در حال بار گذاری
امروز: چهارشنبه ۴ مهر ۱۳۹۷

دین و اندیشه > اصلي‌ترين شاخصه جامعه نبوي توحيد است

گروه دين و انديشه:يک پيشکسوت فلسفه گفت: جامعه اگر به وسيله کساني تشکيل يا اداره شود ‏که دلبستگي به ثروت يا قدرت دارند آن جامعه از اعتدال خارج و جامعه‌اي ظالمانه مي‌شود، بنابراين اسلام تأکيد دارد که بايد توجه به جاه و مال در ‏جامعه کم‌رنگ شود.‏

    گروه دين و انديشه:يک پيشکسوت فلسفه گفت: جامعه اگر به وسيله کساني تشکيل يا اداره شود ‏که دلبستگي به ثروت يا قدرت دارند آن جامعه از اعتدال خارج و جامعه‌اي ظالمانه مي‌شود، بنابراين اسلام تأکيد دارد که بايد توجه به جاه و مال در ‏جامعه کم‌رنگ شود.‏
    سيديحيي يثربي پيشکسوت فلسفه و مفسر قرآن کريم درباره جامعه ايده‌آل نبوي گفت: درباره نظامي که پيامبر خاتم(ص) ‏تأسيس کرد و جنبه الگو براي تاريخ بشر و جهانيان داشت تا دنيا دنياست، اين ‏جامعه ويژگي‌‌هايي داشت، به نظرم تمام ويژگي‌‌ها را با تمام جزئياتش، کار ‏ساده‌اي نيست که آدم بتواند آن را جمع‌وجور کند‎.
    ‎وي افزود: اما من به بعضي از مشخصات اين جامعه اشاره مي‌کنم، شايد اصلي‌ترين مشخصه جامعه نبوي توحيد بود که در اصول دين ما هم اولين اصل است، ‏اين اولين مشخصه جامعه نبوي است؛ يعني اين جامعه از مردان و زناني تشکيل ‏مي‌شود که رو به سوي يک خدا دارند و خدايان ديگري ندارند، در واقعيت زندگي‌شان فقط يک خدا نقش دارد نه خدايان ديگر‎.
    ‎يثربي بيان داشت: حالا ممکن است يکي بگويد اين توحيد در شکل‌دهي جامعه ‏چه نقشي دارد که ما آن را به عنوان نخستين مشخصه نظام اسلامي ‏برشمرديم؟! ما از توحيد معمولاً يک برداشت ساده و عاميانه داريم، اما توحيد يک ‏اصل مهم زندگي سياسي ـ اجتماعي انسان است، فکر مي‌کنيم همين که در ‏دلمان بگوييم خدا يکي است و دو تا نيست تمام شد‎!
    ‎وي ادامه داد: توحيد يکي از اساس‌هاي نظام اسلامي است، اگر فقط يک خدا را ‏بپذيريم، عوارض سياسي، اجتماعي زيادي دارد که يکي از آن‌ها برابري انسا‌ن‌‏‏‌ها است که هنوز دنياي قديم و جديد دائماً در آرزوي برابري انسان‌ها بوده است، ‏همه انسان‌ها انسان هستند و همه حق برابر دارند و از نظر شخصيتي درجه-‏‏‌بندي نشده‌اند، طبقه اول، دوم، سوم و چهارم نداريم، بلکه همه يکي هستند‎.
    ‎اين استاد فلسفه تصريح کرد: حتي پيغمبر(ص)به دستور خدا به مردم اعلام ‏مي‌کرد من هم بشري مانند شما و در يک صف با شما هستم، صف بندگي خدا. ‏ما همه يک خدا داريم، من و شما يکي هستيم، خدايمان هم يکي است، ما ‏ديگر خدا دوم نداريم، بقيه بشر و بنده آن خدا هستند، در تشهد هم مي‌گوييم ‏گواهي مي‌دهيم که محمد عبد و فرستاده خدا است‎.
    ‎وي گفت: به همين دليل براي اينکه سوءتفاهم نشود و بد برداشت نکنند، حضرت ‏سعي مي‌کرد در زندگي کوچک‌ترين امتيازي نسبت به ديگران نداشته باشد، ‏حتي از نظر جا، مي‌گفت براي من جا خالي نکنيد، شما هر جا دلتان مي‌خواهد ‏بنشينيد من هم به مجلس آمدم يک جاي خالي پيدا مي‌کنم و مي‌نشينم، حالا ‏هر جاي مجلس بود چه بالا، چه پايين، چه راست و چه چپ، مي‌گويد براي من ‏جاي مخصوص تعيين نکنيد، اين رويکرد توحيدي روي سياست اجتماعي خيلي ‏اثرگذار است‎.
    ‎يثربي اظهار داشت‎: ‎‏ پس »توحيد« اصل اساسي است و اگر اين توحيد آسيب ‏ببيند، نظام به طبقات تقسيم مي‌شود، طبقات ثروتمندان، قدرتمندان و ... که ‏براي خودشان امتياز قائل مي‌شوند و باعث رانت‌خواري و قدرت‌نمايي مي‌شود؛ ‏پس بنابراين اصلي‌ترين اصل جامعه اسلامي »توحيد« است و توحيد پايه عدالت ‏اجتماعي است. در قرآن کريم در يک آيه مي‌فرمايد: شرک ظلم بزرگي است، ‏اصلاً مفسران مانده‌اند شرک چه ربطي به ظلم دارد؟! و اکثراً آمدند اينگونه ‏تفسير کردند که ظلم به خودش، يعني کسي که عقيده شرک پيدا مي‌کند ‏مشرک مي‌شود و به خودش ظلم مي‌کند‎.‎وي افزود: خيلي افراد به اين نکته حساس توجه نکردند که »شرک« اساس ظلم ‏است، همانطور که »توحيد« اساس عدالت است، وقتي در جامعه يک خدا ‏نداشتيم و چند خدا داشتيم، اين جامعه ديگر جامعه ستم مي‌شود و مورخان ‏فلسفه سياست به اين اغراق مي‌کنند که اکثر ستم‌هاي تاريخ از شرک ‏سرچشمه گرفته است، دومين مشخصه اين است که جاه و مال از جامعه حذف ‏نمي‌شود، ولي کمرنگ مي‌شود، جاه و مال مردم را هدايت نمي‌کنند، بلکه بايد ‏رو به سوي خدا داشته باشند‎.
    ‎اين مفسر قرآن کريم تأکيد کرد: جامعه اگر به وسيله کساني تشکيل يا اداره ‏شود که دلبستگي به ثروت يا قدرت دارند آن جامعه از اعتدال خارج مي‌شود و ‏يک جامعه ظالمانه مي‌شود، بنابراين سلام تأکيد دارد که بايد توجه به جاه و مال ‏در جامعه کم‌رنگ شود، چون قدرت ثروت مي‌آورد، به همين خاطر درباره مسأله ‏قدرت دقت و تلاش کرده که در نظام اسلامي کم‌رنگ شود، توجه داشته باشيم ‏که قدرت بايد در خدمت مردم باشد، پشتيبان مردم شود نه مسلط به مردم.‏
    وي با بيان اينکه در نظام اسلامي قدرت نبايد تحت شعاع ثروت، جاه و مال قرار ‏گيرد، ادامه داد: در دو مسأله بايد مسئولان را کنترل کرد: يکي در وقتي که به ‏يکي شغلي مي‌دهيد ببينيد در دلش مشتاق به اين شغل است، اگر ديديد ‏علاقه‌مند است، به وي چنين شغلي ندهيد، ديگر اينکه اين آقا يا خانمي که ‏شما به او شغل داديد بايد زندگي‌اش هم‌سطح طبقه محروم جامعه باشد، چون ‏اگر هم‌سطح جامعه بود دلبسته به قدرت نمي‌شود، چون مي‌بيند قدرت هيچ ‏امتيازي ندارد.‏
    يثربي تصريح کرد: اگر فردي امروز وزير شد، فردا خانه و ماشينش عوض شد، ‏مي‌گويد چيزِ خوبي است، خودش را براي وزارت مي‌کُشد، امااگر ديديد وقتي وزير ‏شد، زندگي‌اش فقيرانه است، حتي گاهي نان سنگک هم براي شامش پيدا ‏نکرد، آن وقت چنين کسي داوطلب نمي‌شود مگر آنکه احساس تکليف و وظيفه ‏کند، زيرا »خدا« محور قبول شغل است و به خاطر خدا قبول مي‌کند.‏
    وي درباره اينکه چه مقدار جامعه امروز ما با جامعه ايده‌آل نبوي نزديک است، ‏گفت: در جامعه امروزي از توجه به پايه‌هاي نظام غفلت مي‌کنيم، طرف کلي ‏هزينه مي‌کند، ميلياردي هزينه مي‌کند و خودش را مي‌کشد وکيل شود، هر آدمِ ‏ساده‌اي که سر کوه زندگي مي‌کند هم مي‌فهمد که اينجا خبري است واِلا اين ‏آدم اينقدر خودش را نمي‌کشد و اينقدر خرج نمي‌کند! حتي گاهي به ما مي‌گويند مگر حقوق وکيل چقدر است که اين همه خرج مي‌کند؟! ‏
    به گزارش امانت به نقل از فارس،اين پيشکسوت فلسفه خاطرنشان کرد: اولين اصلِ اسلام اين است که مي‌گويد ‏اگر ديديد يک نفر دنبال شغلي مي‌دود آن شغل را به او ندهيد، پيغمبر(ص) ‏فرمود: دو نفر از من کار خواستند تا زنده بودم به آن‌ها کار ندادم، هميشه پاي ‏منبرها به مردم مي‌گفتم اگر ماشين و زندگي مسئولان، زندگي بچه‌هاي آنها را ‏بررسي کنيم، چرا بايد مسئول ما حتي مسئولان سطح پايين ما سوار هواپيما ‏مي‌شوند ورودي جداگانه داشته باشند؟ يا در بيمارستان يک شاخه جداگانه ‏داشته باشند؟ چرا با اتوبوس رفت و آمد نمي‌کنند؟
    اگر به اينها دقت کنيم جامعه ‏رنگِ اسلامي به خود مي‌گيرد.‏

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی