در حال بار گذاری
امروز: پنحشنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۹

دین و اندیشه > بسط مفهوم فعل اخلاقي در دوران کرونا

شمس الملوک مصطفوي گروه دين و انديشه: کرونا به ما مي‌آموزد که جهان قوانيني دارد که کشف و به خدمت گرفتنشان کار علم است و ترس‌هايي دارد که مواجهه و غلبه بر آنها کار دين است.

    گروه دين و انديشه: کرونا به ما مي‌آموزد که جهان قوانيني دارد که کشف و به خدمت گرفتنشان کار علم است و ترس‌هايي دارد که مواجهه و غلبه بر آنها کار دين است.
    جهان در حال حاضر و در عصر جهاني‌شدن، به علت پيشرفت‌هاي شگفت‌انگيز تکنولوژي‌هاي رسانه‌اي و ارتباطي، به يک کل به‌هم پيوسته و يک‌پارچه تبديل شده است. اينک با تغيير وضعيت‌هاي زماني و مکاني، ارتباطات متقابل و سرعت عمل اجتماعي، »سرزمين« معناي سنتي خود را از دست داده و ديگر وجود مرزهاي جغرافيايي و فرهنگي قادر نيست از نفوذ دنياي بيرون به درون خانه و جامعه جلوگيري کند و لذا هر مشکل و يا رخدادي در هر نقطه‌اي از جهان مي‌تواند ساير مناطق را تحت تأثير قرار دهد. بنابراين نياز به تعريف جديد واژه‌هايي چون مسئوليت، تعهد، ارتباط، ديگري و… ضرورتي انکارناپذير دارد.
    بيماري ويروسي جديد منسوب به کرونا و نحو? سرايت و گسترش آن، نمون? عيني و روشني است از وضعيت پيچيده »هم‌جواري«، يعني نزديکي فزايند? جهانيان با يکديگر و تبعات آن در عصر جهاني‌شدن.
    يک فرد بيمار مي‌تواند ناقل بيماري به ديگراني باشد که هيچ آشنايي و ارتباط خاصي با او ندارند و آن ديگران نيز مي‌توانند کسان ديگري را مبتلا کنند بدون آنکه خود نشانه‌اي از بيماري داشته باشند. و چون به واسط? امکانات حمل و نقل آسان و سريع مردم در سرتاسر جهان با يکديگر در ارتباط‌اند، هم? کشورها آلوده مي‌شوند و مسئل? يک جامعه به مسئل? هم? جوامع بشري تبديل مي‌شود.
    اين پديده جديد، پيامدها و آموزش‌هاي متعدد و جديدي دارد که بعضاً بسيار در خور تأمل بوده و مي‌تواند درس‌آموز باشد. از جمله يکي از مهم‌ترين پيامدهاي درخور تأمل آن، بسط مفهوم فعل اخلاقي است زيرا در چنين وضعيتي داير? مصاديق فعل اخلاقي از محدود? رفتارهايي که صرفاً محيط زندگي فردي و يا حداکثر اجتماعي خود فرد را تحت تأثير قرار مي‌دهد، فراتر مي‌رود و »مسئوليت« در قبال عمل فردي، معناي جديدي به خود مي گيرد. چراکه تصميم يک فرد براي مراقبت و يا عدم مراقبت از سلامتي خودش، در واقع تصميمي است که به يک معنا براي سلامتي و يا عدم سلامتي هم? مردم در سرتاسر عالم اتخاذ مي‌کند؛ يک فرد بيمار مي‌تواند کل جامعه را بيمار کند و يک جامع? بيمار، ديگر جوامع را.
    شايد بتوان قاعد? طلايي اخلاق را که در کانت تفسيري عقلاني پيدا کرده است به‌صورت انضمامي و عملي بازشناخت بدين معنا که يک فرد با انتخاب بيماري براي خود (به دليل بي‌توجهي و عدم مراقبت‌هاي بهداشتي)، عملاً بيماري را براي هم? مردم برمي‌گزيند چراکه تصميم وي از داير? اثرگذاري شخصي بسيار فراتر مي‌رود و ابعاد گسترده و جهاني پيدا مي‌کند. بي‌شک مسئوليت اخلاقي چنين تصميمي و نيز تبعات آن با معيارهاي رايج مسئوليت‌پذيري و سنجش فعل اخلاقي تفاوتي بنيادين پيدا مي‌کند.پيامد ديگر بيماري نوظهور»کرونا« با قابليت گسترش و انتقال پيچيده و عجيبي که دارد، آن هم در زمانه‌اي که پيشرفت‌هاي علمي مرتبط با شناخت و درمان بيماري‌ها  در اوج است، اين است که نشان مي‌دهد بشر هيچ گاه نمي‌تواند مدعي شود که نسبت به تمامي خطرات پيرامون خود آگاه بوده و راه‌هاي مقابله با آن‌ها را يافته است. شواهد متعددي در تاريخ دهه‌هاي اخير، يعني اوج پيشرفت‌هاي علميِ پزشکي و بيولوژيک، دال بر اين مدعاست که علم هميشه در اوج غرور و تبختر خود با مشکلاتي روبه‌رو شده که با صرف مدت‌ها تلاش و توان مضاعف و قربانيان بسيار موفق به غلبه بر آنها گشته است. اين سخن به‌معناي کم‌ارزش شمردن پژوهش‌هاي علمي نيست زيرا به‌واسط? همين تلاش‌ها و پژوهش‌هاست که نهايتاً راه‌حل‌ها يافت مي‌شوند و اين‌گونه خطرات رفع مي‌گردند، بلکه اين سخن بدين معناست که نظام هستي بسيار پيچيده‌تر از آن است که زماني بشر بتواند مدعي شود از اسرار بسيار نهفته در هزارتوي عالم، سر در آورده و هم? معماهاي آن را گشوده است.
    کرونا به ما مي‌آموزد که جهان قوانيني دارد که کشف و به خدمت گرفتنشان کار علم است و ترس‌هايي دارد که مواجهه و غلبه بر آنها کار دين است (البته مرادم از دين نه شريعتي خاص بلکه کلي? راه‌هاي معنوي اتصال به ماوراء است که دين به‌معناي خاص هم مي‌تواند مصداقي از آن باشد). لذا علم و دين که در اصل هر دو به ساحت يک حقيقت کلي تعلق دارند، براي بقاي آدمي به‌خصوص در عصر مخاطرات بي حد و حصر و پيش‌بيني‌ناپذير عصر جهاني شدن، به يکديگر نياز دارند. آنچه دين بر عهده دارد مکمل چيزي است که علم متکفل انجام آن است و بالعکس. براي مثال در شرايط کرونايي امروز علم مي‌گويد چگونه در مقابل آسيب‌هاي جسمي ناشي از بيماري از خود محافظت کنيم و دين به ما مي‌آموزد که چگونه آرامش خود را در قبال ترس و وحشت ناشي از شرايط بحراني فعلي، حفظ کنيم. و لذا همان‌طور که جسم و روح براي حفظ سلامت خود به يکديگر نيازمند و وابسته‌اند، علم و دين هم براي سامان دادن به يک زندگي مطلوب براي آدمي، به يکديگر احتياج دارند.
    همچنين کرونا به ما مي‌آموزد که برخلاف نظر امثال سارتر ديگري دوزخ ما نيست بلکه مي‌تواند صرف‌نظر از مليت، مذهب و فرهنگ متفاوت، ناجي ما باشد کما اينکه بدون حضور و وجود ديگري، توان مقابله و مواجهه و حل بسياري از بحران‌ها، به‌خصوص بحران‌هاي زيست محيطي فراروي آدمي، امکان‌پذير نيست. نبايد فراموش کرد که انسان‌ها براي دوام و بقاي خود بر روي کر? زمين، اولاً به ارتباط متقابل عاطفي با يکديگر نياز دارند. کما اينکه قرنطينه کرونايي و قطع ارتباط نسبي مردم با يکديگر، خلا بزرگي در روابط عاطفي افراد خانواده و آحاد جامعه ايجاد کرده است که علاوه بر پيامدهاي منفي کوتاه مدت  مي‌تواند آسيب‌هاي روحي و رواني بسياري را در دراز مدت به‌دنبال داشته باشد. ثانياً حل‌وفصل چنين بحراني جز با همکاري همه‌جانبه فکري و علمي و فني و… هم? دست‌اندرکاران امور مربوطه و حتي مردم عادي با يکديگر امکان‌پذير نيست.
    به گزارش امانت به نقل از مهر، سخن آخر اينکه اصولاً مواجه? معقول و منطقي و نتيجه‌بخش با مشکلاتي که بشر در جهان کنوني با آن‌ها رودرروست، اعم از بيماري، فقر، نابرابري، افسردگي، پوچي، بحران هاي هويت و معنا و… گفتمان‌هاي متعددي را مي‌طلبد که خود نياز به همفکري هم? پژوهشگران در هم? حوزه‌هاي علوم، اعم از علوم انساني، علوم تجربي و… دارد.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی