در حال بار گذاری
امروز: شنبه ۳ فروردين ۱۳۹۸

تندرستی > چگونه زندگي شادتري داشته باشيم

گروه تندرستي: يک مثلي هست که مي‌گويد: »سخت مي‌گيرد جهان بر مردمان سخت‌کوش«. که معناي دقيق اين مثل اين است که هرچه بيشتر سخت بگيري، زندگي و جهان هم بر تو سخت مي‌گذرد.

    گروه تندرستي: يک مثلي هست که مي‌گويد: »سخت مي‌گيرد جهان بر مردمان سخت‌کوش«. که معناي دقيق اين مثل اين است که هرچه بيشتر سخت بگيري، زندگي و جهان هم بر تو سخت مي‌گذرد.
    پس بايد روي اصل بي‌خيالي زندگي کرد. براي همه ما پيش آمده که چنان برخي از وقايع را جدي مي‌گيريم که اضطراب و نگراني مهمان هميشگي خانه دل‌مان مي‌شود و اوضاع را بر خودمان تلخ مي‌کنيم.اگر ذهن‌مان را از دغدغه‌هاي روزمره رها کنيم فشار کمتري را تجربه مي‌کنيم و همين امر باعث شاد شدن مي‌شود. در ادامه به شما مي‌گوييم که براي شاد بودن بايد به چه چيزهايي اهميت نداد‎.‎
    ‏1‏‎ )ديگران چه فکر مي‌کنند:بزرگترين دغدغه ذهني ما در زندگي اين است که اگر فلان حرف را بزنيم، اگر فلان کار را بکنيم، اگر آن لباس را بپوشيم و… ديگران چه فکري در مورد ما مي‌کنند.در واقع تمام اصول زندگي ما روي حرف »مردم چي مي‌گن؟« پيش مي‌رود. مهم نيست مردم در مورد شما چه فکري مي‌کنند، چون شما هرکاري انجام دهيد کسي هست که آن را نپسندد و راضي نگه داشتن همه افراد کار غيرممکني‌ست.
    پس کاري که بايد انجام دهيد را انجام دهيد. بدون استرس و دغدغه براي طرز فکر مردم در مورد خودتان. اگر به آنچه ديگران در مورد شما فکر مي‌کنند اهميت دهد، در واقع داريد براي ديگران زندگي مي‌کنيد نه براي خودتان و اين‌گونه است که هيچ لذتي از زندگي خود نمي‌بريد‎.‎
    ‏2‏‎ ‎)ترس از شکست:در يکي از حکمت‌هاي نهج‌البلاغه حضرت علي حديثي دارند که مضمونش اين است که اگر در زندگي شکستي خورديد که آن شکست منجر به تجربه‌دار شدن شما شد، در واقع شما چيزي را از دست نداده‌ايد.اين کلام امام علي(ع) يک اصل باارزش را به ما ياد مي‌دهد و آن اين است که برخود ما با شکست‌هايمان بستگي به نوع نگرش‌مان دارد. اگر شکست خوردن را نشانه بي‌کفايتي و کامل نبودن خود بدانيد، هميشه احساس بدبختي مي‌کنيد.شکست را ابزاري براي يادگيري بدانيد و به آن اجازه ندهيد که مانع رسيدن شما به آرزوهايتان شود‎.
    ‏3) ‎اشتباهات قبلي:هيچ انساني وجود ندارد که در زندگي‌اش اشتباه نکرده باشد. زندگي بدون اشتباه امکان پذير نيست. پس نبايد سخت گرفت و بايد اين قاعده را پذيرفت که اشتباه کردن بخشي از طبيعت انسان و جهان است.
    گاهي ما در مواجهه با اشتباهاتي که مرتکب شده‌ايم، خودمان را از فرصت‌هاي جديد و دوباره محروم مي‌کنيم. بايد ياد بگيريم که خودمان را به خاطر اشتباهات قبلي ببخشيم و دائم حالت سرزنش‌گري نسبت به خودمان نداشته باشيم‎.‎
    ‏ 4)‎ترس از طرد شدن:خيلي از ما آن‌قدر از پذيرفته نشدن، مي‌ترسيم که حاضر نيستيم به دنياي جديدي پا بگذاريم. چون معمولا دل کندن از دايره امني که در آن هستيم، منجر به فروپاشي روحي و رواني‌مان مي‌شود.آدم‌ها براي ريخته شدن ترس‌هايشان بايد دل به دريا بزنند و با آن ترس روبرو شوند.داشتن روحيه بي‌پروا، منجر مي‌شود که فرد تلاش خود را براي رسيدن به هدفش بکند واگر به نتيجه مطلوبش نرسيد، با آن کنار بيايد و دست از تلاش نکشد. به قول معروف بايد در زندگي پوست کلفت و جسور بود و زندگي را مثل يک ماجراي شگفت‌انگيز ديد‎.‎
    5)فشارهاي جامعه:در همه جوامع، چه جوامع پيشرفته و چه جهان سومي‌ها، اجباراتي وجود دارد که به صورت ناخودآگاه در ذهن افراد نقش مي‌بندد. زيبا بودن، لاغر شدن، ثروت‌مندي، داشتن اندامي بدون نقص و… چيزهايي‌ست که رسانه‌ها و جوامع به انسان القاء مي‌کنند.
    همين مي‌شود که آدمي در طول زندگي‌اش دائم در حال دويدن است تا آني شود که جامعه مي‌پسندد. لازم نيست تحت تاثير رسانه‎‌‎ها قرار بگيريد.بيشتر اين تصويرها توخالي هستند و هدف‌شان اين است که بين شما و آن چيزي که هستيد فاصله بيندازند و دائم به شما يادآور شوند که مورد دلخواه جامعه نيستيد.رمز رهايي و شادي در اين است که خودمان را همان گونه که هستيم بپذيريم. نه آن‌گونه که جامعه مي‌خواهد‎.‎
    ‏6‏‎ )رقابت بر سر خوب بودن:يک بار کسي به من گفت: »خوب خودت باش«. شايد اين جمله در همان زمان براي من بي‌ارزش بود اما با گذشت زمان متوجه شدم اين جمله مي‌تواند سرلوحه زندگي‌ام شود.
    همه ما آدم‌ها در دنيايي زندگي مي‌کنيم که از خودمان انتظار داريم که در همه جوانب خوب و کامل باشيم. دائم در حال تشر زدن به خودمان هستيم که به اندازه کافي و در مقابل ديگري انسان خوب و کاملي نيستيم.چه معياري براي تعيين اندازه خوب بودن و شايستگي وجود دارد؟ کافي‌ست آدم از خودش به صورت منصفانه راضي باشد و در جهت اهدافش قدم بردارد‎.‎
    ‏7‏‎) گروگيري شادي:هميشه موقع غمگيني به خودمان مي‌گوييم: »اگر فلان اتفاق افتد، خوشحال مي‌شم». وقتي باور داشته باشيم که شادي ما در گرو رخداد ويژه‌اي است و دائم منتظر آن اتفاق ويژه باشيم، شادي را از خودمان مي‌گيريم.به گزارش امانت به نقل از مردمان، به قولي بايد دم را غنيمت شمرد. از اتفاقات کوچک و ساده هم خوشحال شويد. دوستي مي‌گفت: «مقصد مايه خوشحالي نيست. آن‌چه مهم است سفر و مسيراست‎«.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی