در حال بار گذاری
امروز: شنبه ۵ خرداد ۱۳۹۷

دین و اندیشه > انقلاب اسلامي احياگر ايده بازگشت به تمدن اسلامي

گروه دين و انديشه:بي‌شک انقلاب اسلامي ايران را بايد به‌عنوان پديده‌اي شگرف در جهان معاصر به شمار آورد، واقعه‌اي بزرگ که از ويژگي‌هاي ممتاز و متمايز با ديگر انقلاب‌هاي بزرگ جهان هم چون انقلاب فرانسه و انقلاب روسيه برخوردار است؛ لذا شاهديم در انقلاب فرانسه نهاد قدرت از کليسا به دولت منتقل شد و ميو? رنسانس در بُعد سياسي، فرهنگي و اجتماعي به بار نشست و اين‌چنين ريشه مدرنيسم غربي شکل گرفت؛ از سوي ديگر انقلاب سوسياليستي روسيه با محوريت مدرنيسم چپ که داعيه‌دار مبارزه با امپرياليسم غربي بود و تأثيرات آن حتي اروپاى شرقى، آسيا، خاورميانه و حتي آفريقا را در نورديد با پيروزي انقلاب اسلامي ايران به عنوان مهم‌ترين انقلاب مردمي جهان، به محاق رفت و در نهايت از هم فروپاشيد.

    گروه دين و انديشه:بي‌شک انقلاب اسلامي ايران را بايد به‌عنوان پديده‌اي شگرف در جهان معاصر به شمار آورد، واقعه‌اي بزرگ که از ويژگي‌هاي ممتاز و متمايز با ديگر انقلاب‌هاي بزرگ جهان هم چون انقلاب فرانسه و انقلاب روسيه برخوردار است؛ لذا شاهديم در انقلاب فرانسه نهاد قدرت از کليسا به دولت منتقل شد و ميو? رنسانس در بُعد سياسي، فرهنگي و اجتماعي به بار نشست و اين‌چنين ريشه مدرنيسم غربي شکل گرفت؛ از سوي ديگر انقلاب سوسياليستي روسيه با محوريت مدرنيسم چپ که داعيه‌دار مبارزه با امپرياليسم غربي بود و تأثيرات آن حتي اروپاى شرقى، آسيا، خاورميانه و حتي آفريقا را در نورديد با پيروزي انقلاب اسلامي ايران به عنوان مهم‌ترين انقلاب مردمي جهان، به محاق رفت و در نهايت از هم فروپاشيد.
    بديهي است تأمل در ماهيت انقلاب اسلامي بيش‌ازپيش ما را به کلام نوراني امام خميني (ره) در »اصل تغييرناپذير نه شرقي، نه غربي« رهنمون مي‌سازد؛ بي‌جهت نيست که ميشل فوکو فيلسوف مشهور فرانسوي و نظريه‌پرداز پسامدرنيسم که در بحبوح? پيروزي انقلاب اسلامي ايران با سفر به تهران، از نزديک شاهد وقوع انقلاب بوده است در جايي از جمله »کارل مارکس« که گفته بود »مذهب روح جهان بي‌روح است« استفاده مي‌کند و در روزنامه مشهور ايتاليايي »کورير دلا سرا« مي‌نويسد: »ايران روح يک جهان بي روح است، انقلاب ايران صد سال آينده جهان و غرب را نشان داده است«.
    از اين جهت است که انقلاب اسلامي را بايد مبدأ تزلزل مکاتب غربي و شرقي دانست زيرا فروپاشي شوروي و مدل حکومتي که به موزه‌هاي تاريخ سياسي پيوست و نيز تضعيف شديد مدرنيته غربي؛ از جمله آثار بي‌بديل انقلاب اسلامي ايران است که روح تازه‌اي به کالبد نيمه جان جوامع بشري به ويژه جهان اسلام دميد.
    در تبيين اين مهم بايد به شکوه اتحاد و انسجام و تعامل بي بديل قوميتي و مذهبي ايراني اشاره کرد که با تبعيت از ولي فقيه جامع? اسلامي در مواجهه با استبداد پهلوي به پا خواست و اين‌گونه با گفتمان اسلام سياسي طومار ظلم و ستم پهلوي را درهم پيچيد.
    در اين بين خودآگاهي مردم در انقلاب اسلامي ايران در قالب اسلام‌گرايي، غرب‌ستيزي، عدالت‌طلبي، سنت‌گرايي و مبارزه با تجدد غربي، تأکيد بر عقلانيت ديني و پيوند ديانت و سياست، به مبارزه همه جانبه با استبداد پهلوي انجاميد و رفته‌رفته در تاروپود بسياري از كشورهاي عربي و اســ?مي ريشه دوانيد و ســنگر محكمي از اسلام‌خواهي در ساي? وحدت امت اسلامي در منطقه ايجاد شد؛ گنجينه‌اي مهم که نويدبخش صدور وحدت‌بخش گفتمان انقلاب اسلامي به ديگر کشورهاي اسلامي بود؛ که به تعبير امام (ره): »صدور اين تجربه‏ها، جز شکوفه‏هاى پيروزى و استقلال و پياده شدن احکام اسلام براى ملت‏هاى دربند نيست«.
    گفتني است انقلاب اسلامي ايران با بهره‌گيري از تمدن بزرگ جهاني اسلام، بازگشت به گذشته و سنت را براي حرکت به سوي آينده و تحقق پيشرفت به منص? ظهور رساند و اين‌چنين به بازتوليد بومي الگوي اسلامي ايراني پيشرفت پرداخت؛ اين مؤلف? راهبردي پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران به عنوان نظري? راهبردي در کشورهاي اسلامي مورد استفاده قرار گرفت و به يک باره جوامع اسلامي با نفي مکاتب غرب و شرق، بازگشت حقيقي به اسلام را در مقول? بيداري اسلامي مورد توجه قرار دادند.
    هم‌چنين تحقق »هويت گرايي« و ايجاد استقلال فکري و نظري در ميان مسلمانان، تقريب روز افزون کشورهاي اسلامي و رهايي از سرخوردگي امت اسلامي را موجب شد و وابستگي فراگير جوامع اسلامي را به قدرت‌هاي غربي قطع کرد، مؤلفه‌اي مهم و کليدي که جوامع اسلامي را به سوي وحدت فراگير اسلامي سوق داد و جايگاه کشورهاي اسلامي را در عرصه‌هاي جهاني ارتقا بخشيد. حال آنکه مدرنيسم بر تفکيک ميان سنت و هويت تأکيد مي‌کرد.
    *معناگرايي و ترويج فرهنگ اسلام نبوي از جمله مؤلفه‌هاي راهبردي تحت تأثير پيروزي انقلاب اسلامي
    از سوي ديگر معناگرايي و ترويج فرهنگ اسلام نبوي از جمله مؤلفه‌هاي راهبردي است که تحت تأثير پيروزي انقلاب اسلامي در ساحت تقريب مذاهب اسلامي شکل گرفت لذا چرخ? تأثيرگذاري فرهنگ از غرب به شرق دچار ايستايي و سکون گرديد و اين بار جريان فرهنگ گرايي از سوي جوامع اسلامي به سمت کشورهاي غربي روانه شد که آثار آن را مي‌توان در موج فزايند? اسلام‌گرايي در غرب مشاهده کرد.
    هم‌چنين تداوم سنت‌گرايي و فرهنگ گرايي در انقلاب اسلامي ايران که در ساي? تعامل‌گرايي قوميتي و همزيستي مسالمت‌آميز اقوام ايراني محقق شد در عمل به هويت‌يابي ديگر مذاهب اسلامي در قالب وحدت جهان اسلام و تعامل‌گرايي ميان مذهبي انجاميد که در نهايت تعاملات ميان فرهنگي در سطح جهاني رقم خورد و حتي گفتگوهاي ميان ادياني در قالب گفتگوي اسلام و مسيحيت، اسلام و يهوديت...آغاز شد؛ حقيقتي انکار ناپذير منبعث از پيروزي انقلاب اسلامي ايران که اعتراف انديشمندان غربي هم چون »آنه ماري شميل« و »هانري کربن« را در نيز پي داشته است.
     *نقش آفريني بي‌بديل انقلاب اسلامي در ارتقاي وحدت امت اسلامي
    نبايد فراموش کرد ضديت انقلاب اسلامي با آمريکا و مخالفت با پديد? جهاني شدن، موجبات بازگشت به تمدن اسلامي را تقويت کرد؛ لذا تمدن گرايي بومي و منطقه‌اي در مقابل تمدن گرايي غربي تشديد شد و زمزمه‌هاي بازگشت جوامع اسلامي به دوران طلايي تمدن اسلامي در امت اسلامي طنين‌انداز شد.
    به گزارش امانت به نقل از عصر فارس،با اين تفاسير بهتر مي‌توان به عمق نقش آفريني بي‌بديل انقلاب اسلامي در ارتقاي وحدت امت اسلامي پي برد، دستاوردي مهم و ارزشمند که از مهندسي فرهنگي انقلاب اسلامي ايران نشأت گرفت و زمينه‌ساز ارتباطات ميان فرهنگي و تقويت روز افزون وحدت و انسجام امت اسلامي گرديد.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی