در حال بار گذاری
امروز: پنحشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۷

تندرستی > نيازي نيست از کودکتان نخبه بسازيد

محدثه انسي‌نژاد گروه تندرستي: پس از پخش برنامه »حالا خورشيد« که در آن با کودکي 10 ساله به عنوان يک نابغه ايراني مصاحبه شد، شاهد واکنش‌هاي بسياري در شبکه‌هاي اجتماعي بوديم. گرچه موضوع داشتن پيشنهاد کاري از سوي تسلا و وولو بدون ارائه هيچ مدرکي، خود جاي ترديد و بررسي دارد.

    گروه تندرستي: پس از پخش برنامه »حالا خورشيد« که در آن با کودکي 10 ساله به عنوان يک نابغه ايراني مصاحبه شد، شاهد واکنش‌هاي بسياري در شبکه‌هاي اجتماعي بوديم. گرچه موضوع داشتن پيشنهاد کاري از سوي تسلا و وولو بدون ارائه هيچ مدرکي، خود جاي ترديد و بررسي دارد. اما در اين ميان، چيزي که بيش از پيش خودش را نشان مي‌دهد، علاقه خانواده‌هاي ايراني به داشتن يک فرزند نابغه است. مسئله‌اي که در خانواده‌ها با فشار رواني بر روي کودک همراه است. فقط کافي است تا جملاتي همچون »چطور از کودک خود نابغه بسازيم؟«، »چگونه فرزند نابغه‌اي داشته باشيم؟« يا »چطور فرزندي باهوش داشته باشيم«را جستجو کنيد تا ببينيد، کم نيستند والديني که به دنبال نخبه ساختن از فرزندشان هستند. موضوعي که متاسفانه در حال حاضر به ابزاري براي خودنمايي و چشم و هم چشمي تبديل شده است. در ادامه درباره تبعات نخبه سازي اجباري، بيشتر مي‌خوانيد.
     *کودکتان سرخورده مي‌شود
    وقتي شما معيارهايي براي کودکتان در نظر مي‌گيريد که فراتر از توان اوست، کاملا طبيعي است که او براي رسيدن به آن هدف هر چقدر هم که تلاش کند، شکست مي‌خورد. شکست‌هاي پي در پي احساسي جز سرخوردگي به دنبال ندارد.
     از طرف ديگر اگر کودک شما بتواند که به موفقيت‌هايي دست پيدا کند، باز هم در يک اضطراب مداوم به سر مي‌برد. اضراب عميقي که اعتماد به نفس را از او مي‌گيرد. علاوه بر اين، چنين کودکي هرگز از کاري که مي‌کند، نمي‌تواند لذت ببرد. چرا که وقتي انجام کاري با اجبار همراه باشد، مي‌تواند باعث نفرت هميشگي از آن کار شود.
    *استعدادهاي کودکتان کشف نمي‌شود
    گاه والدين در آن زمينه‌اي که خودشان در گذشته، ضعيف عمل کرده‌اند، مي‌خواهند که از کودکشان يک نخبه بسازند تا به نوعي کمبودهاي خود را جبران کرده باشند. البته معمولا اين مسئله، بيشتر نتيجه چشم و هم چشمي و رقابت‌هاي کاذب ميان خانواده‌هاست.
    تنها کافي است که تب موضوعي در جامعه داغ شود؛ گاهي تب فوتباليست شدن، گاهي تب بازيگر شدن و گاهي تب يادگيري زبان‌هاي خارجي. همين‌ها کافي است که والدين با اين جو همراه شده و کودکشان را به عروسک اين صحنه نمايش تبديل کنند. در حالي که والدين بايد پس از استعداديابي، فرزندشان را در مسيري که خودش به آن علاقه‌مند است، قرار دهند و او را براي يادگيري بيشتر تشويق کنند. يعني والدين در اين زمينه بايد تنها به نقش راهنما اکتفا کنند.
    * فرزندتان منزوي و گوشه گير مي‌شود
    وقتي مدام از کودکتان مي‌خواهيد که «بهترين باشد» و او دائم در تلاش است که خواسته‌هاي شما را عملي کند، دچار اضطراب مي‌شود. علاوه بر اين ناکامي در رسيدن به خواسته‌هاي شما منجر به افسردگي او مي‌شود. در اين شرايط ديگر نبايد از افت تحصيلي و گوشه‌گيري او تعجب کنيد.
     چنين وضعيتي باعث مي‌شود که شادي و طراوت کودکي از فرزندتان گرفته شود و او ترجيح دهد که به غار تنهايي‌اش پناه ببرد. از طرف ديگر وقتي او توانايي‌هايش را در حد بزرگسالان ببيند، ميل و رغبتي به بودن با هم‌سالانش پيدا نمي‌کند. به عنوان مثال يکي از نکاتي که مهمان 10 ساله برنامه »حالا خورشيد« به آن اشاره مي‌کرد؛ نرفتن به مدرسه بود، چون دانشش را در حد استاد دانشگاه مي‌دانست. وقتي کودکي به مدرسه نرود، نمي‌تواند براي خود دوستي پيدا کند و در نتيجه منزوي مي‌شود.
    *کودکتان ناسازگاري مي‌کند
    وقتي از کودکتان درخواست‌هايي فراتر از توانايي، سن و علاقه‌مندي‌هايش داشته باشيد؛ او به مرور تلاش مي‌کند که خود را از زير اين فشار خلاص کند. تلاش‌هاي او براي رهايي از اين وضعيت خود را به شکل ناسازگاري نشان مي‌دهد. اين ناسازگاري‌ها مي‌تواند به شکل عصبانيت، لجبازي، بي ادبي، آزار رساندن به ديگران، اعمال نسنجيده و زياد حرف زدن بروز پيدا کند. اين طغيان به خصوص در دوران بلوغ بيشتر خودش را نشان مي‌دهد. در اين شرايط شما با نوجواني مواجه مي‌شويد که ديگر انگيزه‌اي براي فعاليت‌هاي روزمره ندارد و عملا تبديل به يک نوجوان عاصي و غيرقابل کنترل مي‌شود.
    *کودکي کردن را فراموش مي‌کند
    از مواردي که در مصاحبه حسين عطايي قابل مشاهده بود؛ مثل بزرگترها صحبت کردن و داشتن ظاهري فراتر از سن بود. مواردي که او را از هم سن و سالانش متمايز مي‌کند و همين باعث بروز مشکلاتي مي‌شود.
    چنين کودکاني نمي‌توانند در هيچ گروه سني‌اي قرار بگيرند؛ از يک طرف به خاطر ظاهرشان در گروه هم‌سالانشان پذيرفته نمي‌شوند و از طرف ديگر به خاطر سن کم‌شان نمي‌توانند وارد گروه بزرگسالان شوند. همين باعث مي‌شود که دچار سرگشتگي و مشکلات رواني شوند. آنها هيچ وقت طعم کودکي کردن را نمي‌چشند و در آينده نيز خاطره‌اي از دوران شيرين کودکي‌شان نخواهند داشت.
    *کودکتان به صورت طبيعي رشد نمي‌کند
    به گزارش امانت به نقل از فردا،کودکاني که در سير نخبه شدن قرار مي‌گيرند، نمي‌توانند به صورت طبيعي رشد کنند. آنها لذت بازي کردن را درک نمي‌کنند، چرا که بازي کردن برايشان حکم وقت تلف کردن را دارد. به همين دليل آنها از بسياري مهارت‌ها که بقيه کودکان با بازي کردن به دست مي‌آورند، محروم مي‌شوند.
     معمولا چنين کودکاني در بزرگسالي نمي‌توانند به خوبي کار گروهي انجام دهند، چون قاعده آن را در حين بازي ياد نگرفته‌اند. اين کودکان يک فصل مهم و اساسي از زندگي‌شان را از دست مي‌دهند و يک‌باره به دنياي بزرگسالي پا مي‌گذارند.
    *وظيفه والدين تربيت کودک نابغه نيست
    باور کنيد وظيفه والدين تربيت کودک نابغه نيست. والدين بايد تلاش خود را براي تربيت يک کودک شاد و سرحال کنند. به همين منظور نبايد مدام کودکشان را با ديگران مقايسه کنند يا مورد مواخذه و سرزنش قرار دهند. چنين رفتارهايي تنها باعث ايجاد حسادت، کينه و عقده‌هاي فروخورده در کودکان مي‌شود. والدين بايد بيشتر زمان خود را صرف شناخت و پرورش استعدادهاي کودک خود کنند. آنها بايد به کودک خود کمک کنند که ضعف‌هايش را بشناسد و براي برطرف آنها تلاش کند.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی