در حال بار گذاری
امروز: يکشنبه ۳۰ تير ۱۳۹۸

تندرستی > هشدار! استرس جامعه را متلاشي نكند

گروه تندرستي:يکي از نيازهاي اساسي در مجموعه نيازهاي بهداشتي و درماني، بهداشت روان است اما قبول اينکه درصد بيماري‌هاي ما ريشه در روان‌مان دارد، همچنان در ميان مردم پذيرفته شده نيست.

    گروه تندرستي:يکي از نيازهاي اساسي در مجموعه نيازهاي بهداشتي و درماني، بهداشت روان است اما قبول اينکه ?? درصد بيماري‌هاي ما ريشه در روان‌مان دارد، همچنان در ميان مردم پذيرفته شده نيست.
    متاسفانه مردم کمتر به روانشناسان مراجعه مي‌کنند و اگر هم مراجعه مي‌کنند دير شده است، در حالي‌که مشاوران و روانشناسان امانتداران اسرار مردم هستند و بايد اين نگاه در سطح جامعه تغيير پيدا کند که اگر کسي به روانشناس مراجعه کرد، حتما داراي مشکل رواني است.فردي که از سلامت روان بالايي برخوردار است، مي‌تواند هيجانات منفي و خشم خود را کنترل کند و در مقابل فردي که سلامت روان پايين دارد، نمي‌تواند هيجانات منفي خود را کنترل کند.
    مقوله سلامت روان در جهان صنعتي امروز با چالش‌هايي همراه است به‌گونه‌اي كه انسان سردرگم در عصر حاضر در پي يافتن كليد حل بحران‌هاي روحي و رواني ناشي از زندگي ماشيني است و مي‌كوشد تا در پس تمامي تغيير و تحولات فزاينده با دستيابي به آن، ياري‌بخش نسل آينده در راه برخورداري از سلامت روح و روان باشد تا اين‌گونه جهاني سالم و سرزنده را به تصوير بكشد.
    سلامت روان از مهم‌ترين مقوله‌هاي حوزه بهداشت به‌شمار مي‌رود كه توجه به آن در سال‌هاي اخير افزايش يافته است و جوامع مختلف مي‌كوشند تا شاخص‌هاي برخورداري از آن را مهيا سازند و اين‌گونه كليد دستيابي به پويايي و شكوفايي را به‌دست آورند.بايد ضرورت توجه به سلامت روان و درمان اختلالات رواني را به افراد آموزش داد و در اين زمينه به فرهنگ‌سازي پرداخت و به آنان گوشزد كرد كه نياز به وجود روانشناس و روانپزشك همچون نياز به ديگر پزشكان مهم و حياتي است، زيرا سلامت روان ارتباطي مستقيم و تنگاتنگ با سلامت جسم دارد.روانشناسان مجموعه عوامل تأثيرگذار در بهداشت روان را شامل اعتقادات و مناسك ديني، روابط مطلوب خانوادگي و اجتماعي  شادي، انگيزش، آرامش، تعادل و كارآمدي مي‌دانند كه نبود هر كدام مي‌تواند براي فرد مشكلات روحي و رواني فراواني را به‌دنبال بياورد.
    *اضطراب و استرس عامل اصلي
    يک آسيب‌شناس اجتماعي مي‌گويد: بيشتر افراد جامعه داراي باورهاي ديني با شدت و ضعف‌هاي مختلف هستند كه اين مهم سبب شده تا در مجموع سلامت به خطر نيفتد. اگر اضطراب و استرس به‌عنوان عامل اصلي اختلال در سلامت روان بيشتر رشد کند آنگاه جامعه‌ به طرف اضطراب و غمگيني پيش مي‌رود كه پيامدهاي خطرناك و سويي را به وجود مي‌آورد. واقعا استرس با روح و روان مردم بازي مي‌کند.
    *تهديد سلامت روان با انزوا و درونگرايي
    مجيد ابهري با اشاره به اين موضوع كه گوشه‌گيري، درونگرايي و انزوا در ميان افراد از جمله جوانان نشانه‌هاي تهديد سلامت روان اجتماعي است، گفت: در سال‌هاي اخير انزوا، گوشه‌گيري و درونگرايي در افراد جامعه در حال افزايش است به‌طوري‌كه هر فردي در تنهايي خود مشغول انجام‌دادن كاري هستند.اين عمل به‌معناي بيگانگي مدني است، زيرا فردي كه هيچ‌گونه توجهي به اطراف ندارد و متوجه نيست كه در محيط پيرامونش چه مي‌گذرد ترجيح خود را بر تنهايي مي‌گذارد و نمي‌داند كه به تدريج سلامت روانش به خطر مي‌افتد و در سال‌هاي آينده به افسردگي دچار خواهد شد و اينها همه ناشي از بي‌توجهي به »سلامت روان« است.وي در ادامه معيارهاي الهي و آرماني مانند توكل به خدا را در سبك زندگي ايراني- اسلامي مهم دانست و افزود: ميان سبك زندگي و سلامت روان ارتباط مستقيمي وجود دارد از آنجا كه سبك زندگي اسلامي- ايراني بر پايه ساده‌زيستي، قناعت و پاك‌نظري استوار است و اينها همگي زيربناهاي اصلي سلامت روان هستند  بنابراين سبك زندگي مستقيم با بهداشت و سلامت روان ارتباط داشته و هرچه افراد به زندگي اسلامي- ايراني نزديك شوند حفظ و افزايش سلامت روان دسترس‌تر خواهد بود.
    در اين نوع سبك زندگي به علت وجود معيارهايي مانند توكل بر خدا، افراد استرس و اضطراب كمتري دارند و هرگز به‌دنبال رقابت‌هاي منفي با ديگران نيستند و هر فردي بر رفتار خود و خانواده‌اش نظارت كافي دارد. بنابراين اگر افراد قصد رسيدن به سلامت روان و شادكامي، زندگي آرام و سلامت جسم و روح را دارند، بايد به سبك زندگي ايراني- اسلامي روي آورند.
    *از هر 4 ايراني يک‌نفر اختلال رواني دارد
    سخنگوي وزارت بهداشت گفت: تنش‌هاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي تاثيرات مستقيم و غيرمستقيم بر اين مسأله داشته‌اند. ايرج حريرچي اظهار داشت: اختلالات رواني دلايل گوناگوني همچون مسائل ارثي، فيزيولوژي، محيطي، فردي، خانوادگي و شيوه زندگي دارد.وي افزود:سلامت روان بيش از اينکه فردي باشد يک موضوع اجتماعي به‌شمار رفته و جامعه ناسالم از لحاظ سلامت روان دچار بي‌اعتمادي، دشمني و بدگماني مي‌شود در حالي که جامعه سالم بسيار کارآمد است.
    حريرچي با بيان اينکه 23.4درصد از بالغين در ايران دچار يک اختلال روانپزشکي بوده‌اند، گفت: 27.6درصد اين افراد را زنان و 19.4درصد را مردان تشکيل مي‌دهند و به عبارتي از هر 4نفر بالاي 15سال يک‌نفر دچار اختلال روانپزشکي است. وي افزود: احتمال وجود يک اختلال در طول عمر از 18 تا 36درصد متغير است و شيوع اختلالات روانپزشکي در استان‌هاي مختلف ايران از 12.8درصد تا 36.3درصد متغير بوده است.
    *مهم‌ترين عامل پيشگيري آموزش است
    يک آسيب‌شناس اجتماعي با بيان اينکه پژوهشي دقيق درباره وضعيت بيماري‌هاي روحي و رواني در ايران در دست نيست  گفت: با توجه به قوي‌بودن نهاد خانواده در ايران و اقبال عمومي مردم به اطلاعات روان‌شناختي، با وضعيتي حاد در بيماري‌هاي رواني و روحي روبه‌رو نيستيم، اما بايد از ابتلا به اين بيماري‌ها را پيشگيري کنيم. دکتر هادي معتمد افزود: مهم‌ترين کاري که براي پيشگيري از افزايش آمار ابتلا به بيماري‌هاي روحي و رواني مي‌توان انجام داد «آموزش» است.ما بايد علائم افسردگي و اين بيماري‌ها را در جاهاي ممکن آموزش دهيم. آموزش آشنايي با سلامت روان از مواردي است که بايد از مقاطع پايين در مدارس آغاز کنيم. در مدارس دخترانه بايد با اشاره به حساسيت رواني و بيولوژيک دختران به آنها آموزش داد و در مدارس پسرانه نيز بايد بحث اعتياد را جدي بگيريم.اين آسيب‌شناس گفت: در حال حاضر و با توجه به گرايش مردم به آشنايي با سلامت روان به‌نظر مي‌رسد که آگاهي جامعه در سطح پاييني قرار ندارد. استقبال از کتاب‌هاي مرتبط با روان‌شناسي و توجه به مشاوره و روانشناسان از نشانه‌هاي اين آگاهي است.
    *کساني که در ظاهر افسرده نيستند
    حسن فلاح‌پور، عضو انجمن علمي روان‌پزشکان ايران نيز گفت: براساس آخرين تحقيقات وزارت بهداشت، شيوع اختلالات روان بين افراد 15 تا 65 سال بدون احتساب اختلالات شخصيتي، 24درصد است.
    وي اظهار کرد: برخلاف تصور عموم، ممکن است کسي در ظاهر افسرده و پريشان به نظر نرسد ولي آن‌طور که بايد از زندگي فردي و اجتماعي خود لذت نبرده و حال چندان مساعدي نداشته باشد؛ در واقع اين افراد عميقا خوشحال نيستند، شرايط اجتماعي و اقتصادي پيرامون خود را در خور شأن و مطالباتشان نمي‌بينند و نمي‌توانند لذت برخورداري از يک زندگي آرام را درک کنند.در حالي که همين افراد اگر در سلامت کامل به‌سر مي‌بردند، مي‌توانستند استعدادهاي خود را بروز دهند، مولد باشند، به‌راحتي با شرايط استرس‌زا تطبيق يابند و در فعاليت‌هاي اجتماعي مشارکت داشته باشند.
    به گزارش امانت به نقل ازسلامت نيوز، نمي‌شود ديوار دور سلامت جسماني بکشيم و سلامت رواني را تاثيرگذار در سلامت جسماني ندانيم. قرار است براي سلامت جامعه فکر کنيم؛ بايد کليت سلامت را در نظر بگيريم و بايد نگاهمان از سلامت جسم به سلامت روان تغييرکند.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی