در حال بار گذاری
امروز: دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۷

تندرستی > کودک ديروز دستخوش تغييرات جسمي و روحي

مريم عزيزي گروه تندرستي:نوجوان يا دوره نوجواني حد فاصل بين کودک و بزرگسالي است که نمي توان حدود و سن دقيقي براي آن تعيين کرد.

    گروه تندرستي:نوجوان يا دوره نوجواني حد فاصل بين کودک و بزرگسالي است که نمي توان حدود و سن دقيقي براي آن تعيين کرد.
    شروع دوره نوجواني با مسائل پيچيده و زيادي روبرو است و سير تکاملي شخصيت کودک ديروز دستخوش تغييرات جسمي، روحي و رواني مي شود.بديهي ترين تغيير که براي همه موجودات زنده، مشترک است همان جريان رشد بوده و تغييرات و رشد بدني کودک متناسب با جنسيت دختر و پسر شامل قد و وزن و تغييرات بيولوژيکي است که همراه با ترشحات هورموني تحت عنوان بلوغ جسمي در سير تکامل قرار مي گيرد . همزمان با رسيدن به بلوغ جسمي جنبه هاي شخصيتي کودک نيز تحت بلوغ هاي روحي، بلوغ جنسي و بلوغ شخصيتي رشد کرده و شخص کودک را تبديل به شخصيت نوجوان مي کند.در واقع نوجوان همان کودک ديروز است که در سير تکامل و رشد قرار گرفته و با تغييراتي که در ظاهر و روح او اتفاق مي افتد در مسير بزرگسالي قرار مي گيرد . نوجوان همان شخصيت ميان کودک و بزرگسال است که به خاطر اين تغييرات و اتفاقاتي که در جسم و روح او رخ مي دهد، گويي دوباره متولد مي شود.دوره اي که کودک ديروز، ميل به استقلال و مسئوليت پذيري مشابه بزرگسالان دارد، مي گوييم کودک ديروز چرا که در اين دوره نوجوان قطعا ديگر کودک ديروز نيست و از طرف ديگر به درستي بالغ نشده و در مسير آن است. بر همين اساس نوجواني دوره سخت و پيچيده اي است، بدين ترتيب که شخص اگر کودکي کند او را سرزنش مي کنند که بزرگ شده و بايد در شان خودش رفتار کند و از طرف ديگر در زمره بزرگسالان هم به حساب نمي آيد.نوجوان در اين مرحله مي خواهد به هر طريقي قابليت هاي خود را نشان دهد، ابراز وجود کند و شخصيت خود را اثبات کند که بهتر است والدين موقعيت و شرايط دوره نوجواني را درک کرده و فرزند خود را در اين مسير ياري کند.از آن جا که نوجوان تمايل به ابراز وجود و نشان دادن توانايي هاي خود دارد، ممکن است با اجتماع دور و برش که شامل دوستان و همسالان مي شود، زياد از حد سازگاري کند که اگر در اين راه موفق نشود يعني مواظب روابط اجتماعي خود نباشد، ممکن است خطراتي مانندمصرف مواد مخدر يا مصرف الکل براي او به وجود آيد.بنابراين والدين مي توانند با همراهي بيشتر و با درک فرزند خود مثل يک دوست در کنار نوجوان خود باشند تا مجبور نشوند بعدا متحمل اتفاقات ناشي از دوستي نوجوانشان با دوستان و همسالان ناباب شوند و از اشتباهات بزرگ والدين گاهي همين تنها گذاشتن نوجوان، در اين برهه حساس است.
    *جامعه و خانواده نبايد انتظارات متناقض از نوجوانان داشته باشند
    علي موسوي دکتراي روانشناسي در بررسي مشکلات نوجوان اين چنين مي‌گويد: با توجه به اينکه اين دوره، حد فاصل دوران کودکي و بزرگسالي است، از دست دادن حمايت‌هاي بي‌قيد و شرط والدين براي کسب احساس استقلال از يک طرف و لذت مورد حمايت و پشتيباني آنها بودن و همانطور کودک ماندن و بدون زحمت و دردسر، هميشه مورد محبت قرار گرفتن از طرف ديگر، در نوجوان کشمکش دروني ايجاد مي‌کند و جنگ رواني عميقي در ذهن او به وجود مي‌آورد.وي افزود: خانواده و مدرسه و جامعه نيز از او توقعات متناقض دارند، گاهي او را به چشم يک کودک نگاه کرده و برخوردي تحقيرآميز دارند و گاهي هم توقعات از او بيش از حد توان او است و به چشم بزرگسالان به او مي‌نگرند که اين خود به کشمکش‌هاي دروني نوجوان دامن زده و او را با مشکل روبرو مي‌سازد.اين روانشناس گفت: نوجوان براي کسب استقلال عليه همه مراجع قدرت از جمله والدين و کادر مدرسه طغيان مي‌کند و گاهي اوقات رفتارهايي عليه آنها از خود نشان مي‌دهد، درگيري‌هايي ايجاد کرده و به اعمالي دست مي‌زند که روابط او را با آنها و ساير مراجع قدرت به شدت تيره مي‌کند، مثلاً بگومگو مي‌کند، بحث و مجادله طولاني انجام مي‌دهد، بر خلاف خواسته والدين دير به خانه مي‌آيد، از انجام تکاليف درسي خودداري مي‌کند، سيگار مي‌کشد و حتي ممکن است دست به اعمال بزهکارانه هم بزند.وي اظهار کرد:احساس هويت شخصي در نوجوانان کم‌کم براساس همانند سازي‌هاي مختلف گذشته آنها تکوين مي‌يابد و با ورود به دوره نوجواني ارزش‌هاي گروه همسالان و همچنين ارزيابي‌هاي معلمان و ساير بزرگسالان نيز مطرح است و هر اندازه ارزش‌هايي که از طرف دوستان و همسالان ابراز مي‌شود با ارزش‌هاي والدين و معلمان هم‌خواني بيشتري داشته باشد به همان نسبت کار هويت‌يابي نوجوان آسان‌تر پيش مي‌رود.روانشناس تصريح کرد: در اين دوران، نوجوان تحت تأثير گروه همسالان بوده و والدين را مرتبط به نسل گذشته مي‌داند که نيازها و خواسته‌هاي عصر حاضر او را درک نمي‌کنند زيرا نوجوان خود را در اين ميان کاملاً گيج احساس مي‌کند چون حاضر نيست که محبت والدين را هم از دست بدهد، در چنين مواقعي نوجوانان بعضي‌ها همانند هنرپيشه‌ها نقش بازي مي‌کنند تا از مقبوليت والدين و گروه همسالان، هر دو برخوردار شوند.
    *خودکشي آسيبي جبران ناپذير
    معصومه محسني کارشناس آسيب‌هاي کودکان و نوجوان گفت: خودکشي طيف و سيعي از رفتارها را شامل مي شود که در يک انتهاي آن تهديد به خودکشي، پس از آن تظاهر به خودکشي، اقدام به خودکشي بدون قصد مردن و اقدام به خودکشي با قصد مرگ و در انتهاي ديگر آن خودکشي منجر به مرگ قرار دارد.وي افزود: خودکشي نتيجه نفرتي است که فرد نسبت به ديگران و جامعه دارد، ولي آن را به سوي خود معطوف مي کند و به جاي ديگران، تنبيه مي کند و همچنين خودکشي را انجام اعمال، رفتارها و فکرهايي از جانب خود فرد مي دانند که باعث رنجش خاطر يا آسيب اجتماعي و يا مخدوش نمودن روابط اجتماعي يا فردي مشخص مي شود.اين کارشناس تاکيد کرد: خودکشي را نمي توان رفتاري واحد با انگيزه اي واحد دانست، بلکه رفتاري است پيچيده که به صورت هاي مختلف و با انگيزه هاي متفاوت صورت مي گيرد، بين دختران و پسران جوان و نوجوان در خودکشي تفاوت هايي وجود دارد. وي بيان کرد:دختران اغلب تلاش بيشتري براي انجام خودکشي انجام مي دهند و تظاهر به خودکشي و اقدام به خودکشي در آنها زياد است، اما پسرها غالبا در پايان رساندن خودکشي موفق ترند و خودکشي هاي منجر به مرگ در آنها زياد است.
    محسني اظهار داشت: علاوه بر اين روش هاي خودکشي دو جنس نيز با هم تفاوت دارد. به اين صورت که خودکشي زنان بيشتر با داروها صورت مي گيرد که امکان برگشت بيشتري دارد، در حالي که مردان خود را حلق آويز مي کنند يا با اسلحه گرم خود را مي کشند که غير قابل برگشت است و دوره نوجواني نوعي زمان خاص براي نگراني ها و نااميدي ها است که مي تواند انگيزه هايي براي خودکشي ايجاد کند.وي در ارتباط با انتظارات خانواده ها گفت: بعضي از نوجوانان در برخورد با انتظارات بالاي خانواده ها و فرهنگ، براي به دست آوردن امتيازات بالا در ورزش، مدرسه و موقعيت شغلي زندگي مي کنند و رقابت هاي شديد در جامعه براي ارتقا و نياز به کسب پول زياد از يک طرف و احساس ناتواني در مقابله با اين خواسته ها از سوي ديگر، ممکن است برخي از جوانان را به اين نتيجه برساند که خودکشي تنها راه رهايي از اين وضعيت مي_باشد.
    اين کارشناس تصريح کرد: در بين نوجوانان و جوانان، خودکشي به عواملي چون کيفيت زندگي خانوادگي بستگي دارد، طلاق يا مرگ يکي از والدين، باعث مي شود که نوجوانان احساس طرد شدگي بکنند و اين مسئله مي تواند احتمال اقدام به خودکشي را افزايش دهد و فشارهاي زياد از طرف والدين براي موفقيت نوجوانان، مي تواند به از دست دادن عزت نفس آنان منجر شود.
    به گزارش امانت به نقل از فارس ، وي تاکيد کرد:خانواده هاي سالم که داراي منبع قدرت مطلوبي هستند، مي توانند بيشتر نيازهاي رواني نوجوانان را برطرف سازند و نوجواناني که نياز به توجه دارند و خانواده نمي تواند اين نياز را رفع کند به مرحله اي از اختلال عاطفي مي رسند که از خودکشي براي جلب توجه اطرافيان استفاده مي کنند و معمولا از روش هاي کم خطرتر مانند خوردن چند قرص آرام بخش استفاده مي کنند بنابراين چنانچه والدين و دوستان نوجوان علائم خطر را بدانند، بسياري از خودکشي ها قابل پيشگيري هستند.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی