در حال بار گذاری
امروز: شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷

اقتصادی > چرا اقتصاد ايران از کشورهاي جنگ‌زده منطقه نابه‌سامان‌تر است

گروه اقتصادي:ثبات سياسي به توسعه اقتصادي منجر نمي‌شود؟

    گروه اقتصادي:ثبات سياسي به توسعه اقتصادي منجر نمي‌شود؟
    در عالم تئوري ثبات سياسي براي توسعه کشور‌ها مثل اکسيژن براي تنفس است. اما برخي صاحب‌نظران و تحليل‌گران اوضاع اقتصادي کشور را حتي از کشور‌هايي که درگير بحران هستند نابه‌سامان‌تر مي‌دانند. به مسائل اقتصادي ايران نگاهي بيندازيم. وضعيت تورم، نرخ ارز، ثبات سياست‌ها، مقررات اقتصادي و... و آن را مقايسه کنيم با افغانستان که بعيد مي‌دانم تعداد کارشناسان اقتصادي آن به اندازه يک دانشگاه ايران نيز باشد. ولي چرا آنان مي‌توانند اقتصاد باثبات‌تري داشته باشند و ما نه؟ همين ساده‌انگاري ما نسبت به نقش علم است که گمان مي‌کنيم هر وزيري بايد در حوزه وزارتي خود کارشناس باشد.
    اين روزنامه نگار مي‌نويسد: کساني هستند که پيش از آمدن بر سرير قدرت حرف‌هاي بسيار درستي مي‌زنند. حرف‌هايي که نشان مي‌دهد، ريشه مشکلات را فهميده‌اند و دانش کافي نسبت به آن دارند، ولي هنگامي که وارد قدرت و مسووليت مي‌شوند، به کلي متفاوت عمل مي‌کنند. روشن است که در اينجا نه بر اساس دانش که بر مبناي عامل ديگري تصميم مي‌گيرند.
    عبدي ادامه مي‌دهد: هرگونه کوششي جهت آگاه کردن آنان از طريق علم، بيهوده و بي‌ثمر است. آن عامل ديگر چيست؟ عامل ساختاري و بينشي. بينش اگر چه متأثر از دانش است، ولي به نسبت مستقل نيز هست. تابع محض آن نيست. افراد زيادي هستند که دانش دارند، ولي تبديل دانش به عمل و سياست، بدون بينش ممکن نمي‌شود.
    او در بخش ديگري از يادداشت خود مي‌نويسد: بينش مربوط به فهم از خود، چگونگي ارتباط با ديگران، تجربه‌هاي پيشين و... است.
    ساختار‌ها نيز مربوط به نيرو‌هاي اجتماعي، شفافيت، قانون‌پذيري يا حاکميت قانون، پاسخگويي و مسائل مالي و... است. در حقيقت افراد طالب قدرت پيش از حضور در قدرت، بر اساس دانش و علم سخن مي‌گويند يا حداقل مي‌کوشند که چنين کنند. ولي هنگامي که در موضع قدرت و تصميم‌گيري قرار گرفتند انواع و اقسام متغير‌هاي گوناگوني وارد ماجرا مي‌شود که بر بينش و نيز تصميم فرد اثرگذار است. مسائلي، چون موارد پيش‌گفته و نيز موضوع منافع و بقا.
    *اقتصاد کشور‌هاي جنگ‌زده هم از اقتصاد ايران بهتر اداره مي‌شود
    دو اقتصاددان نيز درباره رابطه معکوس ثبات سياسي و ثبات اقتصادي ايران موضوع پاي اقتصاد دولتي را وسط مي‌کشند. سعيد اسلامي بيدگلي مي‌گويد اقتصاد کشور‌هاي جنگ زده هم به وضوح از اقتصاد ايران بهتر اداره مي‌شود. اين استاد دانشگاه ادامه مي‌دهد: اگر آمار‌ها را بررسي کنيد متوجه مي‌شويد که ما در حوزه برخي متغير‌هاي کلان اقتصادي شبيه تورم يا رشد نقدينگي از همه کشور‌هاي جنگ زده اطراف خودمان هم بدتر هستيم. سوريه حتي در مدت جنگي که در اين کشور وجود دارد دچار شوک ارزي که در ايران وجود دارد نشده است. اين نشان مي‌دهد که کشور ما از نظر اقتصادي و سياست‌گذاري بد اداره مي‌شود. اسلامي بيدگلي مي‌گويد: تجربه جهاني در خاطر ندارد که کشوري 40 سال تورم دورقمي داشته باشد.
     ما فقط يکي دو سال تورم يک رقمي داشتيم که البته آن هم نرخ تورم 9.7 يا 9.8 درصد بود. يک بخش از داستان به اين برمي‌گردد که دولت کشور‌هاي ديگر کمتر اقتصاد را دستکاري کرده اند. علي رغم اينکه در اين کشور‌ها وضعيت اقتصادي بحراني است، اما بازار کار خود را انجام مي‌دهد. اين استاد دانشگاه ادامه مي‌دهد: کشور‌هاي بحران زده به خاطر وضعيتي که دارند به مسائل امنيتي بهاي بيشتري مي‌دهد و به همين خاطر نيز سياست‌هاي پوپوليستي را اقتصادشان راه ندادند. در اين کشور‌ها اقتصاد توانسته بدون دخالت دولت کمي کارايي بهتري نسبت به ديگر بخش‌هاي اين کشور‌ها داشته باشد. اين براي ما يک هشدار جدي است که يک کشور که در آمار‌هاي جهاني هم ثبات سياسي و امنيتي نسبتا خوبي دارد تا اين حد اداره اقتصادي آن بد است. قطعا ورود حاکميت به اقتصاد و توسعه سياست‌هاي پوپوليستي در کشور دو عامل اصلي اين وضعيت هستند.
    *هرجا دولت دخالت کرده اقتصاد با مشکل رو به رو شده است
    محمدقلي يوسفي، اقتصاددان ديگر نيز مي‌گويد: وقتي از از ثبات اقتصادي صحبت مي‌کنيم يعني آنکه اقتصاد به صورت خودجوش اداره مي‌شود. در اين وضعيت ما با بحران رو به رو نيستيم. در حالي که تجربه نشان مي‌دهد هرجا که يک نيروي بيروني مثل دولت در اقتصاد دخالت کرده اقتصاد با مشکل رو به رو مي‌شود. بيشتر بحران‌هاي اقتصادي به وسيله دولت‌ها ايجاد مي‌شود. اين اقتصاددان ادامه مي‌دهد: دولت با چاپ پول، تعيين نرخ ارز  نرخ سود بانکي يا حداقل دستمزد‌ها باعث انحراف منابع مي‌شود، به فعالان اقتصادي علامت غلط مي‌دهد، بر قيمت‌هاي نسبي اثر مي‌گذارد و کشور‌ها را با بحران مواجه مي‌کند. بحران‌هاي اقتصادي برخلاف بحران‌هاي طبيعي مثل زلزله و سيل يکباره به وجود نمي‌آيند بلکه نتيجه مداخلات دولت‌ها هستند. اگر دولت در اقتصاد دخالت نکند مردم آرام آرام شرايطي را براي تعديل اقتصاد ايجاد مي‌کنند و مانع از آن مي‌شوند که منابع انباشت، حباب ايجاد شود و اين حباب دوباره بترکد.
     *دولت نقش ارتش در زمان صلح را ايفا کند
    به گزارش امانت به نقل از اقتصادنيوز، يوسفي به وجود آمدن رکود و تورم را نتيجه دخالت دولت‌ها مي‌داند و مي‌گويد: مداخلات دولت در اقتصاد قيمت‌ها را از حالت واقعي خارج و آن‌ها را مصنوعي مي‌کند که يا به رکود و يا به تورم منجر مي‌شود. تا زماني که به دولت احتياجي نيست نبايد نقش مهمي در اقتصاد ايفا کند بلکه تنها بايد در زماني که مردم به آن احتياج داشتند به عنوان يک داور قضاوت کند. در واقع دولت بايد نقش ارتش در زمان صلح را ايفا کند. او در پايان مي‌گويد: گروه‌هايي از نخبگان اقتصادخوانده که درک درستي از ريشه مشکلات اقتصادي ندارند بر اساس يک سري نظريات غيرواقعي، خود را به شکل يک ناجي معرفي مي‌کنند. آن‌ها به جاي درمان بيماري، آن را عميق‌تر مي‌کنند.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی