در حال بار گذاری
امروز: چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷

تندرستی > اضطراب و افسردگي علت حضور در شبکه‌هاي مجازي

ناصر قاسم‌زاد گروه تندرستي:فناوري که وارد زندگي بشر مي‌شود، لازم است فرهنگ استفاده از آن نيز در مردم آن جامعه نهادينه شود.

      گروه تندرستي:فناوري که وارد زندگي بشر مي‌شود، لازم است فرهنگ استفاده از آن نيز در مردم آن جامعه نهادينه شود.
     ما امروز متاثر از مشکلات دروني جامعه خودمان در استفاده از فناوري‌هاي جديد و شبکه‌هاي اجتماعي مجازي دچار بحران‌هاي هويتي، کشمکش‌هاي فرهنگي و تنهايي افراد شده‌ايم.
    مسئولان اجتماعي، فرهنگي و آموزشي کشور لازم است آسيب‌شناسي از واقعيت موجود در جامعه داشته باشند که چرا در ايران پديده نوظهور شبکه‌هاي اجتماعي مانند تلگرام و اينستاگرام اينقدر با اقبال عمومي روبه‌رو شده است.
    بي‌شک اين استقبال گسترده نشان‌دهنده موضوع فطري اجتماعي بودن انسان‌هاست. روي آوردن افراد به اين فضاها نشان‌دهنده اصل فطري بشري است که موجودي اجتماعي بوده است. اجتماعي بودن جزء لاينفک زندگي انسان‌هاست اما به واسطه عدم سياستگذاري‌هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي اين ارتباط امروزه به صورت فيزيکي محدود شده است.
     افراد جامعه حالا به خاطر مشکلات اقتصادي، معيشتي، دوشغله بودن، نداشتن اوقات فراغت کافي و... ديگر با هم در ارتباط نزديک نيستند و اين مساله موجب افسردگي و اضطراب در آنها شده است. اينجاست که افراد براي رهايي از اين تنهايي، افسردگي و اضطراب‌ها روبه شبکه‌هاي اجتماعي مجازي آورده‌اند.
    در روانشناسي بحث مهمي مطرح است که هر گاه نيازهاي انسان‌ها برآورده نشود، در جايي ديگر و با نمادي ديگر خودش را نشان مي‌دهد. به نظر مي‌رسد وقتي افراد ديگر در دنياي واقعي قادر به برقراري ارتباط‌هاي عميق با يکديگر نيستند، در دنياي مجازي به دنبال آن ارتباط مي‌گردند.
     همان‌طور که در زندگي حقيقي شاهد دوستي، دشمني، تحقير، رقابت، کلاهبرداري و... هستيم در دنياي مجازي نيز اين واقعيت‌ها وجود دارند. حال چون ديگر افراد به دلايلي نمي‌توانند در دنياي حقيقي مانند گذشته با هم در ارتباط باشند، در دنياي مجازي شادي‌شان را با گذاشتن تصويري از يک جشن، يا ميهماني که در آن شرکت کرده‌اند به اشتراک مي‌گذارند يا غم خود را در فضاي مجازي منتشر مي‌کنند تا ديگران در اين فضا با آنها همدردي کنند.حضور افراد در شبکه‌هاي مجازي بهتر از نبود آنهاست چراکه اولا نمي‌توانيم افراد جامعه را از حضور در فضاي جديد جهاني منع کنيم و آنها را مجبور کنيم تا از اين فضا عقب بمانند.
     جامعه جهاني با سرعت بالايي جلو مي‌رود و اين ممانعت گاهي موجب ترغيب بيشتر جوانان براي استفاده از شبکه‌هاي مجازي مي‌شود. از طرفي مي‌توان با استفاده درست از اين شبکه‌ها در راستاي رفع نيازهاي زندگي اقدام کرد.
    اما آنچه بايد مراقب آن باشيم از خود بي‌خود شدن و سرسپردگي و وابستگي بيمارگونه به شبکه‌هاي مجازي است. وابستگي بيمارگونه به اين فضاها موجب مي‌شود افراد از زندگي حقيقي باز بمانند و ديگر نتوانند در زندگي واقعي حضوري مثبت داشته باشند.
    رسيدگي به اين موضوع نيازمند آموزش و برنامه‌ريزي از سوي مسئولان است. دولت، نهادهاي اجتماعي و اقتصادي بايد دست به دست هم بدهند تا هر چيزي در جاي اصلي خود قرار بگيرد. در آن زمان است که مي‌توانيم از افراد يک جامعه انتظار داشته باشيم تا رفتارشان را مديريت کنند.
     وقتي افراد شغلي مناسب دارند، در رفاه اجتماعي هستند، اوقات فراغت دارند و مي‌توانيم انتظار داشته باشيم زماني را با خانواده و زماني را براي خويش اختصاص دهند. افراد در زماني که متعلق به آنهاست مي‌توانند جذب شبکه‌هاي اجتماعي شوند و اين هيچ تاثير بدي روي افراد، روحيه آنها و سلامت جامعه ندارد.
    اين الگوي کشورهاي پيشرو است اما مسئولان جامعه از اين موضوع غافل مانده‌اند. فکري براي اوقات فراغت افراد، نشاط و شادماني جامعه در نظر گرفته نشده است. بسياري از افراد جامعه به نوعي افسردگي و اضطراب مبتلا هستند و براي رهايي از آن به صورت افراطي به سوي شبکه‌هاي اجتماعي مي‌روند و از دنياي واقعي فاصله مي‌گيرند. اينجاست که وابستگي به شبکه‌هاي اجتماعي مجازي ايجاد مي‌شود.
     در جامعه امروز متاسفانه شاهد کودکاني هستيم که به بازي‌هاي کامپيوتري وابسته هستند. رفتار آنها نمادي از يک ربات است؛ آنها کودکاني بي‌احساس هستند که خبري از شادابي کودکانه در آنها نيست.
     اين کودکان، افراد مستعد براي ابتلا به وسواس و افسردگي در بزرگسالي هستند که اين موضوع مي‌تواند سلامت رواني جامعه را در درازمدت تهديد کند.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی