه اشراف مستکبر و ملأ و برخوردار، و داراي ثروت و امکانات مادي بوده‌اند که قرآن مي‌فرمايد: »يحسب انَّ ماله اخلده« آن چنان مالش فراوان است که گمان مي‌کند زندگي او را جاويدان مي‌سازد و بسياري از جوامع کفر و فسق، داراي رفاه و برخي غرق در نعمت هاي مادّي هستند، به گونه‌اي که گاهي گندم و محصولات اضافي خود را به دريا مي‌ريزند؛ در مقابل، جوامع اسلامي و ايماني معمولاً در فقر و محروميّت نسبي به سر مي‌برند و دست نيازشان به سوي جوامع کفر، دراز است، به طوري که اگر موادّ غذايي و محصولات صنعتي خود را به آنان ندهند در گرسنگي به سر خواهند برد...!  *برکات تنها در سايه ايمان و تقوا
    پاسخ اين است که: اولاً در آيه آمده است: درهاي برکت را بر روي آن‌ها مي‌گشاييم و برکت، تنها ثروت و تنعم مادي و رفاه نيست. ثروت و امکانات مادي، زماني خير و برکت است که در پيشبرد اهداف عاليه انساني و ارتقاي همه‌ جانبه جامعه به کار رود و انسانيت، اخلاق، مساوات، برابري، برادري و عواطف را زنده کند؛ به گونه‌اي که در پرتو آن، پيوندهاي انساني در ميان آنان، مستحکم شود، خوي و عادت لطيف نوع دوستي آن‌ها را فرا گيرد و امنيت واقعي و همه جانبه‌اي، جامعه را بپوشاند و اين در حالي است که ما در جوامع مادي و غير الهي عکس اين قضيه را مشاهده مي‌کنيم.تنعم مادي و رفاه، اغلب وسيله‌اي براي وحشي‌گري، تقويت روحيه درندگي، جنايت و خيانت در آن‌ها شده است! آيا ما مي‌توانيم روحيه برادري و نوع دوستي‌اي را که محصول همين ايمان و تقواي نيم‌بند و ناقص در جوامع اسلامي است با روحيه وحشي‌گري و بي عاطفه‌اي جوامع غربي برابر کنيم؟ آيا مي‌توان نعمت‌هايي همچو امنيت، عدالت، آرامش رواني و روابط انساني و عاطفي را نعمت به شمار نياورد؟!
    *پيشرفت مادي در پرتو استثمار ديگران
    بخشي از ثروت‌ها و رفاهي که در کشورهاي غربي وجود دارد و البته بخشي از مردمان آن کشورها از آن بهرمندند، محصول غارت و چپاول کشورهاي ضعيف و فقير به شگردها و شيوه‌هاي گوناگون است. آيا چنين رفاه و پيشرفت ظاهري را مي‌توان برکت و خير نام‌ نهاد؟!استعمار کهنه و نو و فرانو با شيوه‌هاي متنوع و به روز، و با به کار گرفتن پيشرفت‌ها علمي و تکنولوژيک کوشيده‌اند تا ضمن غارت ثروت‌ها و امکانات کشورهاي ضعيف، آنان را در حرمان اقتصادي و ضعف فرهنگي نگه دارند. در راه تحقق اهداف خويش، بيش‌تر به کارشان بگيرند و کمتر به آنان بدهند، تا بدين وسيله، کالاي آنان را به راحتي بخرند و کاري کنند که متکي به محصولات خودشان کنند. حتي براي آنان جنگ هاي درون و برون مرزي پديد آورند، تا براي فروش اسلحه‌هاي انبار شده خودشان بازار کاذب فراهم سازند و آنان را نيز از اتکاي به خويش و به کار انداختن ذهن‌ها و افکارشان عملاً باز دارند! تنعّم و جمع ثروت، بدين گونه و از طريق ارتزاق از خون محرومان، راهي است که کشورهاي به ظاهر مترقي پيموده و مي‌پيمايند.
    *تنعم بدون تقوا، مقدمه‌ي عذاب الهي
    براساس آيات قرآن، گفتار پيشوايان دين، تجارب تاريخي و حتي روزمره انسان، رفاه و تنعم بدون رعايت تقوا و اخلاق و همراهي فضائل انساني، نه تنها موجب آسايش و خوش‌بختي انسان‌ها نيست که خود وسيله‌ي رنج‌ها و گرفتاري‌ها و مقدمه عذاب‌ها و کيفرهاي گوناگون دنيايي و آخرتي است.مفاهيم ابتلا، استدراج، امهال، عذاب که هر کدام به سنتي از سنن الاهي اشاره دارند، گوياي همين حقيقت‌اند که گاه رفاه مادي و حيواني، عامل آزمايش، استدراج و کيفر انسان‌ها و جامعه‌ها مي‌شود.
    قرآن کريم در تبيين سنت آزمايش انسان‌ها و امت‌ها چنين مي‌فرمايد: "وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِک فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا وَ لکنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ ما کانُوا يَعْمَلُونَ فَلَمَّا نَسُوا ما ذُکرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ کلِّ شَيْ‏ءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ"، يقينا به سوي امت‌هاي پيش از تو رسولاني را فرستاديم، پس آنان را به انواع سختي‌ها و دشواري‌ها مبتلا ساختيم تا شايد خاضعانه به درگاه خداوند بازگردند.
    پس چه شد که وقتي گرفتار عذاب ما شدند متضرعانه توبه کردند ولي دل‌هاشان سخت شد و شيطان کارهاشان را براي‌شان زينت داد. پس چون آن چه از (نصايح و توصيه‌هايي که) به آن‌ها يادآوري کرديم را فراموش کردند، ابتدا درهاي هر خيري را به روي شان گشوديم ولي هنگامي که (غافلانه) غرق شادماني بودند و امر بر ايشان مشتبه مي‌نمود، به ناگاه آنان را (با کيفري سخت) گرفتيم (و هلاکشان کرديم).خداوند سبحان در تبيين سنت امهال (مهلت دادن و سپس عذاب کردن) مي‌فرمايد: »فَذَرْنِي وَ مَنْ يُکذِّبُ بِهذَا الْحَدِيثِ سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ وَ أُمْلِي لَهُمْ إِنَّ کيْدِي مَتِينٌ« پس مرا با کساني که قرآن را تکذيب مي‌کنند واگذار که به زودي از آن جا که نمي‌دانند در استدراجشان قرار مي‌دهيم و به آنان مهلت مي‌دهم (وسپس با عذابي سخت کيفرشان خواهم داد) همانا نقشه من استوار و حساب‌شده است.بنابراين پيشرفت علمي و تکنولوزيک اگر توأم با معنويت، رعايت اخلاق الاهي و پايداشت عدالت و حقوق انسان‌ها نباشد، نه تنها خير و برکت نيست که خود عاملي براي بحران‌هاي اجتماعي و انساني است؛ هرچند ممکن است فکرهاي ظاهربين و عقل‌هاي ناتوان، آن را خير و خوش‌بختي تلقي کنند.
    *معيار قرآن؛ وعده مشروط
    با توجه به مباحث پيشين و با دقت در آيات قرآن کريم، در مي‌يابيم که تحقّق وعده خداوند در نزول برکات، مشروط به تحقق تقوا در جامعه است. تقوا رئيس همه خوبي‌ها و باب ورورد به همه فضائل اخلاقي است؛ برپائي نماز، انفاق، دوستي و محبت ميان مؤمنان، ترويج شعائر دين در اجتماع، گسترش عدالت، مراقبت از حقوق انسان‌ها و... همه در ذيل تقوا و از خاستگاه ايمان به خداوند محقق مي‌شود.تنها به يدک کشيدن نام امت اسلامي و ديني و در عين حال سستي و اهمال‌کاري در اجراي حدود الهي و تلاش براي ساختن جامعه‌اي آباد و پيشرفته و وابسته بودن به قدرتمندان و مستکبران، با تقوا سازگار نيست. هر جامعه‌اي که شئون مذهبي و دستورات و حدود و سنن الهي را در امور خود رعايت و عمل نکند و آن را در بطن کارهاي روزمره خود مستقر نسازد، متقي به شمار نمي‌آيد و استحقاق دريافت برکات موعود در قرآن را ندارد. زيرا معيار قرآن تقواست.
    *رعايت قانون در جوامع غربي و استکباري
    به گزارش امانت به نقل از فارس،مطلبي که در اين جا بايد به آن توجه داشت، اين است که در جوامع غربي و استکباري، برخي از اصول اخلاقي موردتوجه قرار مي‌گيرد و به مقررات اجتماعي احترام مي‌گذارند و در فراگيري دانش و ارتقاي سطح علمي، صنعتي، کشاورزي، سياسي و... خود تلاش شايسته و مستمر دارند و فهميده‌اند که با عدم توجّه به اين اصول، زندگي ماديشان مختل مي‌شود. اين توجه‌ها و تلاش‌ها ضرورتاً موجب رشد و شکوفايي جنبه‌هايي از زندگي دنيايي آن‌ها شده و مي‌شود؛ هر چند نمي‌توان نام اين‌ها را برکات نهاد. اما متأسفانه در اين سو برخي از ملل به ظاهر اسلامي، همين مسائل را هم رعايت نمي‌کنند و تنها به تنعم مادي فردي خود مشغول و از تلاش براي رشد و توسعه جامعه در زمينه‌هاي مختلف غافل و فاقد احساس مسؤوليتند و مشخص است که با چنين شيوه‌ زندگي، دنيا و آخرت را توأمان از دست خواهند داد.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی