در حال بار گذاری
امروز: دوشنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۷

تندرستی > سلامت روان را جدي بگيريم

گروه تندرستي: داستان از اينجا شروع شد؛ اعتراف به قتل خواهرزاده ي سه ساله، خاله مريم هيچ توضيحي درباره علل و انگيزه خود بيان نمي کند، اما عمق فاجعه را مي توان در چشمهايش نظاره گر شد؛ قتلي که بسياري از رسانه هاي اجتماعي را شگفت زده و متاثرکرد.

    گروه تندرستي: داستان از اينجا شروع شد؛ اعتراف به قتل خواهرزاده ي سه ساله، خاله مريم هيچ توضيحي درباره علل و انگيزه خود بيان نمي کند، اما عمق فاجعه را مي توان در چشمهايش نظاره گر شد؛ قتلي که بسياري از رسانه هاي اجتماعي را شگفت زده و متاثرکرد.
    تصور قتل خواهرزاده اي سه ساله به دست خاله با ضربات چاقو يا شکنجه سه کودک بي دفاع توسط نامادري، اخباري هستند که وجدان هر انساني را جريحه دار کرده و موجب بهت و حيرت عمومي مي شود. از اين دست خبرها کم نيست؛ کودکان و بزرگسالان زيادي در سال هاي گذشته به شيوه هايي مشابه قرباني شدند. اما به راستي چرا در جامعه چنين اتفاقاتي را شاهد هستيم؟
    اغلب کارشناسان چنين اتفاقات ناخوشايندي را ناشي از مشکلات روحي و رواني عاملان آن مي دانند، آمارهاي رسمي وزارت بهداشت نيز از افزايش اختلالات روانپزشکي در کشور حکايت دارند.
    علت چنين اتفاقاتي آنگونه که برخي آسيب شناسان اجتماعي مي گويند يا در اثر مصرف مواد مخدر توهم زا و جنون آني صورت مي گيرد يا اينکه مرتکبان از مشکلات حاد و مزمن روحي رنج مي برند که چنين سنگدلانه رنج و خشم ناشي از مشکلات رواني خود را بر کودکان ضعيف و بي دفاع فرو مي آورند.
    سخنگوي وزارت بهداشت در تازه ترين اظهارات خود از شيوع 30.2 درصدي اختلالات روانپزشکي در تهران و 23.4 درصدي در کل جمعيت ايران خبر داد و گفت: بالاترين اختلالات رواني در بي سوادان است و ميزان اختلالات رواني در شهرها بيشتر از روستاها است. براي بيماران رواني ملاک هاي مختلفي وجود دارد مانند رفتارهاي غيرانطباقي، پريشاني شخصي، اختلال در کارکرد اجتماعي، البته سلامت روان با رفتار و تفکر افراد بستگي دارد.
    به همين بهانه، گروه پژوهش و تحليل خبري ايرنا با هدف آگاهي از علل و عوامل بسترساز ابتلا به بيماري ها و اختلالات رواني و چگونگي شناسايي علائم آن با»آگاه اشرفي« روانپزشک به گفت وگو نشست که شرح آن در ادامه مي آيد.
    * چرايي و چگونگي ابتلا به بيماري_هاي رواني:در بروز اختلالات رواني، انواع آسيب_ها و مشکلات موجود در شرايط زندگي افراد دخيل هستند. اشرفي با تاييد اينکه اختلالات روحي و رواني در سال هاي اخير شيوع يافته است، گفت: جدا از آمارهاي رسمي و دقيق، بر اساس شواهد تجربي نيز مي توان تاييد کرد که بر تعداد مراجعان به مراکز روانپزشکي در سال هاي اخير افزوده شده است و بيمارستان ها در اين بخش با کمبود تخت مواجه هستند.
    وي در بررسي علل و عوامل رشد بيماري هاي روحي و رواني چنين توضيح داد: افزايش سوء مصرف مواد که حتي در سنين پايين نيز شيوع يافته، از عوامل رشد اين گونه بيماري ها است. با وجود اين، هنوز نخستين علت مراجعه افراد به مراکز روان درماني، اختلالات خلقي و سردسته اين بيماري ها يعني «افسردگي» است.
    البته همانگونه که اين روانپزشک تاکيد کرد؛ افزايش بيماري هاي رواني تنها به ايران اختصاص ندارد، افسردگي شايع ترين بيماري روحي در ساير کشورهاي جهان به شمار مي رود و سازمان جهاني بهداشت نيز افزايش افسردگي را حتي در کشورهاي توسعه يافته و پيشرفته تاييد مي کند. بنابراين ايران نيز از اين قاعده مستثني نخواهد بود.
    اشرفي در برشمردن ساير عوامل بسترساز ابتلا به اختلالات رواني در جامعه، تصريح کرد: از نظر علمي بيماري هاي افسردگي و روحي و رواني علت مشخصي ندارد. مجموعه اي از عوامل باعث ابتلا به افسردگي و ساير بيماري ها مي شود که به دو بخش ژنتيکي و محيطي قابل تقسيم هستند.از آنجاکه عوامل ژنتيکي با سرعت کمتري تغيير مي يابند، بنابراين مي توان افزايش و روند رو به رشد اختلالات روحي و رواني را به محيط نسبت داد.
    به گفته وي، در حالي که عوامل محيطي خود به بخش هاي اقتصادي، سياسي  فرهنگي و اجتماعي تقسيم مي شوند. در ميان اين عوامل شايد بتوان مشکلات معيشتي و دغدغه هاي مالي در زندگي افراد را اثرگذارترين عامل در ابتلا به اين دسته از بيماري ها دانست. احساس نااميدي  ناپايداري شرايط جامعه، پيش بيني ناپذيري آينده و عدم امنيت اقتصادي، افراد را نسبت به بهبود شرايط در آينده دچار ترديد مي کند.
    احساس امنيت يا عدم امنيت نيز از نگاه اين روانپزشک نقش مهمي در ايجاد آرامش رواني افراد ايفا مي کند. اشرفي گفت: جنگ هايي که در منطقه و همسايگي ايران در حال رخ دادن است، مي تواند بر سلامت روان مردم ما نيز تاثير گذارد. اگرچه کشور ما در امنيت کامل به سر مي برد اما گاهي افراد خطر جنگي را که در اطراف کشور وجود دارد احساس کرده و دچار اضطراب و استرس مي_شوند.
    گستردگي استفاده از فضاي مجازي و غيرقابل کنترل بودن انتشار در آن باعث شده تا مطالب و تصاوير ناخوشايند و آزاردهنده اي در اين فضا نشر يابد. مشاهده تصاوير و فيلم هاي دلخراش در کنار شنيدن خبرهاي ناگوار نيز عامل ديگري است که به گفته اشرفي باعث مي شود افراد نسبت به محيط و جهان اطراف خود احساس ناامني و ناپايداري کنند.
    * معيارهاي تشخيص ابتلا به بيماري هاي روحي و رواني چيست:چگونگي تشخيص و آگاهي از ابتلاي خود يا يکي از افراد خانواده به اختلالات روحي يا رواني، شايد يکي از اصلي ترين دغدغه و پرسش هاي افراد در اين زمينه است. آيا ابتلا به بيماري هاي رواني داراي نشانه است؟ نشانه هاي ابتلا به افسردگي، اضطراب يا بيماري هاي حاد رواني چيست؟ چه نشانه هايي آغاز اختلالات روحي و رواني در فرد را نشان مي_دهد؟
    اشرفي در پاسخ به اين پرسش ها، عنوان کرد: در ابتدا افراد بايد تعريفي از سلامت روان را بدانند. سلامت روان به معناي آن است که افراد حس خوشايندي نسبت به خود داشته ومهارت هاي لازم براي برقراري ارتباط موثر را کسب کرده باشند، بتوانند احساسات خود را مديريت کنند و مشکلات را از ميان بردارند. سلامت روان به معناي از ميان رفتن و ناپديد شدن مشکلات و اختلالات روحي رواني نيست.
    مانع اصلي در شناسايي اختلالات روحي و درمان آن ها، وجود نگاه نادرست به اين بيماري ها در جامعه است. افراد از ترس برچسب ديوانه يا رواني، هيچ گاه به دنبال يافتن چنين اختلالاتي در خود و اطرافيان خود نبوده و حتي اگر نشانه هايي از اين بيماري ها را در خود يافتند، به دنبال توجيه آن ها برآمده و بر اختلال خود سرپوش مي_گذارند.
    اشرفي با اشاره به لزوم فرهنگ سازي در نوع نگرش به بيماري هاي روحي و رواني در جامعه، عنوان کرد: افراد بايد بدانند هر چند وقت يک بار نياز به بازنگري در خود دارند. ديگر اينکه بيماري هاي روانپزشکي مانند ساير بيماري هاي پزشکي، جنبه بيولوژيک دارد. نگراني از انگ و برچسب زني مانع مراجعه به روانپزشک يا روانشناس مي شود در حالي که اگر اين گونه بيماري ها در گام_هاي اول شناسايي و درمان شود وارد مراحل حاد و مزمن نخواهد شد.
    به گفته وي، مهمترين نشانه هايي که افراد در صورت مشاهده بايد شک و آن ها را دنبال کنند از اين قرار است: اختلالات خواب، زياد و کم شدن اشتها، تغييرات در انرژي، توان و کارايي، بي حوصلگي و بي انگيزگي مداوم  خستگي زودهنگام، انرژي بيش از اندازه  مشغله فکري زياد به گونه اي که فرد از زندگي ساقط شده و انجام فعاليت هاي روزمره با اخلال روبه رو شود، تغيير در عملکرد شغلي و تحصيلي، اخلال در تعاملات اجتماعي و غيره. افراد در صورت مشاهد چنين نشانه هايي در خود و اعضاي خانواده بايد به آن ها توجه کرده و از روانشناس و روانپزشک براي درمان کمک گيرند.
    بنا بر آنچه اين روانپزشک عنوان کرد، پنج هيجان در انسان ها مشترک است؛ شادي، غم، ترس، اضطراب و انزجار. هر فرد نرمالي اين هيجانات را تجربه مي کند در واقع اين هيجانات دريچه ارتباط فرد با جهان اطراف بوده و بايد سطحي از تعادل را دارا باشد. افراد و تفريط در هر يک از اين احساسات به اين معنا است که مدار تنظيم هيجان در مغز به درستي عمل نمي کند و در اين صورت اختلالات روانپزشکي پديد مي آيند.
    * چه بايد کرد:به گزارش امانت به نقل از ايرنا، برنامه ريزي و سياست گذاري در دو بخش کلان و خرد از راهکارهاي پيشنهادي اشرفي براي فرهنگ سازي در باره بيماري هاي رواني و توقف رشد اختلالات روحي در جامعه است. به گفته وي، همانگونه که وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي در سال هاي گذشته به دنبال افزايش بيماري هاي قلبي و عروقي، با اجراي برنامه هاي آموزشي، بهداشتي و درماني، آن را کنترل و نسبت به اين بيماري ها آگاه سازي کرد، در_باره بيماري هاي روحي و رواني نيز بايد چنين رفتاري درپيش گرفته شود.
    بيماران روانپزشکي را بايد خيلي جدي گرفت و با اجراي برنامه هاي آموزشي، بهداشتي، رفاهي و تفريحي از رشد اين بيماري ها جلوگيري کرد. رسانه هاي جمعي و فضاي مجازي، فضاي مناسبي براي آموزش در باره شناخت نشانه هاي اختلالات روحي در افراد است. اطلاع رساني نسبت به اين گروه از بيماري ها و راه هاي درمان آن، باعث انگ زدايي از مبتلايان خواهد شد و ديگر شاهد برچسب هايي مانند رواني يا ديوانه نخواهيم بود.
    نشانه هاي يک اختلال روحي و رواني، نبايد به منزله خصلت ها و ويژگي هاي اخلاقي افراد تلقي شود چراکه زياد و کم شدن هر يک از احساسات غم، شادي، انزجار، ترس و اضطراب نشانه اي بر بيماري_هاي روانپزشکي است.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی