در حال بار گذاری
امروز: دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۷

تندرستی > فرزند اول و دوم؛ دوست يا رقيب

گروه تندرستي:فرزندان با فاصله سني کم در آينده دوستان بهتري براي يکديگر مي‌شوند، و هم بازي‌هاي خوبي براي يکديگر به حساب مي‌آيند.

    گروه تندرستي:فرزندان با فاصله سني کم در آينده دوستان بهتري براي يکديگر مي‌شوند، و هم بازي‌هاي خوبي براي يکديگر به حساب مي‌آيند.
    در فيلم انگليسي- امريکايي "فرزندان بشر" جهاني را مي‌بينيم که از تولد آخرين فرزند انسان در آن 18 سال گذشته است و جهاني رو به تباهي، تاريک و پر از نااميدي و در يک کلام رو به مرگ و نابودي به تصوير کشيده مي شود که ديگر هيچ انساني متولد نخواهد شد. مهم‌ترين عامل بقاي يک کشور به لحاظ اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي افزايش جمعيت هر کشور است. سالهاست که کشورهاي توسعه يافته براي افزايش جمعيتشان برنامه‌هاي تشويقي بسياري را به اجرا در مي‌آورند. حتي کشورهايي با جمعيت بالا همچون چين که زماني سياست‌ها کنترل جمعيتي سفت و سختي را در دستور کار داشت مجددا افزايش جمعيت را مورد بررسي قرار داده اند.
    به عقيده جمعيت شناسان وضعيت کشورمان که روزگاري نه‌چندان دور خانواده‌هاي 6 نفره و بالاتر بيشترين جامعه آماري را تشکيل مي‌دادند به خانواده‌هاي 3 نفره تبديل شده است. علاوه بر بالا رفتن سن ازدواج و در نتيجه کاهش زاد و ولد بسياري از والدين که ترجيح مي‌دهند تنها يک فرزند داشته باشند. در اين راستا فرزندآوري خود را  هم تا حد ممکن به تاخير مي‌اندازند و حتي عده‌اي نيز ترجيح مي‌دهند فرزندي نداشته باشند.
     فارغ از دغدغه‌ها و عوامل اين اتفاق بايد گفت که با ادامه روند کاهش زاد و ولد در ايران تبعات بسياري دير يا زود يقه کشورمان را خواهد گرفت. بايد تاکيد کرد که علاوه بر تبعات اقتصادي، اجتماعي و سياسي اين پديده به لحاظ روحي و رواني نيز بر روي جامعه تاثير مي‌گذارد. روزگاري که چندان هم براي ما دور نيست خواهد رسيد که در آن تنها خويشاوند خود هستيم و داشتن خواهر و برادر به يک خاطره دور بدل شده است. روزگاري که به عنوان افرادي منزوي، غير اجتماعي، خودخواه و ناتوان در زندگي جمعي هر يک در جزيره تنهايي خويش اقامت خواهيم گزيد.
    طبق آمارهاي سازمان ثبت‌احوال ميزان مواليد  در 9 ماه نخست سال 96 نسبت به مدت مشابه در سال 95 کاهش 1.2 درصدي داشته است و بر اساس پيش بيني ها تا سال 1425 زير 0.6 خواهد بود که بيانگر هشدار جدي نسبت به بحران جمعيت است؛ يعني زماني مي‌رسد که جمعيت به زير نرخ جايگزيني مي‌رسد. در اين ميان افرادي که به داشتن چند فرزند تمايل دارند به دلايل گوناگون با مشکلات بسياري مواجه‌اند. برخي زنان ترجيح مي‌دهند براي کاهش فاصله‌شان از فضاي شغلي و تحصيلي، فرزنداني با فاصله سني کم به دنيا آورند برخي نيز تا جاي ممکن فاصله سني فرزندان را افزايش مي‌دهند تا از حمايت فرزند اول نيز بهره‌مند گردند. اما سوال اين است که در شرايطي که مدام بر طبل افزايش فرزندان کوبيده مي‌شود فاصله سني مناسب فرزندان چقدر بايد باشد؟
    *بهبود وضعيت بيولوژيک مادر در اولويت است
    مهم‌ترين فاکتوري که براي باروري مجدد در نظر گرفته مي‌شود پيش از عوامل اقتصادي و اجتماعي وضعيت فيزيولوژيک مادر است. مادر در هنگام بارداري و زايمان سختي‌هاي بسياري را تحمل مي‌کند و آهن و کلسيم بسياري را از دست مي‌دهد؛ همچنين تغييرات هورموني که در بدن وي اتفاق افتاده او را با مشکلات بسياري مواجه خواهد ساخت. بارداري زودهنگام علاوه بر مادر وضعيت فرزند دوم را نيز تحت تاثير قرار مي‌دهد و ممکن است سلامت، رشد و زندگي او را به دليل فقر مواد ضروري بدن خطر بياندازد. علاوه برآن وضعيت فرزند اول نيز به دليل مشکلات شيردهي و رسيدگي به وي نيز دچار مشکلاتي خواهد شد از اين رو بهتر است تا زماني که مادر انرژي و سلامت خويش را بازنيافته از بارداري مجدد خودداري کند. از اين رو متخصصان زنان و زايمان معمولا فاصله بين بارداري اول و دوم را  دو تا چهار سال عنوان مي‌کنند.
    *بد و خوب فاصله سني کم فرزندان
    در فاصله سني زير دو سال فرزندان بيشترين ميزان حسادت به يکديگر را تجربه مي‌کنند و معمولا براي جلب توجه هرچه بيشتر والدين با يکديگر رقابت دارند. فرزند اول که خيلي زود توجه و محبت والدين را از دست داده معمولا در ابتدا نفرت بيشتري را نسب به فرزند دوم احساس مي‌کند و مشاهده مي‌شود که براي آسيب رساندن به او دست به هر اقدامي مي‌زند. به همين دليل والدين بايد تا مي‌توانند از تنها گذاشتن دو کودک با يکديگر خود داري کنند. در اين شرايط والدين نيز که به دليل داشتن دو فرزند کوچک مشکلات و مسائل بيشتري را تجربه مي‌کنند به ناچار وقت و انرژي بيشتري را صرف کنند.
     معمولا مادراني که دو فرزند کوچک دارند به لحاظ جسماني، از خستگي دائمي و مشکلات خواب رنج مي‌برند. با اين حال بايد اشاره کرد که فرزندان با اين فاصله سني کم در آينده دوستان بهتري براي يکديگر مي‌شوند، و هم بازي‌هاي خوبي براي يکديگر به حساب مي‌آيند و به ندرت از لحاظ پر کردن اوقات فراغت و فعاليت دچار مشکل مي‌شوند. اينها خاطرات مشترک بسياري با يکديگر خواهند داشت و تجربيات مشابهي را در دوران رشد و بلوغ تجربه خواهند کرد از اين رو مشاوران و همدلان خوبي براي يکديگر محسوب مي‌شوند. اما والدين آنها بايد دوران سختي را سپري کنند. با اين حال براي والدين شاغل اين فاصله سني مي‌تواند به يکباره شدن زحمت فرزندان کوچک منجر شود و مادر مي‌تواند پس از مدتي به راحتي به فضالي کار خويش باز گردد.در اختلاف سني بيش از دو سال نيز رقابت، حسادت و تنش‌ها ادامه خواهد داشت اما مشکلات ميان آن دو به مراتب کمتر است. آنها ترجيح مي‌دهند با هم بازي کنند و همه چيز را به اشتراک بگذارند. اعتمادبه‌نفس و مسئوليت‌پذيري بيشتري نسبت به يکديگر تجربه مي‌کنند. برخي صاحب‌نظران معتقدند اگر فاصله سني بين دو فرزند بيش از 3-4 سال باشد، چون حس مالکيت کاملاً در آن‌ها شکل نگرفته، حسادت‌هايشان کمتر خواهد بود. بعد از 5 سال هم چون اصل مالکيت کامل شده، باز هم حسادت چندان زياد نخواهد بود ولي اختلاف سني بين 3 تا 5 سال، معمولاً پذيرش فرزند دوم را براي فرزند اول سخت خواهد بود و حسادت بين آن‌ها خود را بيشتر بروز مي‌دهد.
    *معايب و محاسن فاصله سني زياد بين فرزندان
    با وجود فاصله سني زياد، فرزند بزرگتر رفتاري مهربان و با عطوفت و برتري نسبت به فرزند کوچکتر به همراه دارد. معمولا حسادت و رقابت در ميان آن ها وجود ندارد و رابطه آنها هميشه به شکل علاقه و توجه نسبت به يکديگر شکل مي‌گيرد. اما معمولا رابطه بين دو فرزند با فاصله سني زياد از حالت دوستانه و صميمي خارج شده و بيشتر شکل مرشد و مرادي و راهنما و رهجو به خود مي‌گيرد. در برخي مواقع فرزند بزرگتر در نقش پدر يا مادر فرزند کوچکتر ظاهر مي‌شود. در اين شرايط ممکن است اعتماد به نفس فرزند کوچک‌تر به دليل قرار گرفتن در زير سايه فرزند بزرگتر کاهش يابد و در خانواده‌هايي که فرزندان کوچک‌تر سالها پس از بچه اول به دنيا آمده‌اند همواره عصيان‌گري ها و آشوبگري‌هايي توسط وي ديده مي‌شود.
    در عين حال فرزند بزرگتر به دليل احساس مسئوليت در برابر خواهر يا برادر کوچک خود زودتر از آنکه بايد در دايره مسئوليت و وظايف قرار مي‌گيرد که اين امر مي‌تواند به لحاظ روحي و رواني فشار بيشتري را بر وي تحميل کند. فرزند کوچک تر همچنان حالت وابستگي خود را به خواهر يا برادر بزرگتر حفظ کند، بنابراين براي فرزند دوم همواره مساله عدم استقلال و توانايي در تصميمگيري مشکل جدي تري تلقي مي‌شود.
     به گزارش امانت به نقل از تسنيم،چيزي که مهم است اين است که پيش از بارداري مجدد والدين بايد نسبت به شرايط اجتماعي و اقتصادي خود به يک جمع بندي برسند. لازم است پدر و مادرها با شناختي که از فرزند اول دارند و در نظر گرفتن حالات و روحيات وي که در آينده نقشي اساسي در زندگي وي خواهد داشت نسبت به بارداري مجدد اقدام کنند تا هيچ يک از فرزندان دچار مشکلات عاطفي و رواني نگردد و آنچه که بينشان باقي خواهد ماند دوستي و خاطرات شيرين از حضور يکديگر باشد.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی