در حال بار گذاری
امروز: شنبه ۲۹ شهريور ۱۳۹۹

تندرستی > سرزنش با فرد افسرده چه مي‌کند

گروه تندرستي: متخصص اعصاب و روان گفت: انتقاد و سرزنش فرد مبتلا به افسردگي، نه تنها موجب کاهش اعتماد به نفس او خواهد شد بلکه احساس پوچي و بي ارزشي در بيمار ايجاد مي‌کند که مي‌تواند عواقب ناخوشايندي به دنبال داشته باشد.

    گروه تندرستي: متخصص اعصاب و روان گفت: انتقاد و سرزنش فرد مبتلا به افسردگي، نه تنها موجب کاهش اعتماد به نفس او خواهد شد بلکه احساس پوچي و بي ارزشي در بيمار ايجاد مي‌کند که مي‌تواند عواقب ناخوشايندي به دنبال داشته باشد.
    ابتلا به افسردگي بيشتر زماني بروز مي کند که رويدادي ناخوشايند مانند از دست دادن يک عزيز يا شکست در حوزه شغلي و تحصيلي رخ مي دهد. به دنبال حوادثي اينچنين و همچنين با برهم خوردن ساختار و مکانيسم زيست شيميايي و ژنتيکي در برخي از مردان و زنان، اين بيماري ايجاد مي شود که با استرس آغاز شده و به تدريج علائم ديگر آن نمايان مي شود.
    اينگونه مشکلات و بيماري هاي رواني کم و بيش در تمام جوامع وجود دارند؛ در بسياري از جوامع به اين موضوع توجه ويژه شده و ساختارهايي براي پيشگيري از بيماري و درمان مبتلايان به آن انديشيده شده است اما در برخي ديگر از کشورها ازجمله ايران به اين مساله توجه لازم نشده است به طوري که به گفته سعيد نمکي وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشکي، اختلال‌هاي رواني و نيازمندي اين حوزه به تخت بيمارستاني در نظام سلامت کشور مغفول مانده‌ به طوري که شيوع بيماري‌ هاي رواني و افسردگي، به زنگ خطري براي متخصصان عرصه سلامت و امور اجتماعي تبديل شده است.وي از کم کاري در حوزه بهداشت روان جامعه گلايه کرده است و مي گويد: اگر در زمينه پيشگيري و بهداشت، اقدامات گسترده و فراواني انجام مي‌گرفت، امروز نيازمند تخت‌هاي بيشتر در اين حوزه نبوديم.
    وزير بهداشت مي گويد: امروز دست اندرکاران کشور بايد به فکر سلامت روان جامعه باشند، زيرا توجه به اين حوزه و انجام اقدامات لازم فقط از سوي وزارت بهداشت محقق نمي‌شود. صدا و سيما  رسانه‌ها و روحانيت بايد براي گسترش و ترويج روحيه نشاط و شادابي به جامعه اهتمام ورزند. نبايد اجازه داد تا دل‌مردگي، افسردگي و روحيه غمگين در جامعه بروز و ظهور پيدا کند؛ زيرا هر اقدام و موضوعي که زمينه ساز افسردگي جامعه شود، خيانت ملي به کشور است.
    مهدي قاسمي توجه به اينگونه اختلالات را موضوعي مهم در سلامت اجتماعي و رفتاري افراد دانست و گفت: مي توان با افزايش دانش و شناخت عمومي نسبت به بيماري هاي رواني، به افراد مبتلا به اين نوع بيماري ها کمک کرده و مانع از بيشتر شدن مشکلات آنها شد. متخصص اعصاب و روان در اين خصوص با تاکيد بر پرهيز از سرزنش و بي توجهي به افراد مبتلا به افسردگي اظهار داشت: چنانچه فردي با مشخصات افسردگي در خانواده وجود دارد، بايد رفتاري متناسب با موقعيت روحي و رواني فرد بيمار اتخاذ شود.
    وي افزود: گاهي درک نکردن رفتار و احساس فرد افسرده و استفاده از جملات نادرست از قبيل اينکه "تو خودت مقصري، چرا به خودت کمک نمي کني؟ هيچوقت روي خوش تو را نديديم" باعث رشد افسردگي در اين بيماران مي شود. گفتن اين قبيل جملات نه تنها به فرد کمکي نمي کند بلکه ناشي از عدم شناخت بيماري و عدم پذيرش بيماري از سوي اطرافيان است و مسير درمان افسردگي را کندتر و پيچيده تر مي کند.قاسمي با تاکيد بر همدلي با افراد افسرده براي پيشگيري از پيشرفت بيماري و کمک به درمان آن گفت: براي کاهش فشار روحي فرد افسرده، از ناتواني، بيقراري، اضطراب و پرخاشگري آن انتقاد نکنيم، انتقاد از ناتواني بيمار افسرده، اعتماد به نفس آن را کاملا تخريب مي کند و باعث تقويت احساس پوچي و بي ارزشي بيمار مي شود.
    وي اظهار داشت: گاهي به سبب تحريک پذيري ناشي از افسردگي، فرد دچار پرخاشگري مي شود، اگر با بيمار داراي اختلال رفتاري برخورد متقابل شود، عصبانيت و بي اعتمادي وي بيشتر خواهد شد. در اين حالت حمايت کردن و ناديده گرفتن رفتارهاي منفي و توجه به کوچکترين کارهاي مثبت وي ميزان اضطراب و احساس گناه را در بيمار کاهش مي دهد.اين متخصص اعصاب و روان تصريح کرد: نصيحت کردن فرد افسرده را تحريک پذيرتر مي کند و از طرفي هيچ نيازي به جنگ با افکار نااميدکننده اي که بيمار دارد، نيست. با گوش کردن، احساس دلسوزي و پرسيدن اينکه که چه کمکي مي توان کرد؟ حس درک و همدلي را مي توان به بيمار القا کرد.قاسمي اظهار داشت: پيشنهاد و تدارک برنامه تفريحي، البته نه به صورت اجبار مي تواند در روند درمان فردي که به افسردگي مبتلا است،‌ موثر باشد و در صورت عدم پذيرش، اين اجازه را به فرد بيمار بايد داد که انتخاب ديگري داشته باشد. حتي الامکان سعي شود از برچسب زدن به رفتارهاي فرد افسرده جلوگيري شود زيرا چنانچه هر نظري يا کاري را به اين دسته افراد ربط دهيم، يعني کل شخصيت آنان را با بيماري افسردگي ادغام کرده ايم. اين متخصص اعصاب و روان افزود: هر زمان که فرد مبتلا به افسردگي حالت عصبي داشت يا اينکه مضطرب بود،‌ بهترين وقت براي جوياشدن علت اين رفتار است. بايد به او فرصت داده شود تا احساس خود را بيان کند و حرف بزند و اينکه براي کاهش اضطراب يا عصبانيتي که به آن دچار شده است، چه کاري مي توان انجام داد.
    وي گفت: فرد مبتلا به افسردگي در بيشتر مواقع از بي برنامگي و نداشتن نظم و انضباط در زندگي رنج مي برد؛ بنابراين بايد تلاش کرد در حفظ آراستگي و بهداشت ظاهري و با توافق بر وجود قوانين انعطاف پذير براي ساعات خوابيدن، خوردن يا حتي مشاهده برنامه هاي تلويزيوني به فرد بيمار کمک کرد تا در نمادهاي زندگي بيروني خود نظم و چهارچوب داشته باشد. عدم وجود نظم در برنامه زندگي اين دسته افراد آنان را به سمت احساس ناتواني و بي کفايتي پيش مي برد.
    قاسمي ادامه داد: در برخي مواقع فرد افسرده به دلايل مختلف مانند سرزنش اطرافيان، ترس از وابستگي به دارو، عوارض دارويي، ترس از انگ خوردن ناشي از مصرف داروي اعصاب، خود را از درمان کارآمد دارويي محروم مي کند و عوارض سنگين ناشي از اين بيماري را به دوش مي کشد. از اين رو کمک به اين دسته افراد جهت افزايش پذيرش دارويي،‌ در کاهش اثر اختلالات رفتاري موثر خواهد بود. به گزارش امانت به نقل از ايرنا، اين روان درمانگر گفت: با بازداشتن فرد افسرده از هرگونه خوددرماني و با ارايه اطلاعات صحيح و درست مانند عدم اعتيادآور بودن داروها و همچنين سوق دادن بيمار به سمت مراجعه به روانپزشک، مي توان کمک قابل توجهي به اين دسته از بيماران کرد. سلامت رواني و فردي به عنوان اولين رکن نظام سلامت فرد در جامعه به شمار مي رود؛‌ دليل بيشتر مشکلات جسمي مربوط به بيماري هاي رواني است و اين موضوع بيانگر اهميت سلامت روان و تاثير آن بر سلامت جسم است. کاهش طلاق، اعتياد، خشونت، پرونده‌هاي قضايي و کيفري و در نهايت کاهش هزينه‌هاي سنگين اقتصادي و اجتماعي در پي کاهش آسيب ها و مشکلات رواني محقق خواهد شد.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی