در حال بار گذاری
امروز: جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷

تندرستی > فقدان آگاهي کافي عمومي از گستره و اَشکال اختلالات رواني

امير شعباني گروه تندرستي:روان‌پزشکي بخشي از دانش پزشکي است و پيشگيري و درمان مشکلات ذهني و رفتاري مردم از مهم‌ترين موضوعات مورد بحث آن است.

     گروه تندرستي:روان‌پزشکي بخشي از دانش پزشکي است و پيشگيري و درمان مشکلات ذهني و رفتاري مردم از مهم‌ترين موضوعات مورد بحث آن است.
     با وجود فراواني بسيار زياد اختلالات و مشکلات روان‌پزشکي در ميان مردم ايران و ساير کشورهاي جهان، موانع بزرگي در مسير بهره‌گيري نيازمندان از اين دانش پزشکي وجود دارد. يکي از اين موانع، فقدان آگاهي کافي عمومي از گستره و اَشکال اين اختلالات است. هنوز بسياري از مردم اختلالات روان‌پزشکي را معادل با آنچه در گذشته »جنون« دانسته مي‌شد يا برابر با فقدان تعقل يا رفتار نامعقول مي‌دانند.
    به بيان ديگر، اين اختلالات در منظر بسياري از افراد و حتي جمعيت تحصيل‌کرده، معادل بخشي از اين دسته از بيماري‌هاست که در حقيقت »اقليت کوچکي« از گروه بزرگ اختلالات روان‌پزشکي را شامل مي‌شود. به عبارتي ديگر، وضعيت‌هاي روان‌پريشي که با ويژگي‌هاي توهم، هذيان و آشفتگي‌هاي عميق تفکري و رفتاري نمايان مي‌شود، تنها نسبت اندکي از اختلالات روان‌پزشکي را تشکيل مي‌دهد و برخلاف باور عموم، »اکثريت قاطع« مبتلايان به اين اختلالات، همان افراد عادي پيرامون ما و خود ما هستند و هستيم. با وجود ارتقاي نسبي آگاهي‌هاي عمومي، به شکل حيرت‌انگيز و عميقي باورهاي نادرست درباره رشته روان‌پزشکي در ميان عموم گسترده است، به‌گونه‌اي که مدت قابل‌توجهي از کار روزمره درماني روان‌پزشکان به آموزش مراجعان درباره کارکرد اين رشته و مفيدبودن راهکارهاي درماني آن سپري مي‌شود و تلاش مستمر آنها براي همراه‌کردن مراجعان خود و خانواده و اطرافيان آنها ‌با ادامه درمان، امري روزمره و گاه به شکلي طاقت‌فرسا تکرار‌‌شونده است. نگراني افراد از ادامه درمان‌هاي دارويي گاه به اندازه‌اي است که در هر ملاقات با روان‌پزشک به‌جاي نشان‌دادن دغدغه خود براي بهبودي بيشتر يا در جهت مهار بازگشت نشانه‌هاي بيماري، دغدغه اصلي خود را حتي در شرايطي که به آرامشي آرماني دست ‌يافته‌اند و رنجي از عارضه جانبي دارو نديده‌اند، »هرچه کوتاه‌ترشدن مدت درمان« بيان مي‌کنند و بهبودي خود را در زماني که در حال مصرف دارو هستند، کم‌اهميت مي‌انگارند. اين در حالي است که برخي به توصيه ديگران، مصرف مواد مخدر را جايگزين درمان دارويي مي‌کنند و اين را بر آن ترجيح مي‌دهند!
    براي افراد اخير، نگرش منفي به داروهاي روان‌پزشکي بسيار بيش از مواد مخدر است. هرچند درباره ساير علوم پزشکي نيز رايج به‌نظر مي‌رسد، ارائه توصيه و راهکار درماني توسط افراد عادي يا غيرحرفه‌‌اي براي رهايي ديگران از اختلالات روان‌پزشکي ظاهرا رايج‌تر است.
    از آنجا که روان‌پزشکي به مسائل ذهني و رفتاري مي‌پردازد و همه داراي تجارب بسياري در تقلاهاي ذهني و رفتاري در زندگي خود هستند، بسياري مي‌انديشند که خود مي‌توانند در جايگاه يک کارشناس به ارائه رهنمود بپردازند. حتي برخي پا را فراتر گذاشته و در عمل به معالجه مردم مي‌نشينند يا با استنباط‌هاي شخصي از متون علمي و حتي غيرعلمي، دست به تشخيص و درمان مي‌زنند.
     به شکلي ديگر مي‌توان گفت که »ساده و پيش‌پاافتاده ديدن« ارائه راه‌حل براي مسائل ذهني و رفتاري، بسياري از افراد را براي حل اين قبيل از مشکلات خود به نزد افراد مدعي درمان و البته غيرکارشناس مي‌کشاند.
     در واقع هنوز براي افراد زيادي روشن نيست که براي مشکلات رفتاري و ذهني نيز دانشي وجود دارد که دستاوردهاي خود را نه بر اساس تجربه‌هاي شخصي افراد، نه بر پايه باورهاي سنتي آنها و نه حتي با تکيه بر نقل سينه‌‌به‌‌‌سينه روش‌هاي پيشينيان صاحب‌نام به چنگ آورده است؛ بلکه اين دستاوردها حاصل فرايندي به نام »علم« است که از سوي دانشمندان و جامعه علمي روشي قابل قبول تلقي مي‌شود و مورد اجماع آنهاست. در اين فرايند، نظر اشخاص صرفا به دليل پيشينه و جايگاه آنها مورد قبول جامعه علمي قرار نمي‌گيرد و کسي نمي‌تواند تنها با استناد به سخنان تاريخي بزرگان علمي کشورش يا مشاهير برجسته جهان در طول تاريخ، رهنمود يا شيوه‌اي براي درمان يک بيماري يا حل يک مسئله را به‌عنوان يک يافته علمي مطرح کند. به‌جاي همه اينها، يافته‌اي »علمي« تلقي مي‌شود که بر پايه»روشي علمي« و در فرايندي مورد قبول »جامعه علمي کنوني« به‌دست آمده باشد و در اين فرايند، امري که به پرسش‌گرفتنش نامقبول باشد، وجود ندارد. بنابراين افراد مدعي شيوه‌هاي درماني، بايد »چگونگي« دستيابي به نتايج خود را »منتشر« کنند و آن را به داوري جامعه علمي بگذارند.
     در واقع، ارزيابي اثربخشي روش‌هاي درماني، شيوه‌اي علمي و پيچيده دارد و برخلاف آنچه به‌ظاهر به‌نظر مي‌رسد، تنها با مشاهده بهبودي يک نفر با يک شيوه درمان، نمي‌توان اين بهبودي را الزاما به آن شيوه نسبت داد! عکس اين موضوع هم صادق است؛ همواره نمي‌توان عدم بهبودي يا حتي تشديد يک بيماري را با درماني که براي آن به‌‌کار رفته مرتبط كرد. بنابراين، ارزيابي مؤثربودن درمان‌ها را بايد به جامعه علمي سپرد و نه به باورهاي عمومي يا سنت‌هاي آزموده‌نشده يا نظرات بزرگاني که هرچند در زمان خود سرآمد بوده‌اند، اما در عصر حاضر تنها ايده‌هايي امتحان‌نشده يا نظريه‌هايي مردود تلقي مي‌شوند.
     هرچند متوليان امر در زمينه هدايت مردم به روش‌هاي درماني علمي در حيطه‌اي نظارت‌شده، داراي مسئوليت هستند و بر آراي مردم اثرگذارند، ‌گرايش مردم به شيوه‌هاي گوناگون درماني صبغه‌اي از شيوه تفکر و نگرش آنها به علم نيز دارد و الزاما بر پايه توصيه‌هاي مراجع علمي يا رسمي، بدون تلاش براي اصلاح نگرش‌هاي ناکارآمد و باورهاي مستحکم‌شده نادرست، شکل نمي‌گيرد. در ادامه اين مطلب و در مجالي ديگر، باز هم به موانع بهره‌گيري مردم از دانش روان‌پزشکي پرداخته مي‌شود.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی