در حال بار گذاری
امروز: جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷

تندرستی > گزارش فسادهاي مالي با سلامت روان مردم چه مي‌کند

گروه تندرستي:عضو هيأت مديره انجمن علمي روانپزشکان ايران با اشاره به تاثير افزايش گزارش فسادهاي مالي در سال‌هاي اخير در آرامش جامعه، تاکيد کرد که در کنار افزايش گزارش اين فسادها، رشد فاصله طبقاتي و به ويژه نمايش مکرر آنها در گردش بي‌سابقه اطلاعات در فضاهاي مجازي، هم‌افزايي کم‌سابقه‌اي در برهم‌زدن آرامش جامعه داشته است.

    گروه تندرستي:عضو هيأت مديره انجمن علمي روانپزشکان ايران با اشاره به تاثير افزايش گزارش فسادهاي مالي در سال‌هاي اخير در آرامش جامعه، تاکيد کرد که در کنار افزايش گزارش اين فسادها، رشد فاصله طبقاتي و به ويژه نمايش مکرر آنها در گردش بي‌سابقه اطلاعات در فضاهاي مجازي، هم‌افزايي کم‌سابقه‌اي در برهم‌زدن آرامش جامعه داشته است.
    فروردين ماه امسال ايرج حريرچي- سخنگوي وزارت بهداشت اعلام کرد که » به طور متوسط 23.4 درصد از جمعيت بالغين کشور دچار يک اختلال روانپزشکي در طول يک سال بوده‌اند. اين ميزان در ميان زنان 27.6 درصد زنان و در ميان مردان 19.4 درصد است؛ يعني از هر چهار نفر در گروه سني بالاي 15 سال، يک نفر از اختلال روانپزشکي ضعيف تا متوسط و در موارد کمتري شديد رنج مي‌برد.« طبق آنچه او بر آن تاکيد کرده است، اين مطالعات دلالت بر اين دارد که تنش‌هاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي ايجاد شده يا به وجود آمده در فواصل زماني مشخص، تاثيرات مستقيم بر سلامت روان مردم داشته است.
    افزون بر اين آمار و دلايل، عضو هيأت مديره انجمن علمي روانپزشکان ايران با تاييد اين رقم مي‌گويد 23.4 درصد اختلال روانپزشکي، تنها نوک کوه يخ اين اختلالات است و برخي از اين موارد ناديده گرفته‌ شده‌اند. در اين ميان نمايش فاصله طبقاتي و همچنين رشد افشاي فسادهاي مالي نيز در بروز اين اختلالات بي تاثير نيست.
    دکتر امير شعباني - عضو هيات مديره انجمن علمي روانپزشکان با اشاره به آمار اعلام شده درباره ميزان شيوع اختلالات روانپزشکي در ايران، گفت: پيمايش ملي سال‌هاي اخير نشان داده است که حدود 24 درصد مردم 15 تا 64 ساله‌ ايران نياز به مداخلات درماني روانپزشکي دارند و به بيان ديگر »مبتلا« به يک اختلال روانپزشکي هستند. »اختلال« تنها به مفهوم وجود برخي از علايم يا نشانه‌ها نيست، بلکه به معناي مجموعه‌اي از علايم است که يک تشخيص مشخص را مطرح مي‌کند و به افت کارکرد فرد مي‌انجامد يا با رنجش قابل توجه او همراه است.
    وي افزود: با وجود اينکه اين رقم قابل ملاحظه محسوب مي‌شود، بررسي روش پيمايش مذکور نشان مي‌دهد که در آن، همه اختلالات روانپزشکي در افراد ارزيابي نشده و دسته‌هايي از اين اختلالات از قبيل اختلالات شخصيت، اختلالات روان‌تني و اختلالات جنسي را در نظر نگرفته‌ است؛ بنابراين آمار واقعي اختلالات روانپزشکي در ايران بالاتر از اين است. مي‌دانيم که شيوع اختلالات روانپزشکي در ساير کشورهاي جهان نيز بالاست و اين اختلالات سهم بسيار زيادي از بار بيماري‌ها در جهان را به خود اختصاص داده‌اند.
    شعباني درباره موثرترين راه براي بهبود اين اختلالات گفت: وجود مجموعه‌اي از عوامل در کنار هم به شکل‌گيري يک اختلال منجر مي‌شود و کنترل بيشتر اين عوامل در اختيار درمانگران نيست. با اين حال، درمان در بسياري از موارد مؤثر است و در بيشتر موارد به ميزان متوسط تا زياد يا حتي به طور کامل علايم روانپزشکي را برطرف مي‌کند. اين مداخلات درماني در سطح فردي عمل مي‌کند و براي ارتقاي سلامت روان و پيشگيري از بروز و کم کردن شيوع اختلالات روانپزشکي در افراد جامعه، مسئولان کشور بايد در جهت رفع عوامل زمينه‌اي مورد اشاره تلاش کنند.
    عضو هيأت مديره انجمن علمي روانپزشکان ايران با اشاره به تاثير افزايش گزارش فسادهاي مالي در سال‌هاي اخير در آرامش جامعه، گفت: در کنار افزايش گزارش اين فسادها، رشد فاصله طبقاتي و به ويژه نمايش مکرر آنها در گردش بي‌سابقه اطلاعات در فضاهاي مجازي، هم‌افزايي کم‌سابقه‌اي در بر هم‌ زدن آرامش جامعه داشته است. افزايش شيوع اختلالات روانپزشکي و کاهش سطح سلامت روان در جامعه بر پايه مطالعات سال‌هاي اخير و ناتواني در مهار گسترش اعتياد را نيز بايد در کنار همه اين عوامل ديد.
    *افسردگي شايع‌ترين اختلال روانپزشکي
    وي درباره اختلالات روانپزشکي شايع‌تر نيز توضيح داد و گفت: اختلال افسردگي، شايع‌ترين اختلال روانپزشکي است و اختلالات مصرف مواد، اضطراب فراگير، وسواس، دوقطبي و اختلال استرس پس از سانحه  از ساير اختلالات شايع هستند. البته اگر مجموع انواع اختلالات اضطرابي را به عنوان يک گروه در نظر بگيريم، اين گروه حتي از اختلالات خلقي که افسردگي زيرمجموعه آن است هم شايع‌تر است.
    *راه طولاني ايران براي دسترسي مطلوب به خدمات روانپزشکي
    وي با بيان اينکه هنوز راه زيادي براي رسيدن به ميزان مطلوب دسترسي مردم به خدمات روانپزشکي داريم، افزود: بر اساس پيمايشي که بيان شد، تنها يک‌سوم افراد مبتلا به افسردگي در ايران از حداقل درمان استفاده مي‌کنند و مي‌دانيم که بسياري از آنها ادامه درمان را پيگيري نمي‌کنند.
    انگ‌زدايي از مراجعه براي ارزيابي تشخيصي و دريافت خدمات درماني هنوز اولويتي براي افزايش دسترسي مردم به خدمات روانپزشکي است.
    همچنين گسترش روانپزشکي جامعه‌نگر با غربال‌کردن مشکلات و اختلالات و همچنين مداخله‌ي پيشگيرانه و درماني در سطح جامعه راه حلي مؤثر و امتحان‌ شده است، اما با توجه به درآمدزايي اندک اين خدمات و خصوصيات گروه‌هاي هدفِ آن که عمدتا شامل گروه‌هاي اجتماعي -اقتصادي پايين‌تر جامعه است، اين مداخلات بي‌ترديد نيازمند حمايت گسترده دولت است.شعباني همچنين بيان کرد: نکته نگران‌کننده، افزايش فراواني اختلالات روانپزشکي در ايران بر اساس مطالعات سال‌هاي اخير است که به عنوان مثال نشان مي‌دهد شيوع اختلالات افسردگي به عنوان شايع‌ترين اختلالات روانپزشکي رو به افزايش بوده و از بسياري از کشورها پيشي گرفته‌است.
     براي تخمين درست ميزان بار تحميلي اين اختلالات بر جامعه، بايد دو ويژگي مهم اختلالات عمده روانپزشکي را هم در کنار شيوع آنها در نظر داشت؛ »مزمن بودن« و »بروز در سنين پايين«؛ به اين ترتيب، اين اختلالات مي‌توانند با درگيرکردن نيروي جوان جامعه به مدت طولاني، ميانگين کارکرد و کيفيت زندگي افراد جامعه را به ميزاني قابل ملاحظه کاهش دهند.
    عضو هيأت مديره انجمن علمي روانپزشکان ايران درباره عوامل موثر در افزايش اختلالات روانپزشکي توضيح داد و گفت: علاوه بر عوامل زيست‌شناختي مانند اثر وراثت و عوامل روانشناختي، عوامل زيادي از جمله تنش‌هاي بزرگي مانند جنگ و عوامل گوناگون اجتماعي - اقتصادي بر شيوع اختلالات روانپزشکي مؤثر است. براي روشن شدن بيشتر موضوع بايد به نکات مختلفي اشاره شود؛ کم‌کردن دلايل افزايش شيوع اين اختلالات در ايران به يک يا چند عامل مقطعي باعث ناديده‌گرفتن پيچيدگي اين پديده مي‌شود.
     براي مثال ويژگي‌هاي جمعيت‌نگاشتي و شيوه‌ زندگي در ايران در دهه‌هاي اخير تغييرات قابل‌توجهي به خود ديده‌ است. اوج‌ گرفتن شهرنشيني، افزايش حاشيه‌نشيني، رشد چشمگير تحصيل‌کردگان به‌ويژه در ميان زنان، افزايش نسبت زنان شاغل، تغيير منابع مورد اعتماد گرايش بيشتر به مهاجرت از کشور در ميان تحصيل‌کردگان و نخبگان، گسترش بي‌نظير ارتباط مجازي مردم در جهان و گردش فوق‌العاده اطلاعات بخشي از اين موارد است.
    شعباني همچنين اضافه کرد: اين تغييرات شگرف، دگرگوني‌هايي در شيوه زندگي و انتظارات و نگرش‌هاي افراد ايجاد مي‌کند و بدون پايش و واکنش بهنگام و شايسته، غفلتي نابخشودني در تامين نيازها و انتظارات نوظهور مردم در پي دارد. همچنين افزوده شدن برخي تغييرات محيط زيستي مانند گسترش خشکسالي و از دست رفتن منابع آب‌هاي زيرزميني، آلودگي هوا، هجوم ريزگردها، و نيز افزايش جنگ و ناامني در کشورهاي اطراف، مديريت منابع و بحران‌ها را در زمينه مسائل پيش‌گفته بيش‌ از پيش دشوار مي‌کند.
    *سند آينده پژوهي ايران درباره اميدواري ايرانيان چه مي‌گويد؟
    عضو هيأت مديره انجمن علمي روانپزشکان ايران شاخص اميدواري و به تغيير و بهبود شرايط را يکي ديگر از عوامل موثر در مهار بي‌انگيزگي براي تلاش بيشتر دانست و گفت: »سند آينده‌پژوهي ايران 1396« نشان مي‌دهد که سه‌چهارم مردم اميدي به بهبود وضع ندارند و نسبتي از جامعه هم در انتظار بدتر شدن اوضاع هستند. بر اساس همين سند، »نااميدي درباره آينده« به‌ عنوان يکي از 10 مسأله اصلي در ميان ‌صد مسأله اصلي ايران مطرح شده بود. در ارزيابي اخير ايسپا نيز با وجود آن‌که ??60درصد مردم کماکان به اصلاح‌پذير بودن شرايط کشور باور داشتند، 31 درصد افراد باور به اصلاح‌پذيري بدون تغييرات زياد را از دست داده‌ بودند.
    عضو انجمن علمي روانپزشکي ايران با بيان اينکه در سال‌هاي اخير آسيب‌پذيري مردم در کشورهاي مختلف افزايش داشته و رکود اقتصادي از عوامل عمده آن بوده است، بيان کرد: به‌اين‌ترتيب، »نارضايتي« و »نااميدي« با يک برهم‌کنش، قابليت رسيدن به برآيندي وخيم‌تر پيدا مي‌کنند.
     نارضايتي حاصل احساس »آسيب‌پذيري« و نااميدي عامل تحليل رفتن »تاب‌آوري« است. مستندات حاکي از آن است که در ايران نيز عوامل گوناگوني باعث افزايش آسيب‌پذيري مردم شده‌است. بر اساس پيمايش کشوري 1383، اشتغال، مشکلات اقتصادي، آينده فرزندان و جوانان، تحصيل، مسکن، مشکلات خانوادگي و مسائل ازدواج از مهم‌ترين دغدغه‌هاي مردم ايران در زندگي بوده است و همه اينها به ادراک آسيب‌پذيربودن مي‌انجامد.
    وي ادامه داد: »تاب‌آوري«مفهومي روانشناختي و معنايي اجتماعي دارد. در مفهوم روانشناختي آن، توانايي فرد در تحمل و انعطاف در برابر مصائب و سوانح مورد نظر است که در صورت مکرر يا طولاني شدن مشکلات به‌تدريج اين توانايي از کف مي‌رود و در صورت بي‌نتيجه‌ ماندن تلاش‌ها يا ادراک بي‌فايده‌ بودن برنامه‌ها و تحمل دشواري‌ها، ممکن است وضعيتي در فرد به نام»درماندگي و سرخوردگي« ايجاد کند که درنهايت بي‌عملي و بي‌تفاوتي در پي دارد و از نظر رفتار اجتماعي نيز دوري‌گزيني از مشارکت‌هاي اجتماعي ديده مي‌شود. اصطلاح »درماندگي« به شرايطي اطلاق مي‌شود که فرد احساس مي‌کند تلاش و پيگيري سودي ندارد و شرايط در هر صورت تغييري نخواهد کرد يا تغييرات آن مستقل از تلاش‌هاي او صورت مي‌گيرد و کاملاً غيرقابل پيش‌بيني است.
     گزارش PRC (Pew Research Center) نشان مي‌دهد که در يک دهه اخير وضعيت اقتصادي ايران بر پايه ميزان رشد سالانه توليد ناخالص داخلي (GDP) بسيار متغير و ناپايدار بوده است. اميدواري ايرانيان در به سرانجام رسيدن »برجام« و متعاقبا برآمدن نشانه‌هاي يأس بر زمينه‌ دشواري‌هاي درازمدت اقتصادي و اقتصاد غيرقابل پيش‌بيني، مي‌تواند از عوامل مهم تکوين درماندگي باشد.
    شعباني تصريح کرد: معناي اجتماعي »تاب‌آوري« در ارتباط با امکان بالقوه بازسازي وضعيت و بازگشت به شرايط پيشين به دنبال بروز يک ضايعه است و به يک معنا به مفهوم »اميد«نزديک است. يأس و سرخوردگي از ايجاد تحولي مثبت در آينده يا از وجود نهادهايي که در شرايط دشوار به کمک آنها بشتابند، تاب‌آوري جامعه را دستخوش فرسودگي مي‌کند و افراد امکاني براي بازسازي شرايط نمي‌بينند.
    به گزارش امانت به نقل از ايسنا، شعباني تاکيد کرد: در شرايط يادشده که اقدامات ضربتي در جهت افزايش سريع رضايت کوتاه‌مدت عمومي و پيشگيري از بحران‌هاي اجتماعي ضروري مي‎شود، امکان برنامه‌ريزي درازمدت و انجام کارهاي زيربنايي از ميان مي‌رود و دور باطلي در جهت فرسايش هرچه بيشتر منابع مادي و انساني شکل مي‌گيرد.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی