در حال بار گذاری
امروز: جمعه ۱۵ آذر ۱۳۹۸

دین و اندیشه > تقليل دينداري به عزاداري

محمد اسفندياري گروه دين و انديشه:در تشيع نام، ائمه موضوعيت دارند و مهم، احياي نامشان است؛ ولي در تشيع مرام، ايشان طريقيت دارند و مهم، احياي مرامشان است.

    گروه دين و انديشه:در تشيع نام، ائمه موضوعيت دارند و مهم، احياي نامشان است؛ ولي در تشيع مرام، ايشان طريقيت دارند و مهم، احياي مرامشان است.
    تشيع نام، تشيع  شکل و شعار است، اما تشيع مرام، تشيع راه و آرمان.
    عاشورا جزئي از تاريخ است که ممکن بود رخ ندهد. اين احتمال قوي بود که امام (ع) در قيامش به پيروزي برسد و يا پيشنهادهايش را براي جلوگيري از جنگ بپذيرند و به شهادت نرسد. هدف آن حضرت در اين قيام، احياي دين بود، نه اينکه مي‌خواست کشته شود تا مردم عزاداري کنند. آنچه از امام حسين بزرگتر و ارزشمندتر است، دين است، و براي دين بود که آن حضرت سر و جان داد. بنابراين نبايد هدف امام تحت‌الشعاع شخص امام قرار بگيرد و دينداري به عزاداري تقليل يابد. دينداري در حاشيه عزاداري نيست  بلکه عزاداري جزئي از دينداري است. از عاشورا آييني خودبنياد ساختن، عاشورا را از دين بيرون آوردن و به آن استقلال بخشيدن  چيزي به نام »دستگاه امام حسين« پديد آوردن و دينداري را در عزاداري خلاصه کردن، تحريفي است که من آن را قرباني کردن دين به پاي عاشورا مي شمارم.
    کساني که گرفتار چنين تحريفي شده‌اند، محرم را محترمتر از ماه رمضان، عاشورا را مهمتر از بعثت، روضه را بهتر از مناجات  کربلا را برتر از مکه، و زيارت امام حسين(ع) را عظيمتر از زيارت خانه خدا مي‌شمارند. اين عده مي‌پندارند امام حسين تن به شهادت داد تا شيعيان عزاداري کنند، و عزاداري کنند براي اينکه ثواب ببرند. ايشان ماوراي عاشورا را، که هدف امام حسين بود و موضوعيت داشت، نمي‌بينند و فراتر نمي‌روند.
    به صراحت بگويم که امام حسين طريقيت دارد، نه موضوعيت. او مردم را به خودش دعوت نمي‌کرد، بلکه به خدا دعوت مي‌کرد و سنت پيامبر...اساسا ائمه طاهرين(ع) علامتهاي راه هستند. بايد از طريق آنها به راه درست رفت و درست راه رفت. هر علامتي مي‌گويد به من بنگريد تا راه را بيابيد، نه اينکه چنان در من بنگريد که از راه باز مانيد. به علامتها نبايد با نگاه استقلالي نگريست بلکه بايد آنها را راهنما دانست و به راه نگريست.
    در عصر حاضر دو نوع تشيع به چشم مي‌خورد: تشيع نام و تشيع مرام. در تشيع نخست بيشتر بر نام و مقام اهل بيت و حقانيت ايشان در مقابل خلفا تأکيد مي‌شود و کارکردش بيشتر روضه و عزاداري و زيارت و بدگويي از خلفاست؛ يعني تولي و تبري. اين تشيع در شعائر و شعار خلاصه مي‌شود و اختلاف عمده‌اش با مذهب تسنن، موضوعي تاريخي است که امروزه موضوعيت ندارد و مربوط به قرنها پيش است.
    اما در تشيع ديگر بر پيروي از مرام اهل‌بيت و ادامه آن تأکيد مي‌شود. در اين تشيع، زنده نگه داشتن نام اهل‌بيت، به هر طريق، از جمله با روضه و عزاداري و زيارت، براي استمرار راه ايشان است؛ يعني مکارم اخلاقي و فضائل معنوي و عدالت و قسط و ديگر ارزشهاي الهي و انساني. اين تشيع در تولي و تبري تاريخي خلاصه نمي شود، بلکه موضوع آن همواره زنده است.
    در تشيع نام، ائمه طاهرين(ع) موضوعيت دارند و مهم، احياي نامشان است؛ ولي در تشيع مرام، ايشان طريقيت دارند و مهم  احياي مرامشان است. تشيع نام، تشيع  شکل و شعار است، اما تشيع مرام، تشيع راه و آرمان.
    به گزارش امانت به نقل از مهر،اکنون دو گروه شيعه نامي و شيعه مرامي وجود دارند: يکي همواره از امامان مي‌گويد و نامشان را بزرگ مي‌دارد، و يکي ديگر راه و ادامه راهشان را مي‌پويد و به اهداف و آرمانهايشان چشم مي‌دوزد. آن گروهي به امامان نزديکترند که مرامشان را مطمح نظر دارند. حسين حسين گفتن کسي را حسيني نمي کند، بلکه حسيني‌وار زيستن، آدمي را حسيني مي‌گرداند. شيعه ديگر است و متشيع ديگر. حتي اگر کسي نام حسين را نشنيده باشد، و يا در سراسر عمرش به زبان نياورده باشد، اما در مسير اخلاق عدالت و آزادي باشد، به امام حسين نزديکتر است از کسي که حسين حسين مي گويد و راهش را نمي پويد. حسينيان بي عنوان بر غير حسينيان داراي عنوان برتري دارند.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی