در حال بار گذاری
امروز: يکشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۹۹

اقتصادی > چگونه بي‌ثباتي اقتصاد به سقوط اخلاقي جامعه منجر مي‌شود

نيما نامداري گروه تحليل:آدام اسميت را به عنوان پدر علم اقتصاد مدرن و کسي که نظريه بازار آزاد و اقتصاد رقابتي را تئوريزه کرده مي‌شناسند.

    گروه تحليل:آدام اسميت را به عنوان پدر علم اقتصاد مدرن و کسي که نظريه بازار آزاد و اقتصاد رقابتي را تئوريزه کرده مي‌شناسند.
     اما شايد خيلي‌ها ندانند که آدام اسميت اساساً فيلسوف بود و در زمينه فلسفه اخلاق تحصيل و تحقيق مي‌کرد. نخستين کتاب مهم او با نام »نظريه احساسات اخلاقي« اثري برجسته در زمينه فلسفه اخلاق بود که اتفاقاً محتواي آن هم مانند اثر معروف‌ترش يعني کتاب »ثروت ملل« با باورهاي رايج آن دوران تفاوت جدي داشت. آدام اسميت با نظريه اخلاقي مسيحيت که مبتني بر ارزش‌هاي اخلاقي ماورايي و درک غيرزميني از اخلاق بود مخالفت جدي داشت و معتقد بود رفتار آدم‌ها متاثر از واقعياتي است که در زندگي تجربه مي‌کنند. به همين دليل پاسخ او به اين سوال که چه چيزي باعث مي‌شود يک نفر مرتکب قتل بشود ربطي به نظريات اخلاق کليسايي مسيحيت نداشت.ورود آدام اسميت به حوزه اقتصاد هم از همين منظر بود که شرايط اقتصادي را بر رفتار فرد موثر مي‌ديد. به قول استيون لويت و استيون دابنر در کتاب جنجالي‌شان به نام freakonomics که در ايران با عنوان »اقتصاد ناهنجاري‌هاي پنهان اجتماعي« ترجمه و منتشر شده (نشر ني، ترجمه سعيد مشيري) مساله اصلي آدام اسميت تقابل بين تمايلات فردي و هنجارهاي اجتماعي بود.
     آنچه اسميت را به وادي اقتصاد کشاند همين تاثير شرايط و عوامل اقتصادي بر رفتار و انتخاب‌هاي آدم‌ها بود. اين نگاه هنوز هم در ميان اقتصاددانان کلاسيک طرفداران جدي دارد. از گريگوري منکيو اقتصاددان معروف نقل شده که معتقد است اقتصاد يعني تعامل گروهي از مردم با يکديگر در حال گذران زندگي. طبيعي است چنين نگاهي به علم اقتصاد دغدغه هنجارهاي اجتماعي و ارزش‌هاي اخلاقي را خواهد داشت.
    با اين وصف عجيب نيست که تاثير اقتصاد بر اخلاق يک دل‌مشغولي اقتصاددانان باشد. البته در سال‌هاي قبل‌تر و با غلبه پيدا کردن نگاه رياضي‌محور به دانش اقتصاد در دوره‌اي طولاني اين مساله در حاشيه قرار گرفته بود. اما به تدريج در سال‌هاي اخير و به‌خصوص با رونق يافتن اقتصاد رفتاري که به استفاده از روش‌شناسي علم اقتصاد در تحليل رفتارهاي انساني مي‌پردازد دوباره اين‌گونه موضوعات توجه بيشتري جلب کرده‌اند و جريان آکادميک حاکم بر اقتصاد متعارف به تاثيرات اخلاقي عوامل اقتصادي از يک طرف و تاثير اخلاق و هنجارهاي اجتماعي بر تصميمات اقتصادي توجه بيشتري مي‌کنند. البته اين بدان معنا نيست که قضاوت‌هاي اخلاقي وارد روش‌شناسي علم اقتصاد شده‌اند و اين علم جنبه ارزشي (Normative) پيدا کرده است. علم اقتصاد متعارف کماکان دانشي اثباتي (Positive) است که به اخلاق هم به عنوان يک عامل مهم توجه دارد. به قول نويسندگان کتاب freakonomics اصول اخلاقي روشي را که مردم دوست دارند امور دنيا آن‌گونه اداره شود نشان مي‌دهند در حالي که اقتصاد نشان مي‌دهد واقعاً دنيا چگونه کار مي‌کند.يکي از اتفاقات مهمي که در سال‌هاي اخير رخ داده و زمينه را براي رشد اقتصاد رفتاري فراهم کرده جدي گرفتن انگيزه‌ها ي انساني در انتخاب‌هاي فردي است تا جايي که برخي معتقدند اقتصاد جديد علم شناخت انگيزه‌هاست. به‌خصوص تحقيقات و نوشته‌هاي گري بکر در زمينه اقتصاد ازدواج و تلاش او براي مدل‌سازي تصميم‌هاي خانوادگي بر اساس روش‌شناسي اقتصادي تاثير زيادي در اين جريان داشت. او معتقد بود تصميم‌هايي نظير ازدواج و طلاق و بچه‌دار شدن در نهايت متاثر از انگيزه‌هاي اقتصادي هستند حتي اگر خود فرد به اين تاثير آگاه نباشد. با چنين نگاهي طبعاً بسياري از تصميم‌ها و رفتارهاي روزمره ماهيت اقتصادي مي‌يابند و بالقوه مي‌توانند موضوع سياستگذاري اقتصادي باشند. البته درباره اينکه اين انگيزه‌ها چقدر منسجم و منفعت‌طلبانه و عقلاني هستند نظريات متنوعي وجود دارد. در عين حال نتيجه طبيعي اين رويکرد به رسميت شناختن دستکاري انگيزه آدم‌ها به مثابه روشي براي سياستگذاري اقتصادي خواهد بود که به قول مايکل سندل مي‌تواند علم اقتصاد را از علمي اثباتي دور کرده و جنبه‌اي ارزش‌باورانه به آن بدهد. به هر حال اين موضوع يکي از مهم‌ترين مباحث مناقشه‌برانگيز در معرف‌شناسي اقتصاد است.از طرف ديگر مساله انگيزه در اخلاق هم نقش مهمي دارد. فعل اخلاقي فعلي است که با انگيزه اخلاقي صورت گرفته باشد. به عبارت ديگر اخلاقي زيستن مستلزم داشتن انگيزه‌هاي اخلاقي است. انگيزه‌هاي انسان‌ها را مي‌توان در مواجهه آنها با بايدها و نبايدهاي زندگي روزمره ديد. در بسياري موارد انگيزه اخلاقي با ديگر انگيزه‌هاي انساني مثل عرف و عادت، مصلحت و منفعت، شهرت و اعتبار، ترس و احتياط و... مغايرت ندارد اما زماني که فرد با تعارض ميان اين انگيزه‌ها و انگيزه اخلاقي روبه‌رو مي‌شود تکليف زيست اخلاقي او معلوم مي‌شود. معمولاً اين تعارض وقتي ايجاد مي‌شود که پاي انگيزه‌هاي اقتصادي و منفعت‌جويانه وسط باشد. اما اين بحث آنچنان شخصي و پيچيده و حتي مبهم است که سياستگذار اقتصادي نمي‌تواند به آن وارد شود.تاثير دادن اخلاق در سياستگذاري اقتصادي کار ساده‌اي نيست و اگر بخواهيم اخلاق را به مرجعي براي سنجش حسن و قبح سياست‌هاي اقتصادي بدل کنيم وارد مجادله و مناقشه‌اي خواهيم شد که دست‌کم در روش‌شناسي اقتصادي راه‌حلي ندارد. شايد بهتر باشد اين مناقشه را به سياستمدار واگذار کنيم چون تصميم‌گيري درباره چنين موضوعاتي فراتر از وظايف علم اقتصاد است. اما در عوض اقتصاد در خصوص جرم مسووليت دارد. مي‌دانيم فعل مجرمانه با فعل غيراخلاقي متفاوت است، کاري ممکن است اخلاقي نباشد اما جرم هم نباشد، مثلاً دروغ گفتن، اما همين کار در شرايطي به جرم بدل شود مثل دروغ گفتن در دادگاه، يا اينکه کاري ممکن است غيراخلاقي نباشد اما جرم انگاشته شود مثلاً نبستن کمربند ايمني. به نظر مي‌رسد اقتصاد بيشتر در خصوص جرم و آنچه غيرقانوني دانسته مي‌شود مسووليت دارد.
    به گزارش امانت به نقل از اقتصاد نيوز،مطالعات مختلف نشان داده که ميان شرايط اقتصادي و ميزان جرائم رابطه معناداري وجود دارد به‌خصوص ميان بيکاري و نابرابري با جرائم مالي و سرقت همبستگي جدي وجود دارد. يک پژوهش در خصوص ايران که دوره زماني 1311 تا 1371 را بررسي کرده نشان مي‌دهد ميان تغييرات ضريب جيني و نرخ بيکاري با تعداد سرقت رابطه قوي وجود دارد. جالب اينجاست که همين پژوهش رابطه ميان سرقت و تورم را معنادار نمي‌يابد. مطالعات متعدد ديگر در ايران نشان داده‌اند نرخ بيکاري بر ميزان جرائم سرقت و قتل تاثير دارد. آدم‌ها عموماً وقتي مرتکب چنين جرائمي مي‌شوند که هزينه‌هاي مجازات احتمالي جرم از منفعت قطعي آن کمتر باشد. مثلاً کسي که به دليل بيکاري درآمد خود را از دست داده انگيزه بيشتري براي سرقت دارد چون فشار آني فقر هزينه بيشتري براي او دارد تا احتمال زندان. بي‌ثباتي اقتصاد کلان هم به اين وضعيت کمک مي‌کند. شرايط بي‌ثبات، اميد آدم‌ها به بهبود شرايط و انگيزه براي صبر را از بين مي‌برد اين عدم قطعيت باعث مي‌شود فشار ناشي از فقر و کاهش درآمد شديدتر حس شود و افق زماني طولاني‌تري پيدا کند. طبعاً چنين فردي احتمال بيشتري دارد که در تعارض ميان انگيزه‌هاي اخلاقي و انگيزه‌هاي منفعت‌جويانه دومي را ترجيح دهد.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی