در حال بار گذاری
امروز: يکشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۹۹

دین و اندیشه > در عدالت‌خواهي انگيزه‌ها نبايد سياسي و جناحي باشد

گروه فرهنگي:يک کارشناس گفت:عدالت‌خواهي بايد يک تمرين براي جامعه باشد، افرادي که مي‌خواهند عدالت‌خواه شوند بايد آدابي را رعايت کنند. در عدالت‌خواهي انگيزه‌ها نبايد انگيزه‌هاي سياسي و جناحي باشد.

    گروه فرهنگي:يک کارشناس گفت:عدالت‌خواهي بايد يک تمرين براي جامعه باشد، افرادي که مي‌خواهند عدالت‌خواه شوند بايد آدابي را رعايت کنند. در عدالت‌خواهي انگيزه‌ها نبايد انگيزه‌هاي سياسي و جناحي باشد.
    رهبر انقلاب درباره عملکرد جمهوري اسلامي درباره‌ي عدالت فرمودند: »در مورد عدالت ما عقب‌مانده هستيم… در دهه‌ي پيشرفت و عدالت بايستي هم در پيشرفت موفّق مي‌شديم، هم در عدالت؛ در پيشرفت به معناي واقعي کلمه موفّق شديم، [امّا] در زمينه‌ي عدالت، بايد تلاش کنيم، بايد کار کنيم، بايد از خداي متعال و از مردم عزيز عذرخواهي کنيم.«  و در جاي ديگر فرمودند: »حکومت اميرالمومنين در زمينه‌ي اقامه‌ي عدل، حمايت از مظلوم، مواجهه‌ي با ظالم و طرفداري از حق در همه‌ي شرايط، الگويي است که بايد از آن تبعيت شود.« گفت‌وگو با حجت‌الاسلام حامد کاشاني، کارشناس تاريخ اسلام، در مسئله‌ي عدالت و مبارزه با ظلم را بررسي کرده است.
    وي با بيان اينکه چالش اصلي ما در بسياري از موضوعات حکمراني به‌ويژه در مسئله‌ي عدالت، الگوي حکمراني ماست، گفت: ما به يک الگوي جامع حکمراني هم در مسئله‌ي عدالت، هم در مسئله‌ي اقتصاد، هم در سياست خارجي و هم در سياست‌هاي کلان نياز داريم. ما در سياست مدوّني که با تغيير دولت‌ها دائم تغيير نکند و به‌صورت الگوي عملي درآمده باشد، ضعف جدي داريم و بايد روي آن خيلي کار کنيم. ما يک ضعف نظري از مباني ديني خودمان داريم که آن مباني ديني تبديل به الگوي حکمراني نشده است، لذا گاهي سليقه‌اي عمل مي‌شود. و خيلي اوقات وجه‌المصالحه‌ي جنگ‌هاي سياسي و انتخاباتي مي‌شود، البته سطح جامعه نسبت به ساليان گذشته خيلي رشد داشته است، امّا با توقعي که از انقلاب اسلامي مي‌رود و با آرمان‌هايي که داريم خيلي فاصله‌مان زياد است. وقتي آقا مي‌فرمايند الگوي ما حکومت اميرالمؤمنين صلوات‌اللّه‌عليه است، ما تصوير روشني به‌عنوان الگو از حکومت حضرت در ابعاد مختلف ارائه نکرديم که بخواهد ملاک قرار بگيرد. بلکه کار کاريکاتوري انجام شده است، و گاهي آن را هم وجه‌المصالحه‌ي اتفاقات سياسي کرديم.
    وي افزود: يک بخش ديگرش اين است که گاهي سياست‌هاي ما چون از يک الگوي جامع برداشته نشده، تعارض زيادي با هم دارند. ما بعضي اوقات يا قانون نداريم، يا قانون زيادي داريم که معارض‌اند و بايد در تفسير و توجيه آن کار شود. مثلاً گاهي رفتارهايمان توليد فقر مي‌کند. يا بحران‌هايي مثل دست‌کاري قيمت ارز، طلا، افزايش چندبرابري قيمت مسکن، توزيع يارانه و… که به‌شدت به زندگي مردم آسيب وارد مي‌کند. عملاً قانون است، ولي غيرعادلانه است. ما قوانين غيرعادلانه کم نداريم. قوانين ما با هم سازگاري و يکپارچگي ندارند. وقتي الگوي حکمراني جامع نداشته باشيم، معارض عمل مي‌کنيم. لذا اگر بخواهم روي يک نقطه‌ي ساختاري دست بگذارم، اول الگوي حکمراني جامع است. خيلي از اوقات هم سعي شده يک اتفاقي بيفتد، امّا حداکثر دنبال يک الگوي حکمراني غربي بوديم. اگر الگوي حکمراني اسلامي باشد آن‌وقت شفافيتش، قوه‌ي قضائيه‌اش و مبارزه با فسادش ممکن است نزديک به غرب باشد و يا نباشد، ولي منبعش غرب نيست. يک بازنگري از درون است. به نظر من علت‌العلل همه‌ي مشکلاتمان اينجا است. اين دولت مي‌رود، آن دولت مي‌آيد و الگوها تغيير مي‌کند. عملاً نگاه روندي نداريم. وقتي نگاه روندي نباشد، احتمال بي‌عدالتي زياد است. کمااينکه الان داريم فقر توليد مي‌کنيم و به‌شدت سبد زندگي معيشتي مردم دچار آسيب شده است. چرا؟ چون الگوي حکمراني نداريم.
    اين محقق و نويسنده کشورمان گفت: فضاي مديريتي جامعه فضاي تزاحمي است. وقتي اسم مصلحت پيش مي‌آيد دو اتفاق خطرناک مي‌افتد. اولاً عده‌اي فکر مي‌کنند بيان مصلحت براي ماست‌مالي کردن است. در حالي که ما مي‌گوئيم سيره‌ي حضرت و سيره‌ي ائمه‌ي را با دقت نگاه کنيد. ما نمي‌خواهيم با بيان مصلحت خطاهايي که گاهي در حکومتمان رخ مي‌دهد را ماست‌مالي يا لاپوشاني کنيم. ثانياً مصلحت نبايد يک شمشيري در دست محافظه‌کاران باشد که هرجا قرار است اصلاحي صورت بگيرد به اسم مصلحت ذبحش کنند. در حکومت حضرت اصل بر عدالت‌محوري در همه‌ي ابعادش است. اصل بر برخورد با فاسد است. حکومت حضرت يک حکومت چند بُعدي است. ما في‌الجمله و بالقوه الگوي عدالت داريم، ولي بالفعل نداريم. وقتي اين اتفاق مي‌افتد که کرسي‌هاي آزادانديشي برگزار شود و ما از ابعاد مختلفِ حکومتِ اميرالمؤمنين يک الگوي پيشنهادي را برداشت کنيم، بعد اين الگو را به فقها و متخصصين ارائه کنيم تا از آن الگويي شکل بگيرد. ما چنين کاري نکرديم. يک‌بار براي هميشه ما بايد از سرمنشأهاي اعتقادات و مفاهيم‌مان به يک محتواي مشخص و خروجي مشخص برسيم. متأسفانه افرادي هستند که طلبه نشده مجتهدند، لذا خطر خوارج در آن‌ها بسيار جدي است. و هرچه را هم بگوييم فحش تلقي مي‌کنند. مثلاً اگر بگوييم ما عدالت‌خواهيم، مي‌گويند نه دروغ مي‌گوئيد! يعني برچسب مي‌زنند و برچسب را برنمي‌دارند. به‌شدت صفر و يکي‌اند. اين همان مشکل تک خطي ديدن است. وي با بيان اينکه داشتن الگوي عدالت‌خواهي يکي از مشکلات جدي ما هست، گفت: ببينيد هميشه وقتي يک جريان افراطي مي‌آيد که مقابلش يک تفريط گسترده صورت گرفته باشد. اخباري‌گري در حوزه وقتي آمد که اصوليان روايات را حذف کردند. وقتي قاضي به منتقد به بي‌عدالتي مي‌گويد به شما ربطي ندارد، به جاي اينکه بگويد خدا پدرت را بيامرزد که زندگي‌ات را رها کردي و به‌دنبال عدالت هستي، مي‌گويد به شما ربطي ندارد. جريان مقابل را افراطي مي‌کند و همه را بدبين مي‌کند. من فکر مي‌کنم اشکال همان ضعف ساختاري و الگويي است. وقتي الگو نداشته باشيد، ساختار خوبي هم نداريد. و تعارض زيادي داريد. وقتي ساختار روشن باشد و خيلي تزاحم و تعارض نباشد، تصميم‌گيري‌ها اين‌قدر سخت نمي‌شود. ولي تصميم‌گيري در کشور ما خيلي مشکل است. چون براي انجام هر کاري بايد با صد جا هماهنگ کرد. موازي کاري و معارض زياد است. اين اولاً از کارگزار انرژي مي‌گيرد. ثانياً کارگزار را به‌سمت بعضي از اشکالات مي‌برد.
    به گزارش امانت به نقل از مهر، وي با اشاره به اينکه عدالت‌خواهي بايد يک تمرين براي جامعه باشد، گفت: اين‌ها را از دين مي‌فهميم. اين تسويه حساب گروهي، باندي، قبيله‌اي و جناحي نيست. قدم اول عدالت‌خواهي اين است که افرادي که مي‌خواهند عدالت‌خواه شوند بايد آدابي را رعايت کنند. يعني ظلم بد است، حتي اگر پدر و مادر من انجام دهند.
     ما حق نداريم براي مچ گرفتن، گناهي را بر سر راه کسي قرار دهيم و بعد دوربين به‌دست بگيريم. کما اينکه در نهي از منکر هم کسي که مي‌خواهد نهي کند بايد عالم باشد. در عدالت‌خواهي هم اولاً بايد علم به آن موضوع داشت. ثانياً انگيزه‌ها، انگيزه‌هاي سياسي و جناحي نباشد.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی