در حال بار گذاری
امروز: جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷

تندرستی > رابطه افسردگي و پرخاشگري در کودکان

گروه تندرستي:يک روان‌شناس باليني با اشاره به طبيعي بودن پرخاشگري و لجباي در سنين دو تا سه سالگي نسبت به ادامه دار شدن اين رفتارها در سنين بالاتر به خانواده‌ها هشدار داد و گفت: بر خلاف بزرگسالان در بسياري از کودکان اختلال افسردگي به شکل پرخاشگري ظهور مي‌کند.

    گروه تندرستي:يک روان‌شناس باليني با اشاره به طبيعي بودن پرخاشگري و لجباي در سنين دو تا سه سالگي نسبت به ادامه دار شدن اين رفتارها در سنين بالاتر به خانواده‌ها هشدار داد و گفت: بر خلاف بزرگسالان در بسياري از کودکان اختلال افسردگي به شکل پرخاشگري ظهور مي‌کند.
    آفاق فخاري، با بيان اينکه در خصوص علل پرخاشگري کودکان نمي‌توان تنها يک علت را در نظر گرفت، افزود: زماني که کودکي پرخاشگر است، ابتدا بايد ببينيم آيا اين پرخاشگري زيرمجموعه علائم يک اختلال است يا نه؟ بسياري از اختلالات روانپزشکي توأم با پرخاشگري هستند. از جمله اين اختلالات مي‌توان به بيش فعالي و يا نافرماني مقابله‌اي اشاره کرد.
    وي با اشاره به اينکه در بسياري از کودکان افسردگي مي‌تواند به شکل پرخاشگري بروز کند، اظهار کرد: علي رغم آنکه در بزرگسالان افسردگي به شکل خلق پايين يا گوشه نشيني خود را نشان مي‌دهد در مورد کودکان افسردگي مي‌تواند خود را با علائم پرخاشگري نشان دهد.
    اين روانشناس باليني با بيان اينکه گاهي مادراني که در دوران بارداري افسردگي دارند، اين اختلال پس از زايمان نيز در آنها باقي مي‌ماند و باعث مي‌شود کودکان پرخاشگري داشته باشند، تصريح کرد: بخشي از اين مسئله مي‌تواند مربوط به مزاج کودکان باشد. خلق بعضي از بچه‌ها راحت و برخي هم سخت و دشوار است. براي مثال کودکي که تازه به دنيا آمده ممکن است به سختي بخوابد و يا وقتي از خواب بيدار مي‌شود گريه کند. اين علائم نشان مي‌دهد مزاج کودکان با يکديگر متفاوت است.
    فخاري در ادامه تصريح کرد: به طور کلي مي‌توان گفت گاهي مادراني که پس از زايمان به افسردگي مبتلا مي‌شوند، نمي‌توانند به خوبي به کودکشان تماس پوستي داشته باشند و يا با آنها رابطه عميق عاطفي برقرار کنند. به همين دليل کودک به شکل پرخاشگرانه‌اي به اين وضعيت واکنش نشان مي‌دهد.
    وي با بيان اينکه مادري که به افسردگي مبتلا است از آرامش رواني چنداني نيز برخوردار نيست و ممکن است اين ناراحتي را به سمت کودک برگرداند، اظهار کرد: جملاتي نظير «از اين وضعيت راضي نيستم» و يا گفتن اينکه «از رفتار تو اذيت مي‌شوم» باعث مي‌شود کودک احساس کند دوست داشتني نيست و مورد پذيرش قرار نگرفته است. به همين دليل اندک اندک به جاي برون‌ريزي احساساتش به سمت پرخاشگري و درون‌ريزي آن رغبت پيدا مي‌کند.
    اين روانشناس باليني در ادامه با اشاره به اينکه عوامل پرخاشگري گاهي در چارچوب رابطه مادر با کودک قرار نمي‌گيرد و تاکيد بر نقش رسانه ها در اين خصوص، ادامه داد: تحقيقات زيادي نشان مي‌دهند که نمايش خشونت در تلويزيون باعث بروز رفتارهاي پرخاشگرايانه در کودکان مي‌شود. در واقع کودکاني که برنامه‌هاي خشونت آميز بيشتري مي‌بينند در مقايسه با ساير کودکان پرخاشگرتر هستند.
    فخاري در ادامه با اشاره به تاثير تماشاي برنامه‌هاي خشونت آميز از تلويزيون و تاثير متقابل آن بر رفتارهاي پرخاشگرانه افزود: بين تماشاي اين برنامه‌ها و رفتارهاي پرخاشگرانه رابطه علت و معلولي وجود ندارد اما با اين وجود بين اين دو همبستگي ديده مي‌شود به طوريکه گاهي کودکي که در معرض چنين فضايي قرار دارد نسبت به قربانيان خشونت بي تفاوت مي‌شود.
    وي با اشاره به سنين اوج پرخاشگري در کودکان ادامه داد: همزمان با دو تا سه سالگي که کودک به سمت مستقل شدن حرکت مي‌کند و وابستگي‌اش نسبت به افراد مهم زندگي مانند پدر و مادر کمتر مي‌شود، ممکن است رفتارهاي توام با لجبازي در او افزايش پيدا کند. اين کودکان ممکن است به همه چيز «نه» بگويند و يا بخواهند وضعيت همانگونه‌اي باشد که آنها تمايل دارند. بخشي از اين رفتارها در اين سنين طبيعي هستند اما در صورتيکه تثبيت شده و تکرار آنان در طولاني مدت اتفاق بيفتد بايد نسبت به آنها واکنش مناسب نشان داد.
    اين روانشناس باليني با اشاره به لجبازي‌هاي نوجوانان در دوران بلوغ اضافه کرد: در اين دوره نوجوانان به دليل بحران‌هايي که تجربه مي‌کنند به دنياي بيرون به شکل پرخاشگرايانه‌اي پاسخ مي‌دهند.به همين دليل مي‌توان گفت پرخاشگري در اين سنين نيز تا حدي طبيعي است.
    فخاري در ادامه به چگونگي پاسخ مناسب نسبت به رفتارهاي پرخاشگرايانه کودکان از سوي والدين اشاره کرد و گفت: در مورد کودکان دو تا سه ساله و رفتارهاي خشونت آميز آنها با هم سن و سالان خود نشان مي‌دهد که گاهي کودکان از رفتارهاي بزرگسالان خود تقليد و با آنها همانند سازي مي‌کنند اگرچه ژنتيک يکي از عوامل تاثيرگذار مهم است اما در اغلب موارد کودکان از بزرگترهايشان ياد مي‌گيرند که در مواقع ناکامي چگونه واکنش نشان دهند.
    وي با اشاره به برخي از رفتارهاي والدين که موجب تشديد رفتارهاي پرخاشگرايانه کودکان مي‌شود اظهار کرد: گاهي کودکان همزمان با تجربه احساس خشم و عصبانيت آن را به دنياي بيروني و يا سمت والدين خود بروز مي‌دهند. در اين شرايط برخي از مادران با دريافت اين احساس پرخاشگري آن‌ها را آرام‌تر مي‌کنند و احساسشان را توام با آرامش به کودک بر مي‌گردانند اما در صورتيکه فضاي دروني مادر توام با آرامش نباشد، با دريافت اين احساس، حجم بيشتري از خشم را به سمت کودک روانه مي‌کنند. همزمان با دروني شدن اين خشم در کودک اين احساس در او تثبيت مي‌شود.
    فخاري با اشاره به اهميت ارزيابي کودکان دبستاني در خصوص اختلال‌هايي که خود را به شکل رفتار پرخاشگرايانه نشان مي‌دهد، گفت: در اين سنين تشخيص اين اختلالات راحت‌تر است و در صورتيکه اين رفتارها در کودک ثابت و ادامه دار شده باشد بايد روش‌هاي درماني تخصصي‌تري را به کار گرفت.
    به گزارش امانت به نقل از ايسنا،وي با تاکيد بر اينکه مادران بايد براي کنترل خشم کودکانشان در احساسات آنها سهيم شوند توضيح داد: براي مثال بايد حتي از کودکان دو يا سه ساله نيز پرسيد چه احساسي دارند و بايد آنان را ترغيب کرد تا در مورد عواطف‌شان صحبت کنند. در بسياري از مواقع کودکان نيازمند ارائه راه حل‌هاي ما نيستند بلکه نياز به همدلي دارند. همين که به آنها نشان دهيم احساس آنها را فهميده‌ايم باعث مي‌شود تا وضعيت رواني آنان آرامش بيشتري پيدا کند. کودکان بايد بدانند در مواقع پرخاشگري به جاي رفتارهاي خشونت آميز، صحبت کنند اما در مواقعي که اين رفتارها در سنين مدرسه باعث اعتراض ساير همکلاسي‌ها مي‌شود بايد از درمانگران کمک گرفت.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی