در حال بار گذاری
امروز: چهارشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۹

دین و اندیشه > آيا ديني سازي علم به جمود و ايستايي مي‌انجامد

علي عسگري گروه دين و انديشه: يکي از اشکالاتي که به علم ديني مطرح مي‌شود آن است که دين ثابت بوده و معرفت علمي که بر اساس آن ايجاد مي‌شود ثابت خواهد بود و پس از استفاده از ظرفيت هاي مشخص دين، علم از پويايي مي‌ايستد.

    گروه دين و انديشه: يکي از اشکالاتي که به علم ديني مطرح مي‌شود آن است که دين ثابت بوده و معرفت علمي که بر اساس آن ايجاد مي‌شود ثابت خواهد بود و پس از استفاده از ظرفيت هاي مشخص دين، علم از پويايي مي‌ايستد.

    بر پروژه علم ديني که طرح آن بعد از انقلاب اسلامي گسترش بيشتري يافت اشکالات گوناگوني تا کنون وارد شده است. گذشته از آنکه اين مجموعه اشکالات داراي ريشه‌هاي معرفتي بوده و يا اغراض سياسي-عقيدتي در پشت پرده آن نهان است قصد داريم تا برخي از اين اشکالات را در بوته نقد گذاشته و بحث و بررسي کنيم.
    علم ديني و جمود
    يکي از اشکالاتي که به علم ديني مطرح مي‌شود آن است که دين ثابت بوده و طبيعتاً معرفت علمي که بر اساس آن ايجاد مي‌شود ثابت خواهد بود. به معناي ديگر تشريع دين در هزار سال پيش به اتمام رسيده و اکنون منابع ديني ما يعني قرآن و روايت؛ ثابت و فاقد پويايي اند چراکه ديگر پيامبري نيست که آيه جديد بياورد و امامي نيست که روايت جديد براي ما بيان کند در نتيجه اين منابع، ظرفيت مشخصي براي توليد علم دارند؛ پس اگر بر اساس آن ظرفيت هاي مشخص توليد شود ديگر توانايي توليد علم جديد را ندارند و علم به سکون رسيده و از پويايي مي‌ايستد.
    آيا نقلي سازي علم منجر به جمود مي‌شود؟
    در همين ابتدا براي آنکه به مغالطه جز و کل دچار نشويم بايد ذکر کرد که مشخصاً؛ اين نقد به برخي از گرايش‌هاي علم ديني علي الخصوص آنها که معتقد به نقلي سازي علم و استخراج آن بر اساس متون ديني هستند وارد مي‌شود نه بر مطلق مبحث علم ديني چرا که فرضا اگر کسي در موضوع علم ديني؛ دين را نه متن مقدس بلکه عقايد و جهان بيني کلي همچون وجود عالم مجرد و تأثير آن بر ماده و … در نظر بگيرد؛ ديگر ايستايي معنا ندارد همچنان که اعتقاد به ماده گرايي؛ منجر به ايستايي علم نشده است. اما در خصوص همان نحله هايي که به نوعي از نقلي سازي معتقد اند نيز باز مي‌توان پاسخ‌هايي داد. براي نمونه در دفاع از کساني که علوم انساني اسلامي را از دريچه فقه دنبال مي‌کنند مي‌توان گفت که مقوله اجتهاد که در فقه مطرح است؛ بنيادش بر پويايي است. چراکه کلام مجتهد حکم شرعي است و حکم شرعي؛ نه متن صرف بلکه استنباطات مجتهد است که بنا بر هر عصري؛ طبق شرايط قابليت تغيير دارد چنانچه از گذشته تا کنون هم فقه و احکام شرعي تغييرات محسوسي داشته‌اند. بنابراين در اين موضوع هم ايستايي نمي‌تواند مطرح شود.
    اما در خصوص برخي از گرايش‌هاي ديگر علم ديني که معتقد اند علوم تجربي همچون فيزيک و … را بايد از متن مقدس استخراج کرد شايد بتوان دو پاسخ به اين اشکال داد:
    الف- دين ثابت است اما معرفت ديني خير: اگر دين را به معناي «ما انزل الله علي الرسول» يعني آن چيزي که خدا بر پيامبر خود فرستاده تعريف کنيد آن وقت قطعاً دين ثابت خواهد بود چراکه امروزه با خاتميت دين اسلام جريان ارسال وحي نيز متوقف شده است اما معرفت ديني، يعني فهمي که بشر از وحي به دست آورده در حيطه‌هاي مختلف اخلاق، عقايد و احکام همواره دستخوش تغيير، رشد و پويايي بوده است.
    ب- بطن‌هاي معنايي قرآن: به آيه چهل سوره نبأ توجه نمائيد: »إِنَّا أَنْذَرْنَاکُمْ عَذَابًا قَرِيبًا يَوْمَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ وَيَقُولُ الْکَافِرُ يَا لَيْتَنِي کُنْتُ تُرَابًا« معناي کلمات به ظاهر بسيار روشن و ساده است، در واقع خداوند در حال بازگو کردن حال کافران در قيامت است که دعا مي‌کنند اي کاش خاک بوديم کنايه از آنکه هرگز زاده نمي‌شديم اما اين تنها معناي ظاهري آيه است.
    به گزارش امانت به نقل از مهر،براي نمونه با مراجعه به روايات معناي جالب توجهي به دست مي‌آيد بدين نحو که مراد از »يَا لَيْتَنِي کُنْتُ تُرَابًا« يعني اي کاش ما خاک بوديم چراکه حضرت علي (ع) ابوتراب است به معناي پدر خاک پس اين جمله يعني اي کاش ما از شيعيان حضرت علي (ع) مي‌بوديم. اين تنها يک نمونه از بطون و لايه‌هاي دروني معناي آيات قرآن است. در واقع آيات قرآن کريم طبق روايات فراوان که در اين زمينه وارد شده هفتاد بطن دارد. همانطور که مي‌دانيد هفتاد در ادبيات عرب عدد کثرت بوده و به معناي تعداد بسيار زياد است پس به عبارت ديگر آيات قرآن کريم بي نهايت معنا را در الفاظ مختلف و با لايه‌هاي معنايي مختلف عرضه کرده‌اند که»لَا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ«در نتيجه با طهارت باطن و پايداري در آئين زندگي اسلامي مي‌توان به گنجينه‌اي از معاني و معارف دست پيدا کرد. در نهايت استدلال مذکور مبتني بر آنکه چون دين و منابع ديني ثابت است پس علم نيز به جمود مي‌رسد اشتباه خواهد بود چرا که نخست دين داراي بطن‌هاي گسترده‌تر بوده و در در وهله بعد توليد علم ديني مبتني بر معرفت ديني صورت خواهد گرفت که در فرض مذکور اين معرفت هيچگاه ثابت نخواهد بود.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی