در حال بار گذاری
امروز: دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸

دین و اندیشه > ارتقاي الگوي پايه پيشرفت اسلامي ايراني منوط بر گفت‌وگوي ملي

رفيعي آتاني گروه دين و انديشه:با همه‌ تلاش‌هاي مشکور علميِ به‌وجودآورندگان متن الگوي پايه اسلامي ايراني پيشرفت، طراحي اين الگو، با ابهامات و چالش‌هاي اساسي روبه‌روست.

    گروه دين و انديشه:با همه‌ تلاش‌هاي مشکور علميِ به‌وجودآورندگان متن الگوي پايه اسلامي ايراني پيشرفت، طراحي اين الگو، با ابهامات و چالش‌هاي اساسي روبه‌روست.
    در مورد موضوع »الگوي اسلامي ايراني پيشرفت« همچنان محورهاي ذيل در خور توجه‌اند:
    يکم ازآن رو که ماهيت و واقعيت پيشرفت بر جهت‌داري و ضرورت تغيير استوار است و نيز ازآن‌رو که هم جهات و هم عوامل و بانيان تغيير، بي‌شمارند و امکانات و منابع، محدود، عقل حکم مي‌کند که به منظور تحقق اهداف اسلامي پيشرفت و در نتيجه استفاده بهينه از منابع، طرحي درانداخت. الگوي پيشرفت، طرح‌واره‌اي است که استفاده بهينه از منابع گوناگون اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي جامعه را در چارچوب همه محدوديت‌ها به منظور تحقق پيشرفت اسلامي، تسهيل و مديريت مي‌کند. الگوي پيشرفت، جامعه در حال تغيير را از انحراف در اهداف و نيز اتلاف منابع مصون مي‌سازد.
    دوم به دليل تفاوت بنيادين مردم ايران و نيز همه مسلمانان با ديگر ملت‌ها در قلمرو فلسفه زندگي و منابع معرفتي توليد نظام عقلانيت براي راه‌هاي نيل به اهداف زندگي و.... نمي‌توان به الگوهاي تجربه‌شده و ترجمه‌شده اعتماد تام داشت؛ هرچند براي همه ملت‌ها درس‌هاي فراواني در زندگي ديگر ملت‌ها وجود دارد.
    سوم الگوي اسلامي ايراني پيشرفت به عنوان يک فراورده دانشي، مرحله پاياني يک فرايند ذهني جمعي است. گام نخست اين فرايند دانشي، »مباني« آن است. منظور از »مباني« همه پيش‌فرض‌ها و فروضي است که در اولين گام انديشيدن در اين موضوع، مفروض انگاشته مي‌شوند. اين حوزه از کار، به‌درستي به مباحث اساسي «تفسير جهان و انسان» بازمي‌گردد که نتيجه نخستين آن، تنظيم مناسبات جهان و پيشرفت انسان خواهد بود. شناخت اين مناسبات، آثار متقابل جهان و پيشرفت انسان را آشکار مي‌سازد و در گام مهم بعدي، اهداف پيشرفت، مبتني بر آن و منبعث از آن شکل خواهد گرفت. براي نمونه، اگر خداوند به مثابه همه کمالات وجودي است، هدف پيشرفت فردي و اجتماعي انسان، تقرب وجودي به او، يعني تقرب وجودي به علم و قدرت و حيات الهي خواهد بود و اگر انسان فطرتاً الهي است، تحقق گرايش‌هاي فطري وي به مثابه تقرب وجودي به خداست و در اين انسِ انسان به خدا، همه چيز جز خدا به نسيان سپرده خواهد شد. پس از «مباني»، نوبت به يک نظريه بنيادين در قلمرو پيشرفت مي‌رسد. نظريه بنيادين پيشرفت به مثابه وجود انسجام در بين همه مفاهيم و گزاره‌هاي ذي‌ربط موضوع براساس مباني پيشرفت خواهد بود که کارکرد آن، توصيف و تبيين و پيش‌بيني و طراحي واقعيات خارجي مرتبط با موضوع پيشرفت است. به نظر مي‌رسد به‌صورتي واضح، الگوي پايه پيشرفت اسلامي ايراني، از جانب فقر و فقدان نظريه و در نتيجه فقدان يا ضعف رابطه توليدي بين مباني و رسالت و.... رويه اجرايي‌تر الگو، دچار آسيب‌ديدگي است.
    در گام بعدي، نظريه پيشرفت بايد براي تبيين وضعيت کنوني ايران و راه‌هاي برون‌رفت از آن، يا ارتقاي آن به سوي اهداف اسلامي پيشرفت، بازخواني شود تا نهايتاً با حذف عناصر غيرمهم‌تر و نگاهداري عناصر مهم‌تر و برآمده از نظريه پيشرفت، الگوي اسلامي پيشرفت ايران طراحي شود. براين‌اساس، طيّ طريق از مباني به نظريه، و از نظريه به الگو، راه و روش طراحي الگوي اسلامي ايراني پيشرفت است. از سوي ديگر، راه و روش عيني نيل به مباني و نظريه و نهايتاً الگوي پيشرفت، در اصل، محصول مشارکت همه جامعه علمي و فراتر از آن، همه مردم ايران است. الگوي پيشرفت به عنوان پايانه اين ماجرا، محصول ذهن و زبان همگاني در يک فرايند گفت‌وگوي ملي خواهد بود. همگان بايد »«بينديشند« که براي پيشرفت اسلامي کشور خود »چه بايد انجام دهند«. مديريت اين پروژه‌ها به معناي تبديل همه جامعه به کانوني جوشان براي توليد دانش در قلمرو پيشرفت و نيز کارگاهي براي تحقق آن البته تا آنجا که ميسور است خواهد بود؛ اما جامعه در فرايند توليد الگوي پايه اسلامي ايراني پيشرفت، نقش اساسي ايفا نکرد!
    چهارم »متن الگوي پايه اسلامي ايراني پيشرفت« نشان‌دهنده آن است که تلاش و دقت زيادي براي تدوين و صورت‌بندي آن صورت پذيرفته است؛ متني قوي، که مشابه با همه متن‌هاي محصول فرايندهاي رسمي تصويب‌گيري در چارچوب جلسات قانون‌گذاري، نهايي شده است؛ اما و درهرصورت مسئولان ذي‌ربط بايد به سوالات و ابهامات »روشي« و »محتوايي« ذيل پاسخ دهند:
    به نظر مي‌رسد اين متن، بين گزينه‌هاي پيش رو براي پيشرفت کشور، انتخاب‌هاي جدي و مؤثر نداشته است. اگر اين »متن« وجود نمي‌داشت، کشور چه چيزي را از دست مي‌داد؟
    نظريه‌اي که چونان تاروپود، محتواي اين متن را به‌صورت منطقي به هم پيوند مي‌زند، کدام است؟
    چه ربط منطقي بين مباني اين الگو و برساخته‌هاي آن، نظير تدابير وجود دارد؟ به عبارت ديگر، اگر اين مباني حذف شوند، چه تغييري در محتواي متن به وجود مي‌آيد؟
    به نظر مي‌رسد مفاهيم، ادبيات و روش برنامه‌ريزي استراتژيک، بر روش‌شناسي تدوين الگوي پايه اسلامي ايراني پيشرفت، حاکم بوده است. به‌راستي تهيه‌کنندگان متن چه تفاوت اساسي بين الگو و برنامه‌هاي جامع و استراتژيک قائل‌اند؟ اگر قرار بود که برنامه جامع و استراتژيک پيشرفت اسلامي ايراني تنظيم مي‌شد، چگونه بود؟ به‌طور واضح‌تر واقعاً «الگو» با چه تعريفي در اين متن، مورد نظر بوده است؟
    در فراز مربوط به »رسالت«، در قالب يک عبارت دوخطي، رسالت يا هدف اساسي پيشرفت کشور، «ايجاد تمدن نوين اسلامي» معرفي شده است. واقعاً اين هدف تا چه ميزان از خودِ »الگوي اسلامي پيشرفت« از وضوح بيشتري برخوردار است؟ زيرا پيداست که متن قرار است ماهيت الگوي اسلامي ايراني پيشرفت را کالبدشکافي و واضح‌سازي کند. به نظر مي‌رسد وضوح جمله همان‌گويانه »هدف الگوي اسلامي ايراني پيشرفت، تحقق الگوي اسلامي ايراني پيشرفت است« از وضوح جمله مذکور يعني »جهت و رسالت الگو، تحقق تمدن نوين اسلامي است« کمتر نيست!
    اساساً با چه استدلالي الگوي پيشرفت، »زمان‌دار« است؟ يعني وقتي از سال 1444 عبور کرديم، پرونده الگوي اسلامي ايراني پيشرفت بسته، و راه و مقصد ديگري برگزيده خواهد شد؟ به نظر مي‌رسد که تمام الگوهاي رقيب الگوي اسلامي ايراني پيشرفت، نظير الگوي غربي توسعه، با توجه به همين ملاحظه معقول، با هويتي بي‌پايان، پروسه و پروژه توسعه را براي خود و جهان مديريت مي‌کنند. زمان‌داري مي‌بايست به برنامه‌هاي جامع و استراتژيک پيشرفت واگذار مي‌شد.
    تدابير 56 گانه الگو با حفظ همه نکات قبلي، ازجمله فقدان ارتباط منطقي و توليدي با مباني و… فوق‌العاده ناهمگن به نظر مي‌رسد؛ اما و درهرصورت نمي‌تواند در ذهن به‌وجودآورندگان متن نيز چنين باشد. افشاي منطق حاکم بر تدابير که منطقاً بايد از مباني و… و نيز واقعيات کشور، مستظهر باشد از ضروريات اجتناب‌ناپذير مشارکت‌گيري همگان در تداوم اين فرايند است. براي نمونه، در بند يازدهم تدابير آمده است که بايد براي اموري از قبيل پيشرفت و عدالت و نيز اسلامي و ايراني بودن الگو، نظريه‌پردازي شود! اگر براي انديشمندان و متفکران معزز تهيه‌کننده متن هنوز رابطه پيشرفت و عدالت و معناي اسلامي و ايراني بودن آن روشن نيست، پس چگونه متن کامل الگوي پايه اسلامي ايراني پيشرفت را اينک در پيش روي ما قرار داده‌اند؟!
    به نظر مي‌رسد با همه تلاش‌هاي مشکور علميِ به‌وجودآورندگان متن الگوي پايه اسلامي ايراني پيشرفت، هم از منظر طي کردن فرايند منطقي الگو از مباني تا الگو، و نيز از منظر مديريت اين جريان علمي به مثابه »يک گفتمان« يا »يک پروژه فکري ملي« در قلمرو پيشرفت، طراحي الگوي پايه اسلامي ايراني پيشرفت، با ابهامات و چالش‌هاي اساسي روبه‌روست. البته با مدد خداي بزرگ، با توجه به فضاي فراهم‌شده از سوي رهبر حکيم انقلاب اسلامي و تدابير مرکز الگوي اسلامي ايراني پيشرفت، در چارچوب يک گفتمان ملي، در آينده با محصول بهتري در اين عرصه روبه‌رو خواهيم بود؛ اما و درهرصورت بدترين مواجهه با پيش‌نويس سند الگوي پايه اسلامي ايراني پيشرفت، مي‌تواند در يک همسويي باورنکردني از سوي »مخالف‌ترين‌ها« و»موافق‌ترين‌ها« صورت پذيرد.
    مخالف‌ترين‌ها با مسکوت گذاشتن، و موافق‌ترين‌ها با غيرقابل گفت‌وگو دانستن متن الگوي پايه، مي‌توانند متحد باهم، در غيرمؤثر شدن آن، به نحو مؤثري اثرگذار باشند! به نظر مي‌رسد مخالفت‌هاي منطقي و علمي بيش از هر رويکرد مخالفي تنها بدين شرط که براي جامعه خيرخواهانه باشد مي‌تواند مخالفان را به مقصد برساند. از سوي ديگر، موافقان ازآن‌رو که مي‌خواهند در چارچوب الگوي اسلامي ايران پيشرفت، دانش، منش و کنش خود را به سامان کنند به جاي تکرار محتواي متن همراه با اظهار عواطف، هر اندازه که به متن احساس وفاداري بيشتري مي‌کنند، بايد درباره درستي منطق و مفاد متن الگو، بيشتر استدلال و بيشتر اطلاعات منتشر کنند و ديگر هيچ! به گزارش  امانت به نقل از مهر،گفت‌وگوي ملي در مورد اين متن، مقدمه واجب همه دستاوردهاي بعدي آن است. اولين دستاورد اين گفت‌وگوي ملي، ارتقاي الگوي پايه پيشرفت اسلامي ايراني خواهد بود و اين همان پيروي حکيمانه از فراخوان رهبر حکيم انقلاب اسلامي خواهد بود.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی