در حال بار گذاری
امروز: دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷

تندرستی > هيپوکندريا يا خودبيمارانگاري چيست

گروه تندرستي:خودبيمارانگاري يا هيپوکندريا ترس مداوم از داشتن يک بيماري‌ جدي است. فرد مبتلا به اين اختلال معمولاً حس‌هاي عادي، عملکردهاي طبيعي بدن و علائم بسيار جزئي را نشانه‌ي يک بيماري جدي تلقي مي‌کند. به‌عنوان مثال، فرد ممکن است بترسد که صداهاي عادي گوارش، عرق کردن يا ايجاد يک لکه روي پوست نشانه‌هاي يک بيماري خطرناک باشد.

    گروه تندرستي:خودبيمارانگاري يا هيپوکندريا ترس مداوم از داشتن يک بيماري‌ جدي است. فرد مبتلا به اين اختلال معمولاً حس‌هاي عادي، عملکردهاي طبيعي بدن و علائم بسيار جزئي را نشانه‌ي يک بيماري جدي تلقي مي‌کند. به‌عنوان مثال، فرد ممکن است بترسد که صداهاي عادي گوارش، عرق کردن يا ايجاد يک لکه روي پوست نشانه‌هاي يک بيماري خطرناک باشد.
    فرد مبتلا به خودبيمارانگاري ممکن است به طور خاص نسبت به يکي از اعضا يا دستگاه‌هاي بدن حساس و نگران شود، مثل دستگاه گوارش يا دستگاه قلبي-عروقي. اطمينان‌دهي دکتر و حتا آزمايش‌هاي کامل پزشکي هم حتا گاهي باعث از بين رفتن ترس‌هاي فرد نمي‌شود. يا اگر هم اين ترس‌ها را از بين ببرد، چند روز بعد نگراني‌هاي ديگري سراغش مي‌آيند.
    افراد مبتلا به اين اختلال به طور کلي دچار توهمات جسمي نمي‌شوند (تصوراتي از سلامتي که جدا از واقعيت باشند). يکي از جنبه‌هاي اين اختلال اين است که اضطراب سلامتي آنقدر زياد است که اطمينان‌دهي فقط تسکين موقتي خواهد داشت. بيماران ممکن است بپذيرند که ترس‌هايشان افراطي است ولي نمي‌پذيرند که پزشک به آنها اطمينان داده که مشکلي ندارند.تحقيقات مربوط به شيوع هيپوکندريا نسبت به تحقيقات انجام‌گرفته بر روي ساير اختلالات ذهني کمتر است. بهترين آمار نشان مي‌دهد که 4 تا 5 درصد از بيماران در مطب‌هاي پزشکي عمومي دچار هيپوکندريا هستند. 10 درصد ديگر از آنهاعلائمي از هيپوکندريا دارند و به طور کامل به اين اختلال مبتلا نيستند.در موارد حاد هيپوکندريا فرد تمايل دارد از يک پزشک به پزشک ديگر برود، در جستجوي پزشکي که بيماري او را تاييد کند. بيمار و پزشکان ممکن است خسته و عصباني شوند. جستجوي پيوسته براي بيماري‌هايي که در فرد وجود ندارند باعث مي‌شود معمولاً براي بيماري‌هاي واقعي که براي او اتفاق مي‌افتد تحت مراقبت لازم قرار نگيرد.هيپوکندريا به طريقي شبيه به وسواس فکري-عملي است. درواقع بعضي محققان آن را اختلالي مرتبط مي‌دانند. فرد به طور وسواسي درگير افکار مربوط به بيماري مي‌شود و براي از بين رفتن ترسش احساس مي‌کند مجبور است کارهايي انجام دهد (احساس وجود توده در بدنش مي‌کند، درمورد آن تحقيق مي‌کند، پيش دکتر مي‌رود).افراد مبتلا به همين اختلال در گذشته يک بيماري جدي داشته‌اند، معمولاً در دوران کودکي. خودبيمارانگاري اغلب در جواني شروع مي‌شود و ممکن است سالها در فرد باقي بماند. ولي ممکن است در هر سني اتفاق بيفتد و هم براي خانم‌ها و هم آقايان پيش مي‌آيد. علائم اين مشکل بعد از يک اتفاق استرس‌زا مثل مرگ يکي از عزيزان، حادتر مي‌شود.بااينکه بيماري‌ها اغلب با ناراحتي همراه‌اند ولي مي‌توانند فوايدي هم داشته باشند، مثل رهايي از مسئوليت‌ها و توجه و مراقبت اعضاي خانواده، دوستان و پزشکان. افراد مبتلا به هيپوکندريا اغلب تحت‌تاثير اين مزاياي بيماري هستند، هرچند خودشان هم گاهي نسبت به آن آگاهي ندارند.در بعضي موارد فرد براي رسيدن به هدفي ممکن است وانمود به بيمار بودن کند. در هيپوکندريا بيمار وانمود به مريض بودن نمي کند، بلکه باور دارد که بيماري او واقعي است و واقعاً آن را احساس مي‌کند.
    *علائم خودبيمارانگاري عبارتند از:– تصور داشتن يک بيماري جدي– سوء‌تعبير علائم جسمي– ترس مداوم با وجود اطمينان‌بخشي‌هاي پزشکي– نداشتن توهم يا روان‌پريشي– پريشاني باليني يا اختلال عملکرد
    *تشخيص:پزشک معمولاً مشکوک به وجود بيماري در فرد مي‌شود و فرد با مراجعه به متخصص روانپزشک بيماري‌اش تاييد مي‌شود، هرچند بيمار معمولاً از رفتن پيش متخصصين روانشناسي سر باز مي‌زند. تشخيص بر مبناي شکايت‌هاي بيمار، سابقه‌ي پزشکي او و معاينات و آزمايش‌هاي پزشکي خواهد بود. اين اختلال ممکن است با علائم حاد اضطراب يا علائم اختلال وسواس فکري-عملي همراه باشد. پزشک مي‌بايست احتمال اين مسئله را در نظر بگيرد که بيمار ممکن است دچار اختلالات ذهني و رواني ديگر باشد که منجر به ترس و نگراني‌هاي افراطي او درمورد بيماري‌هاي جسمي شود، مثل انواع مختلف افسردگي، شيزوفرني يا اختلال روان‌تني.
    *طول مدت بيماري:هيپوکندريا اختلالي مزمن است که مي‌تواند در هر زماني ر طول زندگي اتفاق بيفتد، هرچند بين سن ?? تا ?? سالگي شايع‌تر است. در صورت حاد بودن علائم و در شرايطي که بيمار دچار مشکلات رواني و آسيب‌پذيري‌هاي ديگري هم باشد، ممکن است خيلي طول بکشد. اگر علاژذم شروعي ناگهاني‌تر داشته باشند و با علائم پزشکي – و نه روانشناختي – ديگري هم در ارتباط باشد، طول مدت بيماري کوتاه‌تر خواهد بود.
    *پيشگيري:هيچ روشي براي پيشگيري از اين اختلال وجود ندارد.
    *درمان:از آنجاکه افراد مبتلا به هيپوکندريا ممکن است مبتلا به افسردگي، اضطراب يا روان‌پريشي هم باشند، اين مشکلات او هم بايد مورد ارزيابي و درمان قرار گيرند.علاذم هيپوکندريا ممکن است با داروهاي ضدافسردگي برطرف شوند. متخصصيني که متوجه شباهت‌هاي اين اختلال با اختلال وسواس فکري-عملي شده‌اند، دريافته‌اند که درمان‌هاي اختلال وسواس فکري-عملي مثل داروهاي مهارکننده‌ي انتخابي بازجذب سروتونين ها مانند فلوکستين يا ونلافاکسين مي‌تواند براي اين افراد مفيد باشد.
    شواهدي وجود دارد که بعضي درمان‌ها مي‌تواند به بيماران مبتلا به هيپوکندريا کمک کند: شناخت‌درماني، رفتاردرماني، درمان رفتارشناختي و کنترل استرس. درمان‌گرها به بيماران کمک مي‌کنند که کمتر روي علائم خود تمرکز کنند و درعوض درمورد اينکه چطور استرس، اضطراب و افسردگي‌شان ناراحتي رواني‌شان را بيشتر مي‌کند، حرف بزنند. درمان‌گرها توضيح مي‌دهند که اعمالي که بيماران براي از بين بردن اضطرابشان انجام مي‌دهند معمولاً همه چيز را بدتر مي‌کند (حس کردن داشتن توده، تحقيق کردن درمورد بيماري). آنها همچنين به بيماران تکنيک‌هاي پرت کردن حواس و ريلکسيشن را آموزش مي‌دهند.
    اطمينان‌بخشي پزشک اگر به درستي انجام گيرد مي‌تواند به اين بيماران کمک کند. هيپوکندريا به قدري شايع است که اکثر پزشکان عمومي با اين اختلال آشنايي دارند و مي‌دانند چطور بايد با بيماران آن برخورد کنند. شکايت‌هاي اين بيماران از مشکلات خود هيچوقت تمام ينخواهد داشت، به همين دليل ويزيت‌هاي مداوم پزشک که طي آن بيمار از مشکلات خود صحبت کند و شکايت‌هاي او توسط پزشکي جدي گرفته شود، مي‌تواند به کاهش اضطراب اين بيماران کمک کند. اگر پزشک از ديدن بيمار سر باز بزند، اضطراب بيمار شديدتر خواهد شد.اکثر افراد مبتلا به اين اختلال تمايلي به مراجعه به متخصصين روانپزشکي ندارند، به همين دليل بهتر است اين خدمات در کنار خدمات پزشکي براي آنها در نظر گرفته شود.پزشکان و درمان‌گرها مي‌بايست علائم جسمي بيمار را جدي تلقي کنند زيرا اين علائم در بيمار واقعي هستند. ولي جدي انگاشتن اين علائم به معني انجام آزمايشات و معاينات غيرضروري نيست. پزشکان با داشتن برخوردي جدي و محترمانه نسبت به شکايت‌هاي بيمار از مشکلات خود، خودداري از انجام آزمايشات افراطي و توصيه نکردن روش‌هاي درماني که مي‌توانند براي بيمار خطرناک باشند، مي‌توانند به مبتلايان هيپوکندريا کمک کنند.
    *چه زمان بايد به متخصص مراجعه کرد:افراد مبتلا به هيپوکندريا تمايل بسيار زيادي براي مراجعه به متخصص‌هاي پزشکي دارند. ولي علاقه‌اي به مراجعه به متخصصين روان‌درماني ندارند زيرا مي‌ترسند که ديگران تصور کنند بيماري‌شان مسئله‌اي ذهني بوده است. بااين‌وجود، درمان سريعتر توسط يک متخصص سلامت روان مي‌تواند برايشان مفيد باشد.
    *پيش‌بيني بيماري:به گزارش امانت به نقل ازوب سايت مردمان، بعضي بيماران به خوبي به داروها، روان‌درماني يا هر دوي اينها واکنش مي‌دهند. اگر فرد دچار اضطراب يا افسردگي هم باشد و به درمان‌هاي دارويي خوب واکنش بدهد، پيش‌بيني بيماري خوب خواهد بود. در موارد خفيف، علاذم اين اختلال کوتاه‌مدت هستند. اگر علائم حاد باشند و فرد دچار اختلالات رواني ديگري هم باشد، ممکن است در معرض پريشاني مزمن و اختلالات عملکردي شديدتر قرار گيرد.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی