در حال بار گذاری
امروز: شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۸

تندرستی > تفاوت بين فرد افسرده و غمگين چيست

گروه تندرستي: ما نمي‌خواهيم در نگاه ديگران ضعيف به نظر برسيم و احتمال زياد احساساتمان را ناديده مي‌گيريم و در نهايت سرکوبشان مي‌کنيم. اين نگاه به احساسات ممکن است در نهايت منجر به افسردگي ما شود.

    گروه تندرستي: ما نمي‌خواهيم در نگاه ديگران ضعيف به نظر برسيم و احتمال زياد احساساتمان را ناديده مي‌گيريم و در نهايت سرکوبشان مي‌کنيم. اين نگاه به احساسات ممکن است در نهايت منجر به افسردگي ما شود.
    ابراز احساسات کار ساده‌اي نيست، چرا که هميشه در جامعه مورد تشويق قرار نمي‌گيرد. بسياري از مردم احساساتي را با خودشان حمل مي‌کنند و هر روز از خودشان مي‌پرسند:‌ »چرا انقدر ناراحت هستم؟« هميشه مي‌ترسيم برچسبي به ما زده شود و اين ننگ، باعث مي‌شود در مورد افسردگي، رنج‌ها، غم و اندوهمان حرفي به ديگران نزنيم. ما نمي‌خواهيم در نگاه ديگران ضعيف به نظر برسيم و احتمال زياد احساساتمان را ناديده مي‌گيريم و در نهايت سرکوبشان مي‌کنيم. اين نگاه به احساسات ممکن است در نهايت منجر به افسردگي ما شود.
    *تفاوت غم و افسردگي
    افسردگي ممکن است منجر به بي‌حسي، اندوه شديد و سنگين شود که نمي‌توانيم به راحتي با آن مقابله کنيم. ممکن است شما از همه مهارت هاي خود براي گذر از غم و اندوه استفاده کنيد ولي در افسردگي ناتوان هستيد تا خودتان به تنهايي مسئله را حل کنيد.
    به طور معمول، غم و اندوه زودگذر هستند و اتفاقي باعث آن مي‌شود. مي‌آيد و مي‌رود، در حالي که افسردگي براي مدت طولاني با ما مي‌ماند و شايد هفته‌ها و ماه‌ها طول بکشد. درست در جايي که حس مي‌کنيم در حفره‌اي هستيم و ترس درخواست داشتن کمک از ديگران داريم.
    *احساساتي که در غم و اندوه مي‌چشيم
    وقتي غمگين و اندوهگين هستيم، ممکن است دچار سردرگمي شويد: »از اينجا کجا بروم؟ بعدش چه؟ چه چيزي ارزش دارد که انجامش دهم؟« وقتي احساس ناراحتي مي‌کنيم، احساس تنهايي هم به ما غلبه مي‌کند. احساس گم شدن مي‌کنيد. اينها احساسات مشترکي هستند که بين غم و افسردگي مشترک هستند. اما مدت زمان غم طولي نمي‌کشد و به درازا نمي‌کشد. براي کمک به حال و روز افسردگي بهتر است از متخصص کمک بگيريد.
    اما 9 دليل احتمالي براي غم و اندوه وجود دارد که نبايد آن را ناديده بگيريم:
    1- عدم وجود پشتيبان: زماني که ما احساس مي‌کنيم بايد قهرمان خودمان باشيم و بايد از ديگران مراقبت کنيم. وقتي چنين شرايطي وجود داشته باشد، غم و اندوه ما زياد مي‌شود. در اين حالت افرادي را پيدا کنيد که به آن‌ها اعتماد داريد. در اين دوره مي‌توانيد با اتکا به خانواده و دوستان، احساس کنيد تنها نيستيد. احساس غم و اندوه يک ضعف نيست و ديگران مي‌توانند به شما کمک کنند.
    2- عدم توانايي برقراري ارتباط براي نيازهاي خود: غم و اندوه يک روزه به وجود نمي‌آيد. ما انتظار داريم ديگران ذهن ما را بخوانند. ما به ديگران فرصت نمي‌دهيم که با ماي واقعي آشنا شوند. زيرا ما از رد شدن مي‌ترسيم. براي برقراري اين ارتباط، ليستي از ارزش‌ها و اهداف خود بنويسيد. سپس از ديگران کمک بخواهيد. بگذاريد ديگران ليست شما را ببينند و انتخاب کنند که چگونه مي‌توانند به شما کمک کنند.
    3- از دست دادن هويت: هويت ما زماني که مي‌خواهيم مردم در مورد ما فکر کنند، پيچيده مي‌شود. به جاي مخفي شدن در غم و اندوه، احساسات خود را به اشتراک بگذاريد. وقتي ماسک مي‌زنيد، نمي‌توانيد معتبر باشيد و در اين حالت نيازهاي زندگي خودتان را برآورده نمي‌کنيد. در اين حالت شما يخ مي‌زنيد و نسبت به رنج ديگران بي‌حس مي‌شويد و خود را در انزوا قرار مي‌دهيد. اين ماسک به نحوي است که ديگران را از درد شما دور کند اما در دراز مدت کارايي ندارد و اين ماسک شکسته خواهد شد. تظاهر کردن به بسياري از چيزها شما را از هويت واقعي خودتان دور مي‌کند.
    4- سختي: مردم براي همه چيز راه‌حل‌هايي دارند. بزرگ‌ترين پاسخي که مي‌توانيد به خوتان بدهيد اين است که به غم و انديشه خودتان احترام بگذاريد و نگذاريد تحت کنترل و سلطه آن درآييد. شما از سختي‌ها درس مي‌گيريد. براي تحمل درد و رنج، ‌خودتان را حفظ کنيد و بهبود بخشيد. با خودتان مهربان باشيد که بهترين راه رفع غم و اندوه است.
    5- گفتگوي دروني منفي: شما ارزش همه چيز را داريد. متاسفانه در حالت غم و اندوه، شما فکر مي‌کنيد که کم‌ارزش هستيد. اما زماني که شروع به داشتن ديدگاه مثبت نسبت به خودتان مي‌کنيد، شما خودتان را شايسته و مثبت‌تر مي‌بينيد. احساس مي‌کنيد که شايسته شاد بودن هستيد. 6- احساس عدم توانايي: در حالاتي که غمگين هستيد و بحران‌زده، احساس کمبود نيرو مي‌کنيد. شما تجربه‌هاي ناعادلانه‌اي داشتيد. هيچ سيستم حمايتي نداشتيد. در شرايطي که مشکلات زيادي به شما حمله‌ور شده‌اند، احساس ناتواني مي‌کنيد و يکي از دلايل ناراحتي و اندوه شما همين شرايط است.
    7- عدم تمرکز: شما ممکن است زندگي خوبي داشته باشيد اما نمي‌دانيد راه بعدي شما چيست. تا حدي سرگردان مي‌شويد که تمرکز خود را از دست مي‌دهيد و خودتان را در آينه نمي‌شناسيد. راهکار جدي در اين شرايط اين است که انتخاب کنيد. طرز فکر شما همه چيزي است که اهميت دارد. دوباره در اين نقطه هم متخصصان گفتگوي دروني مثبت را پيشنهاد مي‌دهند که تمرکز شما را بيشتر مي‌کند.اليزابت اسکات: »اگر گفتگوي منفي دروني داريد، احتمالاً سطح استرس بالاتر و عزت نفس پايين‌تري داريد.«
    8- سرکوب احساسات در مورد »تغيير« در خود: فقر، درد و بي‌عدالتي؛ مسائلي که خارج از توان شخصي ما هستند و ممکن است احساس کنيم که ما در شرايط فعلي نمي‌توانيم کاري کنيم. اما بايد تلاش کنيم. مي‌توانيد بجنگيد يا متوقف شويد. به جاي سرزنش، ببينيد چه کاري مي‌توانيد انجام دهيد. همه چيز فوراً تغيير نخواهد کرد اما مي‌توانيم تغيير ايجاد کنيم.
    9- افسردگي: اگر اين احساسات که در مورد آن نوشتيم شما را رها نمي‌کند، دروناً با خودتان درگيريد، احساس غيرمفيدي داريد و شرايطي داريد که در مورد آن توضيح داديم گريبان شما را گرفته است، ممکن است دليل آن افسردگي باشد. غم و اندوه ماندگار و احساس پوچ و خالي داشتن، نشانگر افسردگي است. آمادگي داشته باشيد و نزد متخصص برويد و به خودتان براي درمان زمان بدهيد.
    *سخن آخر
    به گزارش امانت به نقل از ايرنا، اطرافيان هميشه فرد در بحران را به سادگي تشخيص نمي‌دهند. آن‌ها گفتگوي دروني شما را نمي‌بينند. صحبت‌هاي منفي شما را نمي‌شنوند ولي شما را دوست دارند. غالب افراد وقتي صحبت از غم و اندوه است، سکوت مي‌کنند. شما تنها نيستيد و بدانيد تا به افسردگي مبتلا نشده‌ايد و براي کمک به اقدامات اضافي نياز نداريد، در مورد آن با دوستان و خانواده خودتان حرف بزنيد.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی