در حال بار گذاری
امروز: چهارشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۸

دین و اندیشه > دين در دوران مدرن

گروه دين و انديشه: آيا صنعتي شدن منطق سرمايه‌داري، عقلانيت و علم تجربي منجر به افول دينداري مي‌شود، اگر اينطور است چرا اکثريت جامعه هند صنعتي آمريکاي سرمايه‌دار و کره جنوبي توسعه‌يافته خود را ديندار معرفي مي‌کنند؟

     گروه دين و انديشه: آيا صنعتي شدن  منطق سرمايه‌داري، عقلانيت و علم تجربي منجر به افول دينداري مي‌شود، اگر اينطور است چرا اکثريت جامعه هند صنعتي  آمريکاي سرمايه‌دار و کره جنوبي توسعه‌يافته خود را ديندار معرفي مي‌کنند؟
     کتاب »زندگي زميني و راز آسماني« گره از پيچيدگي‌هاي اين امر مي‌گشايد. بسياري وقتي در برابر اين سوال قرار مي‌گيرند که دين و دينداري در دوران مدرن چه جايگاهي دارد، به همين پاسخ ساده بسنده مي‌کنند که »در دوران معاصر دين دچار افول شده است«.
     اما اگر براي پاسخ به اين سوال تنها لحظه‌اي درنگ مي‌کردند و به اطراف خود مي‌نگريستند درمي‌يافتند مهمترين مساله امنيت جهان کنوني بنيادگرايي است؛ کساني که در لباس دين، خشونتي روزافزون را رواج مي‌دهند و به زعم بسياري رشد آنها نتيجه تبعيض‌هاي مذهبي پيدا و پنهان در قاره سکولار اروپاست. »بنيادگرايي در واقع يک واکنش به جريان سکولار مدرنيته است و از همين رو پديده‌اي مدرن محسوب مي‌شود«. (ص 174 کتاب) بنيادگرايي تنها يک سويه انکارنشدني ماجراي حضور دين در مدرنيته است؛ در سويه ديگر اهميت فهم جامعه‌شناختي و سياسي دين در کشورهاي توسعه يافته، ليبرال و سرمايه داري است.
    باور به افول دين در دنياي مدرن به قدري رواج يافته که قبول آمار سال 2014 در آمريکا مبني بر اينکه 71 درصد خود را مسيحي مي‌دانند سخت شده است و به همين ترتيب اين عده به سختي قبول خواهند کرد 31 درصد مردم چين، دين را بسيار مهم و تاحدي مهم مي‌دانند. خالي از لطف نيست با خود مرور کنيم 31 درصد چين، يعني جمعيتي معادل کل قاره اروپا. آمريکا کشوري توسعه يافته است که بر اساس قواعد نظام سرمايه‌داري اداره مي‌شود. از نظر سياسي ليبرال است و براي آزادي‌هاي فردي ارزش محوري قائل، به همين ترتيب در آمريکا مذاهب و اديان مختلف تا حد زيادي فرصت ظهور و بروز دارند.
    پيش از اين نظريه پردازان کلاسيک جامعه‌شناسي تصور مي‌کردند ظهور سرمايه‌داري و عقلانيت به افول دينداري و دين گرايي منجر خواهد شد؛ اما تجربه آمريکا به عنوان کشوري سرمايه دار و ليبرال با عقلانيتي بالا نشان مي‌دهد مي‌توان در ميزان همبستگي بين رشد عقلانيت و افول دينداري به ديده ترديد نگاه کرد.
    اين موضوع به طور مفصل در کتاب زندگي زميني و راز آسماني به بحث گذاشته است. نويسنده اين کتاب نوشته: «يکي از موارد نقص نظريه سکولاريزاسيون (اگر نگوييم مهمترين آنها) کشور آمريکاست.
    بنابراين وقتي نشانه‌هاي بازگشت امر قدسي در دنياي مدرن کنوني را بپذيريم، اعتقاد 71 درصدي به دين در آمريکا نيز منجر به تعجب ما نخواهد شد. پيروان امر قدسي، به شواهد تجربي که مدعاي نظريه سکولاريزاسيون را نفي کرد، استناد کرده و کوشيدند نشان دهند برخلاف پيشرفت جوامع دين همچنان الگوي موثر و تاثيرگذاري است.
    نويسنده کتاب براي تحليل موضوع از انديشه‌هاي چارلز تيلور (فيلسوف معاصر کانادايي) ستفاده مي‌کند. تيلور با استعانت از اصطلاح پساسکولاريسم براي تبيين وضعيت بازگشت و تداوم دينداري در آمريکا آن را تجربه اي ويژه در اين کشور مي‌داند.
    وي در همين رابطه مي‌نويسد: »من اصطلاح پساسکولاريسم را براي عصري که مشخصه‌اش برگشت از دوران افول باور و عمل ديني است، به کار نمي‌برم، زيرا اين مساله اکنون محتمل به نظر نمي‌آيد.
     بلکه مراد من دوراني است که هژموني جريان غالب کلان روايت سکولاريزاسيون، بيش از پيش مورد نقد قرار مي‌گيرد. به گمان من [تيلور] اين مساله اکنون در حال رخ دادن است.
    من معتقدم از آنجايي که اين هژموني به افول دين ياري رسانده است، پيروزي بر آن، امکان‌هاي جديدي را فراهم مي‌آورد. از ص 191 کتاب« تيلور عملاً مي‌گويد در دوران جديد استدلال‌هاي سکولاريزاسيون مورد نقد قرار خواهند گرفت ولي اين بدين معنا نيست که مختصات جامعه به دوران پيشاسکولار بازگردد و در اين دوره دين به عنوان يک گزينه در کنار ديگر گزينه‌ها وارد گفت‌وگو مي‌شود.
    وحيد سهرابي‌فر، نويسنده کتاب زندگي زميني و راز آسماني با بيان نمونه‌هاي بالا نشان مي‌دهد نسبت دين و مدرنيته پيچيده‌تر و عميق‌تر از پاسخ‌هاي متداول است.
    وي براي بيان وضعيت دين در دنياي کنوني از انديشه‌هاي انديشمند اهل کانادا، چارلز مارگريو تيلور  بهره مي‌گيرد.
    تيلور، صاحب‌نظر معرفت شناسي معتقد است: دين در عصر تجدد همچنان به بقاي خو ادامه خواهد داد.
    جذابيت اين ديدگاه زماني افزوده خواهد شد که توجه داشته باشيم نقطه نظرهاي تيلور نه در دسته مخالفان مدرنيته قرار مي‌گيرد و نه در گروه موافقان کنار گذاشته شدن دين در عصر کنوني.
    عقايد او به نحوي است که معتقدان به تقابل بين مدرنيزاسيون و دينداري بر او خرده خواهند گرفت و کساني هم که از بنيادگرايي دفاع مي‌کنند مخالف او خواهند شد. اما اين فيلسوف معاصر همچنان بر نظر خود استوار است که بشر بديلي براي دين ندارد.
    مساله جايگاه دين در مدرنيته تازگي ندارد؛ اما آنچه نظرهاي تيلور را از نظرهاي مشابه متمايز مي‌کند طرح مساله اين فيلسوف است. او درباره شرايطي در دوران گذشته صحبت مي‌کند که باعث مي‌شد خداباوري به امري فراگير تبديل شود؛ اين صاحب‌نظر سپس اين پرسش را مطرح کند که چه »شرايطي« در دوران معاصر ايجاد شده گاهي باور به خدا به حاشيه رانده شده است؟
     در حقيقت اين فيلسوف در آثار خود بر شرايط باور به دين و خدا حرف مي‌زند.تيلور مخالف اين ادعاست که »دين در دنياي مدرن افول خواهد کرد«، وي معتقد است اين ادعا بر اساس پيش‌فرض‌هاي نادرست شکل گرفته است. از نظر او دين امري الهام بخش در امور فردي و اجتماعي است. وي براي دين جايگاهي وراي باور صرف به ماورا قائل است و به نظرش دين جنبه تغييردهندگي دارد و مي‌تواند انسان را از امور روزمره فراتر ببرد. به تعبير اين فيلسوف دين روشي براي زندگي کردن است.
    از نظر تيلور مدرنيته توانسته امکاني براي تحقق پيام‌هاي ديني فراهم کند که پيش از اين و در طول تاريخ اين فرصت براي انتقال مفاهيم ديني فراهم نشده است.
     البته وقتي تيلور درباره دين در عصر مدرن صحبت مي‌کند مقصود وي بيشتر مسيحيت است.
    به گزارش امانت به نقل از ايرنا،تيلور به عنوان يک تاريخ‌دان و فيلسوف مرزبندي روشني با تصورات غالبي اين روزها ندارد به همين ترتيب درک ديدگاه وي براي کساني که چندان روي گشاده با انديشه‌هاي متفاوت نشان نمي‌دهند ساده نيست.
     لذا مطالعه اين کتاب به کساني که جزم انديش هستند و همه چيز را سياه و سفيد مي‌بينند و حاضر نيستند با انديشه‌هاي خاکستري روبرو شوند توصيه نمي‌شود.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی