در حال بار گذاری
امروز: پنحشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۹

دین و اندیشه > تحول معنوي و اخلاقي منوط به اصلاح وضعيت اجتماعي است

گروه دين و انديشه:قرآن‌پژوه حجت‌الاسلام والمسلمين سيدمحمدعلي ايازي بيان کرد: هر اتفاق معنوي و اخلاقي که مي‌خواهد در جامعه رخ بدهد، به وضعيت اجتماعي آن وابسته است.

     گروه دين و انديشه:قرآن‌پژوه حجت‌الاسلام والمسلمين سيدمحمدعلي ايازي بيان کرد: هر اتفاق معنوي و اخلاقي که مي‌خواهد در جامعه رخ بدهد، به وضعيت اجتماعي آن وابسته است.
     اگر وضعيت اجتماعي درست نباشد و جامعه در معرض آسيب‌ها قرار بگيرد، نمي‌تواند جامعه معنوي و ديني محسوب شود. بنابراين اصل ادعا پيوند و رابطه متقابل اخلاق اجتماعي با تحولات جامعه است. حجت‌الاسلام والمسلمين سيدمحمدعلي ايازي، قرآن‌پژوه و عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي، در هم‌انديشي با موضوع »پيوند اخلاق اجتماعي در قرآن با تحولات جامعه« به ايراد سخن پرداخت و بيان کرد: ادعاي من اين است که قرآن کريم اگر در بيش از هفتاد سوره در مورد اخلاق سخن گفته، صرفاً توصيه و موعظه نکرده است. بين آنچه مي‌خواسته رخ دهد با چيزي که مي‌خواسته بسترسازي کند، رابطه برقرار کرده و بنابراين اصل ادعا اين است.
    *رابطه حيات اجتماعي و معنوي
    وي اظهار کرد: اين نظريه در مقابل آن نظريه‌اي است که ادعا دارد، اصل حيات ديني را مسائل معنوي تشکيل مي‌دهد و مسائل ديگر در حاشيه قرار مي‌گيرند. اتفاقاً در اين چند روز، يکي از آقاياني که به عنوان فيلسوف از ايشان ياد مي‌شود، را ديدم که به صراحت اين را گفته‌اند که کاري با رفاه مادي و توسعه و تحول نداريم، بلکه، ولو اينکه اينها نيز نباشد، مي‌تواند يک جامعه معنوي و اخلاقي وجود داشته باشد. تقريباً حرف ايشان ناظر به شرايط فعلي کشور است که به هر حال اگر وضع ما اين طور است، وضعيت خوبي است، چون آرمان اخلافي داريم و در اين راستا عمل مي‌کنيم.
    ايازي در ادامه افزود: بنابراين، حرف من نظريه‌اي در مقابل اين نظريه است که روي اين مسئله تکيه دارد که کاري به رفاه، توسعه وضعيت مادي و اقتصادي جامعه نداريم و الگوي ما اين مسئله است، اما اين نظريه مي‌خواهد بگويد، هر اتفاق معنوي و اخلاقي که مي‌خواهد در جامعه رخ بدهد، اتفاقاً وابسته به وضعيت اجتماعي است. اگر وضعيت اجتماعي و جامعه درست نباشد و جامعه در معرض آسيب‌ها قرار بگيرد، اين جامعه نمي‌تواند يک جامعه معنوي و ديني محسوب شود. بنابراين اصل ادعا پيوند و رابطه متقابل اخلاق اجتماعي با تحولات جامعه است.
    *250 آيه در حوزه اخلاق اجتماعي
    اين قرآن‌پژوه تصريح کرد: در يک مطالعه ميداني، وقتي که مفاهيم اخلاقي را در قرآن بررسي کردم، به بيش از250 ??? آيه در حوزه اخلاق اجتماعي رسيدم. بنابراين حجم انبوهي از مباحث اخلاقي از مقوله‌اي هستند که قرآن روي آن عنايت و تکيه دارد. همچنين در تصوير قرآن، وقتي سخن از زيست اخلاقي به ميان مي‌آيد، اگرچه اخلاق فردي باشد، فارغ از غير نيست. يعني اخلاق فردي يک انسان، فارغ از غير نيست. يعني اگر کسي بخواهد تعاليم ديني مانند حج و ... که در داخل انسان مي‌گذرد را انجام دهد، فارغ از مقولات اجتماعي نيستند و بخشي از اينها نوعي ايجاد آمادگي براي انسان است که بتواند در جامعه يک زندگي مهربانانه‌تر را داشته باشد.
    وي ابراز کرد: اگر دستورات فردي و يک نوع سير و سلوک در قرآن بيان شده است، مقدمه‌اي بر اين است که انسان قرآني در جامعه رفتارش درست باشد. در يک تعبيري از ام‌المؤمنين عايشه و امام باقر(ع) است که کسي در مورد پيامبر(ص) پرسيد که ايشان را چطور ديديد؟ فرمودند: »خلقه القرآن«. اين پيامبري که از نظر اخلاقي رفتارش با ديگران تند و تيز نيست، خلقش قرآن است و اخلاق فردي‌اش در راستاي اخلاق اجتماعي قرار دارد.ايازي بيان کرد: مسئله مهم اين است که اگر يک ادعايي در مورد پيوند اخلاق و جامعه داشته باشيم، مبنا و پايه اين ادعا کجاست؟ در قرآن کريم، يک دسته از آيات آمده‌اند که در حوزه‌هاي اخلاقي هستند، اما اخلاق‌شان معناي اجتماعي دارند و اختصاص به پيامبر(ص) نيز ندارد. در آيه 25 سوره حديد مسئله عدالت را تأکيد مي‌کند که همه انبيا(ع) يک خط دارند که مردم بتوانند عدالت را برقرار کنند. چرا اين طور است؟ براي اينکه جامعه‌اي که در آن عدالت نباشد، معنويت نيز نخواهد بود. مفهوم آيه اين است که يک خط مرکزي براي همه انبيا(ع) بوده است که اگر از دين، معنويت و اخلاق سخن مي‌گفتند، مي‌دانستند جامعه‌اي که در آن فساد و استبداد باشد، نمي‌تواند يک جامعه اخلاقي هم باشد.
    *شکل‌گيري اخلاق در بستر عينيات جامعه
    اين عضو هيئت علمي دانشگاه تصريح کرد: در رابطه با مسئله اخلاق اجتماعي، حرف و ادعا اين است که اصولاً وقتي صحبت از پيوند اخلاق با تحولات اجتماعي مي‌کنيم، اين طور است که اخلاق در بستري از واقعيات و عينيات جامعه شکل مي‌گيرد. اينکه فرد، آدم درست‌کاري باشد، وقتي مي‌تواند اين امر محقق شود که مسائل ابتدايي زندگي اين فرد را تامين کرده باشيد. اگر فردي در جامعه مي‌خواهد کار کند، به دنبال اين مي‌رود که شغلي را انتخاب کند، ولي وقتي مي‌بيند برخي ديگر از افراد با رانت و فساد، قدرت و ثروت را به دست مي‌آورند. در نتيجه متوجه اين بي‌عدالتي در جامعه مي‌شود که در روند زندگي او نيز تأثير منفي مي‌گذارد.
    وي در ادامه افزود: اگر جامعه يک جامعه درستي نباشد که مردم معيشت درستي نداشته باشند، تعالي پيدا نمي‌کند. در آيه دوم سوره مائده در مورد حق‌کشي و در آيه 135 سوره نساء در مورد دروغ نگفتن سخن گفته است. در سوره انفال در مورد خيانت نورزيدن و در مورد ترور شخصيت نيز در آيه 11سوره حجرات صحبت کرده است. يا اينکه در مورد کم‌فروشي يا آن چيزي که اصطلاحاً از آن به تحميل عقيده نسبت به ديگران بحث مي‌کنيم، در آيه 526 سوره بقره سخن گفته است. مي‌گويد برخي‌ از افراد چون ستم کردند، از دسترسي به نعمت‌هايي محروم شدند يا در سوره اعراف فرمود: »وَالْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِي خَبُثَ لَا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًا«، همه مفسران اين آيه را استعاره گرفته‌اند و گفته‌اند جامعه‌اي که در آن خرابي باشد، چيزي از آن بيرون نخواهد آمد. جامعه اگر بلد طيب باشد، استعدادها در آن رشد مي‌کنند.
    به گزارش امانت به نقل از ايکنا،ايازي تصريح کرد: ذيل آيه »فَبِظُلْمٍ مِنَ الَّذِينَ هَادُوا حَرَّمْنَا عَلَيْهِمْ طَيِّبَاتٍ«، حديثي است که فرمود زماني که خيانت‌ها زياد شد برکت‌ها نيز از جامعه رخت برمي‌بندند؛ يعني رابطه‌اي بين سلامت اقتصادي و سياسي جامعه بابرکت وجود دارد. در کتاب اصول کافي نيز روايتي داريم که فرمود وقتي که گراني مي‌آيد و شب مي‌خوابيد و صبح مي‌بينيد که گراني هست، در آنجا امانت‌داري نيز آسيب مي‌بيند و اين وضعيت با معارف قرآن سازگاري ندارد.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی