در حال بار گذاری
امروز: شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷

دین و اندیشه > آيا دين و دينداري ما نياز به اصلاحات دارد

گروه دين و انديشه:زماني که از لزوم اصلاح تفکر ديني سخن مي‌گوييم، نه مي‌خواهيم دين را تحريف کنيم و نه ارزش و قداست وحي را زير سوال ببريم، بلکه مي‌خواهيم چهره دين را از غبار تحريف‌ها و گزار‌ه‌هاي فراموش شده در عصر خودمان پاک کنيم.

     گروه دين و انديشه:زماني که از لزوم اصلاح تفکر ديني سخن مي‌گوييم، نه مي‌خواهيم دين را تحريف کنيم و نه ارزش و قداست وحي را زير سوال ببريم، بلکه مي‌خواهيم چهره دين را از غبار تحريف‌ها و گزار‌ه‌هاي فراموش شده در عصر خودمان پاک کنيم.
    شايد براي دينداران اين سؤال به وجود بيايد که آيا آنچه به‌عنوان دين به آن‌ها عرضه مي‌شود، مطابق با همان متن اصلي شريعت است و يا اينکه آيا ديني که در اختيار آنها قرار دارد، توانايي پاسخ به همه نيازهاي آن‌ها را دارد؟اگر تاريخ اسلام و تاريخ جوامع ديني را مرور کنيم، به مواردي از خرافه‌گرايي و بدعت‌گذاري برمي‌خوريم که هر کدام به‌نوعي جامعه ديني را از باورهاي اصيل ديني دور کردند و بدين‌جهت کساني از درون يا خارج از ساختار حوزه‌هاي علميه، به مقابله با آن جريان‌ها و تفکرات انحرافي مي‌پرداختند.
    در حقيقت اين مقابله نوعي اصلاح به معناي ترميم و تهذيب دين از بدعت‌ها، يعني مقابه با »ادخال ماليس من الدين في الدين« بوده است و کساني که در اين راه حرکت کرده‌اند را مي‌توان مصلحان ديني خواند. چه‌بسا بتوان گفت مبارزه با بدعت و خرافات، ويژگي مشترک همه مصلحان ديني بوده است.اما انگيزه‌هاي اصلاحگري ديني، به دليل مذکور ختم نمي‌شود و افرادي در طول تاريخ بوده‌اند که به دلايل ديگري خواهان خوانش جديد از دين شدند.
    *اولين جنبش‌ اصلاح ديني در اسلام
    اولين جنبش‌هاي اصلاح ديني در جهان اسلام، زماني شکل گرفت که عده‌اي در پي راهکاري براي مبارزه با استعمار کشورهاي اسلامي، توسط کشورهاي غربي برآمدند و اتحاد مسلمانان جهان براي بازسازي تمدن عظيم و قدرتمند اسلامي را پاسخي براي حل مشکل استعمار و عقب‌ماندگي معرفي کردند.سيد جمال الدين اسد آبادي و محمد عبده از اولين مصلحان ديني جهان اسلام بودند که هدفشان قدرت يافتن اسلام و مسلمين جهان بود.
    *اصلاح دين براي مدرن شدن
    از ديگر انگيزه‌هاي ايجاد اصلاحات در اسلام، برخورد برخي از روشنفکران با جوامع غربي و مشاهده پيشرفت اين کشورها در زمينه‌هاي مختلف است که آن‌ها را به فکر حرکت دادن ايران، به سمت الگوي هاي پيشرفت غربي سوق داد و از آنجا که مانع تجددخواهي را دين و سنت مي‌دانستند و از طرفي ريشه دگرگوني غرب را در پروتستانت لوتر مي‌ديدند، پروژه پروتستانيسم اسلام را مطرح کردند. پرچم‌داران اين جريان آخوندزاده و ملکم خان و ساير روشنفکران ديني عصر قاجار بوده‌اند.در عصر حاضر روشنفکران ديني که عبدالکريم سروش، محمد شبستري و.. سخنگوي آن هستند نيز در برخورد با چالش سنت و مدرنيته، شيوه تجددخواهي را پيش گرفته و براي آنکه کشور را از عقب‌ماندگي نجات دهند، به اصلاح ساختارهاي ديني رو آورده‌اند.
    مشخصه اصلي انگيزه اين مصلحان، کوتاه کردن دست دين از فعاليت‌هاي سياسي و محدود کردن دين به حيات فردي است. به اعتقاد مجتهد شبستري، دين رابطه ميان انسان و خداست. انسان با خدايش حرف مي‌زند، خدا به او گوش مي‌دهد و اين منجر به تعالي معنوي انسان مي‌شود. به اين دليل است که دين نمي‌تواند تبديل به يک برنامه سياسي شود.
    *اصلاح دين براي مبارزه با سرمايه‌داري و استبداد
    برخلاف انگيزه جريان روشنفکران که هدفشان از اصلاح دين، متجدد شدن جامعه و تطبيق سنت با مدرنيته بوده است، برخي ديگر از نوانديشان هدفشان از مطرح کردن اصلاح نهضت ديني، مقابله با مدرنيته  سرمايه‌داري و فرهنگ غربي بوده است. به طور مثال دکتر شريعتي از روشنفکراني است که با گرايش‌هاي سوسياليستي خود به بازخواني تفکر ديني پرداخت و نتيجه گرفت که اسلام دين مبارزه و انقلاب است و تشيع علوي ما را به برابري و مبارزه با سرمايه‌داري دعوت مي‌کند. اما آنچه که به‌عنوان دين در برابر خود مي‌ديد، تفکري بي‌رمق و محافظه‌کار بود که نياز به اصلاح داشت؛ بنابراين پروتستانيسم اسلامي را مطرح کرد تا بتواند به احياي ارزش‌هاي فراموش‌شده اسلامي جامعه خفته را بيدار کند.
    *اصلاح ديني نوانديشان حوزوي
    انگيزه اصلاحات شريعتي به‌عنوان نياز احياي ارزش‌هاي فراموش‌شده ديني و سوق دادن جامعه ديني به سمت تلاش و تکاپوي اجتماعي در بين برخي از نوانديشان حوزوي نيز طرفداراني داشت، اما مسير اين دو جريان از جهاتي با هم تفاوت‌هايي دارند. امام خميني، شهيد مطهري، شهيد بهشتي، طالقاني و بسياري ديگر از انديشمندان ديني را مي‌توان در اين گروه قرار داد. شهيد مطهري درباره لزوم نهضت اصلاح مي‌گويد: »فکر ديني ما بايد اصلاح بشود. تفکر ما درباره‌ي دين غلط است غلط. ما اکنون بيش از هر چيزي نيازمنديم به يک رستاخيز ديني و اسلامي، به يک احياي تفکر ديني، به يک نهضت روشنگر اسلامي«.
    تفاوت عمده اين جريان با شريعتي را مي‌توان در نگاه آن‌ها به منابع ديني در نظر گرفت. در حاليکه شريعتي حوزويان را متحجر حجره نشين مي‌خواند و براي دستاوردهاي علمي حوزه ارزش چنداني قائل نبود، امام خميني فقه جواهري را منبع اسلام شناسي و مبناي مبارزاتي خود معرفي مي‌کرد. شريعتي درباره تز اسلامي منهاي روحانيت گفته بود: »تز اسلام منهاي آخوند در جامعه تحقق يافته است و اين موفقيت موجب شده که هم اسلام از چارچوب تنگ قرون وسطاييآزاد شده است.«
    *اصلاحاتي نه چندان ديني
    اگر بدون تعصب به مسئله دينداري در حال حاضر نگاه کنيم، چالش بين سنت و مدرنيته و سردرگمي جوانان در دو راهي مدرن شدن و پايبندي به دين و همچنين نياز گسترش دين در شئون مختلف حيات اجتماعي را تصديق خواهيم کرد. اما در بين اين همه انگيزه براي تغيير، بايد کداميک را الگو قرار داد؟
    اصلاحي که روشنفکران در نظر داشتند و دارند، تطبيق دين با مدرنيته غربي، به‌عنوان يگانه راه رفع عقب‌ماندگي است. بسياري از روشنفکران منبعي ثابت، مقدس و عاري از اشتباه را نمي‌پذيرند و با پررنگ کردن عقلانيت خودبنياد، التزام به متن شريعت را انکار مي‌کنند و همچنين ظرفيت‌هاي دين براي پاسخ به همه نيازهاي انسان را کامل نمي‌دانند.
    شريعتي گرچه از اين جهت که غرق در غرب نبود اما بيش از حد بر قرائت چپ از دين پافشاري مي‌کرد و وجه مشترک او با روشنفکران ديگر در بي‌اهميت جلوه دادن دستاوردهاي حوزه و علماي اسلام است ک اوج اين مخالفت را بايد در اعتراض او به تشيع صفوي مشاهده کرد.
    *کدام الگو را بپذيريم؟
    به  گزارش امانت به نقل ازتبيان،اما به نظر مي‌رسد الگويي که امام و شاگردانش، نظير شهيد مطهري به دنبال آن بودند، بيشتر به واقع نزديک باشد؛ چراکه در اين تئوري هم منابع اصيل ديني ثابت است و هم نيازهاي روز جامعه و مصالح زمان درک مي‌شود و هم مانند جريان نخستين نوانديشي سيد جمال اسد آبادي، گسترش تعامل و گفتگوي بين اديان و توسعه اتحاد اسلامي در آن ارزش محسوب مي‌شود.
    به هر حال بايد براي وضع موجود دينداري کاري کرد و نيازهاي زمان را پاسخ داد که اين فقط با اصلاح ساختارهاي کهنه ديني امکان‌پذير است. اگر دلسوزان دين اقدام نکنند و يا جريان‌هاي سنتي اخباري، نص گرا و ضد فلسفه بخواهند جلوي اصلاحات بايستند، کساني مي‌آيند که همچون لوتر دين را به انزوا کشانده و مسير تاريخ را عوض خواهند کرد.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی