در حال بار گذاری
امروز: جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷

تندرستی > خوب و بد کمال گرايي

گروه تندرستي: آدم کمال‌گرا هيچ وقت از زندگي‌اش راضي نيست مگر اينکه همه چيز مطابق با ايده‌آل‌هاي ذهني‌اش پيش برود. حقيقت اين است که افراد کمال‌طلب به اندازه کافي از زندگي، کارو رابطه لذت نمي‌برند. کمال طلبي، يک شمشير دو لبه است. پيروي از ايده آل‌ها مي‌تواند خوب باشد اما مي‌تواند باعث خود تخريبي هم بشود‎.‎

    گروه تندرستي: آدم کمال‌گرا هيچ وقت از زندگي‌اش راضي نيست مگر اينکه همه چيز مطابق با ايده‌آل‌هاي ذهني‌اش پيش برود. حقيقت اين است که افراد کمال‌طلب به اندازه کافي از زندگي، کارو رابطه لذت نمي‌برند. کمال طلبي، يک شمشير دو لبه است. پيروي از ايده آل‌ها مي‌تواند خوب باشد اما مي‌تواند باعث خود تخريبي هم بشود‎.‎
     جامعه هميشه کمال طلب‌ها را تحسين مي‌کند چون آنها روي معيارهايشان پافشاري مي‌کنند و ظاهرا براي رسيدن به آنچه جامعه و خودشان مي‌خواهند تلاش مي‌کنند. کمال‌طلب‌ها معمولا آدم‌هاي موفقي هستند اما ناخوشايندي و نارضايتي مزمن بهايي است که براي اين موفقيت مي‌پردازند‎.‎
    حتي آدم‌هايي که دچار کمال گرايي مزمن نيستند هم، متوجه اثرات منفي تمايل به ايده آل‌گرايي در زندگي‌شان مي‌شوند. اينکه بخواهيد هر کاري را به درست‌ترين شيوه ممکن انجام بدهيد تا احساس رضايت کنيد، به طور کلي يک حسن است اما تلاش زياد براي ستاره شدن در آسمان، يعني آويزان شدن از سقف همان آسمان‎.اين نشانه‌هاي آن نوع از کمال‌گرايي است که شما را از رضايتمندي دور نگه مي‌دارد‎:
    آيا ديگران بايد راضي باشند؟
    کمال گرايي از دوران کودکي شروع مي‌شود. هميشه در کودکي از ما مي‌خواهند که بهترين باشيم. والدين و معلم‌ها، کودکان را تشويق مي‌کنند تا براي برتري بجنگند. هر کس که بيشتر تلاش مي‌کند، به جايگاه برتر مي‌رسد. کسي که به اين جايگاه برتر نمي‌رسد با رفتار و واکنش منفي ديگران تنبيه مي‌شود.
    کمال‌گرايان کوچک ياد مي‌گيرند که »به دست مي‌آورند پس هستند« و هيچ چيز بيشتر از اين که ديگران را با عملکرد خود تحت تاثير قرار بدهند باعث خوشحالي نيست‎.‎‏ اما »بيست«هاي فراوان در تحصيل و کار در نهايت باعث احساس ناکامي مي‌شوند. رسيدن به کمال اغلب دردناک است چون فرد براي رسيدن به کمال هميشه دچار دو احساس متناقض است. از سويي او مي‌خواهد بهترين باشد اما هميشه نگران است که مبادا به هدف و خواسته‌اش نرسد‏‎.‎
    کمال‌گرايي، بهايي براي رسيدن به هدف
    کمال طلب‌ها فکر مي‌کنند بدون درد و رنج فراوان نمي‌توانند به خواسته‌ها و ايده‌آل‌هايشان برسند و همه رنجش‌ها و آسيب‌ها را بهاي رسيدن به موفقيت مي‌دانند. البته همه آدم‌هاي کمال‌گرا موفق يا بهترين نيستند اما بين کمال گراها و افراد معتاد به کار، رابطه معناداري وجود دارد.
    کمال‌گراها مي‌دانند معيارهاي بالايي که دارند، دليل استرس و نگراني‌شان است و خيلي وقت‌ها آن معيارها غير قابل دسترس هستند اما آنها باور کرده‌اند که اين معيارهاي بالا، لزوما مشوق آنها براي بهره‌وري بيشتر است‏‎.‎
    آيا از شروع مي‌ترسيد؟
    ظاهرا کمال طلبي بايد انگيزه رسيدن به موفقيت باشد اما واقعا اينطور نيست. کمال طلبي مي‌تواند مانعي براي موفقيت باشد. کمال طلبي با ترس از شکست رابطه مستقيمي دارد. اين ترس مي‌تواند انگيزه‌هاي فرد را براي موفقيت از بين ببرد و باعث به تعويق انداختن کارها مي‌شود‎.‎‏ کمال طلبي‌اي که توسط جامعه القا مي‌شود، معمولا باعث مي‌شود که فرد به تعهداتش عمل نکند‎.‎
    انتقاد به ديگران
    انتقاد از ديگران براي کمال طلب‌ها يک مکانيزم دفاعي است. يک قاعده کلي درباره همه آدم‌ها وجود دارد: ما به چيزهايي انتقاد مي‌کنيم که به طور کلي براي خودمان هم نمي‌پسنديم. اين وضعيت براي کما‌ل گراها شديدتر است. آنها چيزهاي زيادي براي انتقاد دارند. کمال‌طلب‌ها به راحتي تحقير مي‌کنند و هيچ چيز و هيچ کس از جلوي چشم‌‌شان دور نمي‌ماند. اگر بتوانيد به عنوان يک آدم کمال طلب کمتر انتقاد کنيد، زندگي براي خودتان هم ساده‌تر مي‌شود. گاهي فقط کافي است چشم‌هايتان را بر روي بخشي از ضعف‌ها ببنديد‎.‎
    بهترين بودن
    کمال طلب‌ها ذهن سياه و سفيدي دارند. آنها امروز موفق هستند اما فردا ممکن است شکست بخورند چون همه چيز را يا سياه مي‌بينند يا سفيد. علاوه بر اين، آنها کارهايي را انتخاب مي‌کنند که شانس موفقيت بالايي داشته باشد. کمال طلب‌ها اصلا ريسک‌پذير نيستند. يک آدم کمال طلب نمي‌تواند يک مخترع باشد چون هرگز از خلاقيتش استفاده نمي‌کند و حاضر به تجربه چيزهاي جديد و خطرناک نيست. زندگي براي کمال طلب‌ها بازي همه چيز يا هيچ چيز است‎.‎
    حصار نامرئي
    زره يا شايد هم يک ديوار مرئي، بهترين ابزار مراقبتي براي يک آدم کمال گراست. اين فاصله مانع يک ارتباط صميمي با ديگران مي‌شود. ترس شديد کمال طلبي به خاطر اينکه ديگران او را طرد کنند، آنها را حساس و آسيب پذير مي‌کند‎.‎‏
    اگر کمال طلب باشيد، حتما تجربه کرده‌ايد که بيان احساساتتان براي ديگران چقدر دشوار است، چون بايد هميشه قوي باشيد و احساسات‌تان را کنترل کنيد. يک کمال طلب نمي‌خواهد درباره ترس‌ها، بي‌کفايتي‌ها، عدم امنيت و نااميدي‌هايش با ديگران حرف بزند‎.‎
    ‎ ‎آب ريخته را نمي‌توان جمع کرد
    مهم نيست که کيک را سوزانده باشيد يا ? 5دقيقه به قرار دير برسيد. شما براي کوچک‌ترين اشتباه هم بسيار ناراحت مي‌شويد. و‌قتي همه تمرکز روي شکست‌ها باشد، به کوچک‌ترين نشانه‌هاي شکست هم حساس مي‌شويد و احساس مي‌کنيد هر لغزش کوچکي اهميت دارد‎.‎کمال طلبي دليل اعتماد به نفس پايين است و کوچک‌ترين اتفاقي باعث تغيير خلقيات و احساس نااميدي يا افسردگي است‎.‎
    پرخاشگري در برابر نقد
    موضعگيري، اولين واکنش کمال طلب‌ها در برابر هر نقدي است. کمال طلب‌ها تصوير شکننده‌اي از خود در ذهن دارند. آنها براي مراقبت از خود، نسبت به هر نقدي پرخاشگري مي‌کنند حتي اگر اين انتقاد ساده و بي‌اهميت باشد‏‎.‎
    فرق عدد نوزده با بيست
    به عنوان يک آدم کمال طلب هيچ وقت احساس نمي‌کنيد چيزي که به دست آورده‌ايد به کمال نزديک است و شما موفق هستيد. شما مي‌توانيد تا ابد يک راه را ادامه بدهيد و هيچ وقت به مطلوب خودتان نرسيد. هميشه کاري هست که مي‌توانستيد بهتر انجامش بدهيد. شما هميشه در اين موقعيت قرار داريد: »اين بهترين نوشته من نيست«  »اين بهترين نمره نيست«، »اين بهترين غذا نيست«، »اين بهترين لباس نيست«، »اين بهترين خانه نيست« و »اين بيشترين درآمد نيست ‎«.
    شکست خوشايند ديگران
    همين که کمال طلب باشيد يعني ساعت‌هاي طولاني به شکست‌ها و ناکامي‌هايتان فکر کنيد بنابراين طبيعي است وقتي شاهد شکست ديگران هستيد در درون‌تان احساس رهايي کنيد. يکي از نتايج کوتاه مدت اين خوشحالي اين است که شما نسبت به خودتان احساس بهتري داريد اما در دراز مدت همين مساله شما را در رقابت بيشتر با ديگران قرار مي‌دهد‎.‎
    خاطره دوران مدرسه
    بيشتر آدم‌ها نسبت به مدرسه و محيط آموزشي حس خوشايندي ندارند اما کمال طلب‌ها دوران مدرسه را بسيار خاطره انگيز مي‌دانند. موفقيت در دوران تحصيل کمي است و معلم کسي است که به يک کمال طلب حس مثبتي مي‌دهد به ويژه زماني که او را تحسين مي‌کنند. کمال طلب‌ها معمولا عزيزکرده معلم هستند. در مدرسه از شما مي‌خواهند که سخت کار کنيد تا تحسين شويد و اين مطلوب واقعي کمال طلبي است‎.‎
    احساس شرمندگي
    کمالگرايي با احساس شرم و خطا آميخته است. اگر جامعه شما را به سوي کمال گرايي سوق بدهد، اين باعث اضطراب و افسردگي‌تان مي‌شود. رضايت فقط زماني ايجاد مي‌شود که همه چيز کامل و ايده‌آل باشد؛ بهترين کار، بهترين درآمد، بهترين دوستان، بهترين خانواده، بهترين زندگي‎.‎
    اشتباه نيست اگر بگوييم افراد کمال گرا هميشه مورد تحسين جامعه هستند اما واقعيت اين است که کمال گرايي يک اختلال است. شما ممکن است بارها و بارها به‌خاطر هر نوع حساسيت يا وسواس رفتاري براي انجام دادن کارها مورد تحسين قرار گرفته باشيد. ديگران مي‌گويند شما بسيار دقيق، منظم و هدفمند پيش مي‌رويد اما آيا واقعا اينطور است؟با خودتان روراست باشيد، ساعت‌هاي طولاني نشستن و فکر کردن به اينکه »حالا از کجا شروع کنم؟«، بي انگيزگي براي شروع کارها، ترس‌ شديد از ناکامي و نتيجه کار که هرگز رضايت بخش نيست اصلا جاي تعريف و تمجيد ندارد. شما بهتر از هر کسي مي‌دانيد که کمال گرايي شما را دچار چه چالش سختي در زندگي کرده است‎.‎
    به گزارش امانت به نقل ازتي نيوز ،راهي که در پيش داريد بسيار سخت است اما از همين جا شروع کنيد، به هر کدام از اين موارد فکر کنيد و سعي کنيد يک قدم به عقب برگرديد؛ يعني جايي بايستيد که اگرچه همه چيز خيلي عالي و ايده‌آل نيست اما خوب پيش مي‌رود و قابل قبول است‏‎.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی