در حال بار گذاری
امروز: سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۹

دین و اندیشه > آيا "اقتصاداسلامي" يک شوخي است

گروه دين و انديشه: اخيراً بحثي در محافل علمي حوزوي و فضاي مجازي مطرح شده مبني بر اينکه ما اقتصاد اسلامي، جامعه‌شناسي اسلامي و روان‌شناسي اسلامي و به طور کلي علوم انساني اسلامي نداريم و معتقدند اقتصاد اسلامي يک شوخي است! حال پاسخ ما نسبت به اين طرح شبهه چگونه بايد باشد؟

    گروه دين و انديشه: اخيراً بحثي در محافل علمي حوزوي و فضاي مجازي مطرح شده مبني بر اينکه ما اقتصاد اسلامي، جامعه‌شناسي اسلامي و روان‌شناسي اسلامي و به طور کلي علوم انساني اسلامي نداريم و معتقدند اقتصاد اسلامي يک شوخي است! حال پاسخ ما نسبت به اين طرح شبهه چگونه بايد باشد؟
    تضاد ميان علم و دين از ديرباز در جوامع انساني مطرح بوده به طوري که برخي دانشمندان منشأ پيدايش دين را جهل مي‌دانند.
    يعني معتقدند هر چقدر انسان نسبت به حقايق علمي محيط پيراموني خودش جاهل باشد نياز به دين و توجيهات ديني پيدا مي‌کند.
     اما به محض اينکه حقايق علمي محيط پيراموني خودش را کشف کرد ديگر نيازي به دين پيدا نمي‌کند، در واقع علم او به حقايق عالم هستي جايگزين دين مي‌گردد.
     اين در حالي است که براي بشريت هيچ چيز گران‌تر و مشئوم‌تر از جدايي دين و دانش نيست. اين جدايي تعادل اجتماع بشري را از بين مي‌برد. هم دنياي قديم و هم دنياي جديد، گاه دچار بي‌تعادلي شده و تعادل خود را از دست داده است.
    زماني مردم گرايش‌هاي ديني خود را جداي از علم جستجو مي‌کردند اين بيماري عمده دنياي قديم بود، همچنان‌که بيماري عمده دنياي جديد اين است که عده‌اي در جستجوي علم منهاي دين هستند. اکثر انحرافات و بدبختيهايي که بشر امروز را تهديد مي‌کند، ناشي از اين است که علم را جدا از ايمان و دين مي‌خواهد.
     هماي سعادت آن روز بر سر بشر سايه خواهد گسترد که وي عميقاً پي ببرد که به اين هر دو اصل مقدس نيازمند است،‌و بداند مرغي است که به دوبال براي پرواز نياز دارد. بالي از دانش و بالي از دين و ايمان.
    مبناي تقسيم‌بندي علوم به ديني و غيرديني
    اساساً اين تقسيم‌بندي درستي نيست که ما علوم را به دو رشته تقسيم کنيم.
    علوم ديني و علوم غيرديني. تا اين توهم براي بعضي پيش بيايد علومي که اصطلاحاً علوم غير ديني ناميده مي‌شوند، از اسلام بيگانه‌اند.
    جامعيت و خاتميت اسلام اقتضا مي‌کند که هر علم مفيد و نافعي را که براي جامعه اسلامي لازم و ضروري است، علم ديني بخوانيم. پس هر علمي که به حال اسلام و مسلمين نافع است و براي آنها لازم است، آن را بايد از علوم ديني شمرد، و اگر کسي خلوص نيت داشته باشد و براي خدمت به اسلام و مسلمين آن علم را تحصيل کند  مشمول اجر و توابهايي که در تحصيل علم گفته شده قرار مي‌گيرد، و حال او شامل اين حديث شريف است که پيامبر گرامي اسلام(ص) فرمود: »ان‌الملائکه لتضع اجنحتهالطالب العلم فرشتگان زيرپاي طالبان علم بالهاي خود را مي‌گسترانند. (الکافي، ج 1، ص 34)«
    اما اگر خلوص نيت در کار نباشد، تحصيل هيچ علمي، ولو ياد گرفتن آيات قران باشد اجر و ثوابي ندارد.
    در همه مکاتب دنيا يک ساحت اقتصاد، مکتب اقتصاد و ساحت ديگر علم اقتصاد است،‌و اين مطلب که بين علم اقتصاد و مکتب اقتصاد فرق است اجماع جهاني دارد. شهيد مطهري و شهيد صدر هم در اقتصاد تا نيم قرن پيش اين مطلب را گفته‌اند.
     بنابراين اقتصاداسلامي را نبايد مطلقاً نفي کرد، بلکه ما مکتب اقتصاداسلامي داريم. همچنان که مکتب اقتصاد ليبراليستي و سوسياليستي در جهان وجود دارد، که اين مکاتب اقتصادي به نوع جهان‌بيني و گرايش‌هاي فکري و تفسيري که از جهان هستي و نظام ارزشي خود دارند برمي‌گردد.
    اسلام دو پيوند با اقتصاد دارد: مستقيم و غيرمستقيم، پيوند مستقيم اسلام با اقتصاد از آن جهت است که مستقيماً يک سلسله مقررات اقتصادي درباره مالکيت،‌مبادلات  مالياتها، ارث، هيئت و صدقات،‌وقف  مجازاتهاي مالي يا مجازاتهايي در زمينه ثروت و غيره دارد. اسلام؛ کتاب البيع،‌کتاب الاجاره، کتاب الوکاله، کتاب الرهن، کتاب الارث، کتاب الهيه، کتاب الوقف دارد.
    پيوند غير مستقيم اسلام با اقتصاد از طريق اخلاق است. اسلام مردم را توصيه مي‌کند به امانت، عفت، عدالت، احسان، ايثار، منع دزدي، خيانت، رشوه همه اينها در زمينه ثروت است و يا قسمتي از قلمرو اين مفاهيم ثروت است. زيرا تا حدود مسائل اقتصادي روشن نشود حدود عدالت و امانت و عفت و احسان و همچنين حدود دزدي و خيانت و رشوه روشن نمي‌شود.اسلام به عنوان يک دين جامع و خاتم اديان نقشه راه سعادت و رستگاري انسان را در همه ابعاد فردي و اجتماعي ارائه داده است.
    به گزارش امانت به نقل از خبر آنلاين، اگر قائل به اين باشيم که علوم انساني اسلامي نداريم در واقع جامعيت مکتب اسلام و نوع نگاه خاصي که اسلام به انسان، جامعه و نظام هستي دارد را نفي‌کرده‌ايم. در نتيجه برنامه هدايت الهي مخدوش گرديده و نقض غرض الهي از خلقت انسان پيش مي‌آيد، که از ساحت حکمت، قدرت و علم خداوند به دور است.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی