در حال بار گذاری
امروز: يکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸

دین و اندیشه > تنها اقليت ناچيزي در جوامع بشري اهل استدلال هاي منطقي هستند

آرين رسولي گروه دين و انديشه:بدون ترديد مي توان ادعا کرد که اکثريت افراد در تمام جوامع اهل پرسشگري، استدلال هاي منطقي و شواهد محکم نيستند.

    گروه دين و انديشه:بدون ترديد مي توان ادعا کرد که اکثريت افراد در تمام جوامع اهل پرسشگري، استدلال هاي منطقي و شواهد محکم نيستند.
    تنها اقليت ناچيزي در جوامع بشري اهل اين گونه پرسشگري ها و حقيقت طلبي هستند. ما در مباحث و کشمکش هاي عرصه? انديشه، همواره يک پيشفرض دائمي را با خود حمل مي کنيم. پيشفرضي بنيادين که برخي از ما شايد هي چوقت به آن توجه نکرده و برخي ديگر هيچ گاه نيز توجه نخواهند کرد.
     پيشفرض خطاي ما اين است که براي دفاع از يک واقعيت، بايد آن را عقلايي و داراي استدلال و شواهد کافي نشان دهيم و اگر استدلال منطقي و عقلاني ما به قدر کافي محکم و معتبر بود، ديگران ناچار هستند که بپذيرند.
    از همين رو ما در عرصه انديشه و بحث ها و فحص هاي پيرامون آن، همواره در تلاش هستيم تا نظرات خود را بر پايه  استدلال و شواهد محکم بنا کنيم.
     اما آيا انسان ها در همه جوامع نظرات خود را با توجه استدلال و شواهد معتبر بنا مي_کنند؟ مگر اکثريت جامعه و عموم آدميان اهل استدلال هاي موشکافانه و منطقي، و شواهد دقيق و معتبر هستند؟ هرگز.
    بدون ترديد مي توان ادعا کرد که اکثريت افراد در تمام جوامع اهل پرسشگري  استدلال هاي منطقي و شواهد محکم نيستند. تنها اقليت ناچيزي در جوامع بشري اهل اين گونه پرسشگري ها و حقيقت طلبي هستند. تازه بخش چشمگيري از اين اقليت يا اهل استدلال هاي منطقي دقيق و عقلانيت نيستند، يا دچار »خطاي استدلال خياط دوز «
    مي شوند. خطاي خياط دوز به اين معناست که شخص ابتدا و از قبل يک هيکل را فرض مي گيرد و سپس براي آن لباس مي دوزد. هيکل در اينجا همان باوري است که شخص از قبل تعيين کرده است و سپس براي آن باور به دنبال لباسي از جنس استدلال منطقي و عقلانيت مي گردد. در حالي که اگر کسي واقعاً اهل پرسشگري، خردورزي و حقيقت طلبي باشد هيچ هيکلي را از قبل فرض نمي گيرد.
    بلکه ابتدا شواهد، استدلال ها و عقلاني بودن هر نگرش را با موشکافي تمام جويا مي شود و سپس بر اساس شواهد و استدلال هايي که سنجيده است، نگرشي را اتخاذ مي کند.
    تازه معمولاً ما اين افراد را هم بخشي از همان اقليتي که اهل عقلانيت هستند بحساب مي آوريم.
     اما اکثريت يا عموم مردم در جوامع مختلف تا همين حد از عقلانيت ، منطق و خردورزي را هم بکار نمي گيرند. آنها يا بر مبناي ساحات روانشناختي خود يک رأي را مي پذيرند يا به کلي بدون پرسشگري و حقيقت طلبي از افکار ثابت خود پيروي مي کنند. البته اين اکثريت متنوع و متکثر است و نمي توان يک داوري کلي در باب همه? آنها داشت. اما در اين نکته که هيچ ارزشي براي عقلانيت و استدلال هاي منطقي و همچنين شواهد محکم و معتبر قائل نيستند اشتراک دارند.
    چندي پيش اوزان وارول استاد حقوق و دانشمند موشکي در ماموريت‌هاي مريخ‌نورد سال 2003 با ناسا، در مقاله اي به چند نکته جالب در اين مورد اشاره مي کند. او به سوگيري هاي افراد اشاره مي کند و به اينکه افکار مردم در شرايط مختلف به هويت آنها بدل مي شود و هيچ گاه نمي توانند آن افکار را رها کنند.
     وارول مي نويسد: اگر اين سوگيري ها را در مورد خودتان قبول نداريد، کافيست به نوع سرچ هايي که در گوگل براي بررسي يک موضوع داشته ايد، نگاهي بيندازيد. اکثر شما تنها به سراغ لينک هايي مي رويد که در تاييد شماست.
    صرف نظر از نکاتي که وارول به آنها اشاره مي کند، شما مي توانيد با افراد متعددي روبرو شويد و پس از اينکه ده ها شواهد و استدلال در باب خطاي آنها نشان داديد، بنشينيد و ببينيد که تا چه حد ساده و به دور از هرگونه منطق، پس از دريافت استدلال ها و شواهد محکم، به مسير خود بازمي گردند و اگر از آنها بپرسيد چرا؟ بسياري از آنها باز هم بدون هيچ گونه دليل منطقي، به شما پاسخ خواهند داد. في المثل بسياري از آنها پاسخي خواهند داد که آشکارا دچار مغالطه آرزوانديشي است. مثلا خواهند گفت چون اين نگرش در مورد فلان موضوع احساس بهتري براي آنها به همراه دارد.
    بسياري از افراد (در ميان همان اکثريت غريبه با منطق و عقلانيت) اموري که به وضوح داراي کذب و صدق هستند را با اموري که در محدوده ذوق و سليقه جا مي گيرند، خلط مي کنند. اينها براي يک فرد اهل منطق و استدلال و خردورزي يک خطاي نابخشودني محسوب مي شود، اما براي اکثريت اهل جزم و جمود، به هيچ وجه حتي اهميتي هم ندارد.
    به گزارش امانت به نقل از مهر،بنابراين اگر تلاش هر فرد براي اقناع جامعه با استدلال منطقي و عقلانيت صورت بگيرد، تلاشي است از اساس بيهوده. حتي مي توان گفت فرد دچار تعميم شتاب زده شده که فرض مي کند تمام جامعه مانند اقليت ناچيز، دلمشغول منطق و استدلالهاي دقيق و خدشه ناپذير است. گرچه همچنان ارزش و اهميت عقلانيت و خردورزي بر جاي خود باقيست، ولو هيچ کسي در عالم براي آن ارزشي قائل نباشد.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی