در حال بار گذاری
امروز: پنحشنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۹

اقتصادی > داستان پر پيچ و خم ايران و "توسعه" چرا هنوز اندر خم يک کوچه‌ايم؟

گروه اقتصادي:يکي از مهم‌ترين موضوعاتي که در عرصه اقتصاد کلان ايران همواره مطرح بوده، مسئله مشخص نبودن الگوي توسعه است، هيچ‌گاه به طور رسمي اعلام نشده برنامه‌هاي توسعه‌اي در کشور بر چه اساسي نوشته شده، برخي نيز معتقدند تمامي اين برنامه‌ها بر اساس سليقه نگارش شده است.

     گروه اقتصادي:يکي از مهم‌ترين موضوعاتي که در عرصه اقتصاد کلان ايران همواره مطرح بوده، مسئله مشخص نبودن الگوي توسعه است، هيچ‌گاه به طور رسمي اعلام نشده برنامه‌هاي توسعه‌اي در کشور بر چه اساسي نوشته شده، برخي نيز معتقدند تمامي اين برنامه‌ها بر اساس سليقه نگارش شده است.
     فرشاد مومني يکي از اقتصاددانان مطرح کشوردر زمينه انجام مطالعات توسعه در ايران مي‌گويد: همه کساني که چه در داخل و چه در خارج در خصوص ايران کار مي‌کنند به «پارادوکس ايران» معتقدند. يعني وقتي که شما از بيرون به جامعه ايران و ظرفيت‌هاي مادي و تاريخي آن نگاه مي‌کنيد همه چيز حکم مي‌کند که اين کشور بايد بسيار بزرگ‌تر و عظيم‌تر از اين جايگاهي باشد که هم اکنون در آن قرار دارد، اما وقتي‌که به کارنامه نگاه مي‌کنيم مي‌بينيم که اين عملکرد روحيه خراب‌کن است. البته اين پارادوکس در همه قسمت‌ها وجود دارد، اما آن چيزي که بسيار مهم و اساسي است پارادوکس برنامه‌ريزي در ايران است.
    وي افزود: ايران‌ در ميان کشور‌هاي درحال توسعه در زمره پيشگامان برنامه‌ريزي محسوب مي‌شود. ما در طول دهه‌هاي گذشته همه هزينه‌هاي مربوط به يک کشور توسعه‌يافته را در طول ?? سال گذشته پرداخت کرده‌ايم، اما تقريباً هيچ يک از دستاورد‌هاي حداقلي از جامعه‌اي را که بنا دارد به صورت برنامه‌ريزي عمل کند، در دست نداريم. اگر بخواهيم به صورت هدفمند گامي در زمينه برنامه‌ريزي برداشته باشيم.
    مومني بيان داشت: يکي از شگفتي‌هاي برنامه‌ريزي در ايران اين است که ساختار دائماً دستگاه‌هاي هماهنگ‌کننده را در ايران ايجاد مي‌کند.
     به دنبال هر دستگاه جديد موج جديدي از بحران ناهماهنگي ايجاد مي‌شود. اگر بگوييم از ميان اسناد پشتيبان برنامه‌ريزي در کشور هيچ يک از آن‌ها از منظر هيچ يک از اين فلسفه‌ها نوشته نشده است، سخني به گزافه نخواهد بود.
     * تکليف ما با مفهوم توسعه مشخص نيست
    حسين راغفر استاد اقتصاد دانشگاه الزهراء با تاکيد بر اينکه عملا در ايران دولت توسعه‌گرا نداشته‌ايم، گفت: در اين رابطه ما بايد يک پله عقب‌تر بيايم، ابتدا مي‌بايست مشخص شود تعريف ما از توسعه چيست و بعد از آن در مورد اين حرف زد که آيا ما اصولا دولت توسعه‌محور داشته ايم يا خير، بعد از گذشت چندين دهه ما هنوز موضع خود را درمورد مفهوم توسعه بيان نکرده‌ايم و در چنين فضايي صحبت از دولت توسعه گرا بيشتر شيبه به شوخي مي‌ماند.وي افزود: مشخص کردن بينش در رابطه با مفهوم توسعه به مانند قطب نما مي‌ماند که چراغ راه سياست‌گذاران و راهنماي عمل دولت‌ها است، اما ما تاکنون متاسفانه هيچ گامي در اين باره برنداشته‌ايم، اما به جاي آن بر اساس سليقه عمل کردن در تمام اين سال‌ها به شدت عيان بوده، به عنوان مثال برنامه چهارم توسعه که در مجلس هفتم که اصول‌گرا بود و يک مجلس محافظه کار، تصوب شد، اما از سوي دولت نهم توسط احمدي‌نژاد با اين استدلال که اين يک برنامه آمريکايي است اجرا نشد و دولت او آمد تغييراتي در برنامه داد و به عنوان مثال هرجا در برنامه کلمه توسعه آمده بود به جاي آن از واژه اعتلاء استفاده شد، بدون آن که تعريف عملياتي و مفهومي از اين عبارات ارائه شود.
    اين استاد دانشگاه اظهارداشت: اين بهم‌ريختگي‌ها همان‌طور که‌ مشاهده مي‌کنيد بسيار زياده بوده در اين حوزه‌ها و همين عوامل ما را از مسير اصلي توسعه بازداشته است، ما به هيچ عنوان الگوي توسعه نداشته‌ايم و به نظر بنده اين دليل اصلي عقب ماندگي کشور در طول اين سال‌ها بوده، اين درحاليست که عده‌اي نيز مي‌گفتند که الگوي مد نظر توسعه در ايران هيچ‌کدام از اين الگو‌هايي که در جهان وجود دارد، نيست و ما به دنبال الگوي توسعه اسلامي هستيم، اما قبل از مطرح کردن اين موضوع بايد به سوالات اساسي پاسخ داده شود، در غير اين صورت ما راه را به اشتباه رفته‌ايم.
    راغفر بيان داشت: سوالاتي نظير اينکه پيشران اين توسعه چيست، بايد مشخص شود نسبت بخش صنعت با اين برنامه توسعه از چه قرار است، چشم انداز اين پيشران توسعه چه خواهد بود، سهم بخش‌هاي مختلف از اين الگوي توسعه چيست و ده‌ها سوال کليدي و اساسي ديگر، بنابراين اول بايد به اين موارد پاسخ داد و بعد در مورد اينکه دولت توسعه گرا در ايران چه شاخصه‌هاي بايد داشته باشد، صحبت کرد، از سويي بسياري از برنامه‌هاي به اصطلاح توسعه‌اي و اسناد بالا دستي که در اين چندين دهه به تصويب رسيده، هيچ‌گاه به مرحله اجرا نرسيده است.
     *يک الگوي تقليد شده غربي به عنوان سند توسعه ملاک عمل قرار گرفت
    اين اقتصاددان نهادگرا با تاکيد بر اينکه ما بايد در ابتدا تکليف خود با مفهوم توسعه را روشن کنيم، گفت: هنوز که هنوز است نظام معرفتي و دانايي که بايد بر اساس آن ريل توسعه کشور چيده شود، هنوز معلوم نيست، به بيان ديگر ما مدت‌هاست در مورد توسعه دچار حيراني و سردرگمي هستيم و تا زمانيکه از خواب بيدار نشويم، به توسعه دست پيدا نخواهيم کرد، بنابراين اول بايد تصميم گرفت که چگونه مي‌خواهيم با مقوله توسعه برخورد کنيم وبعد از آن در مورد باقي قضايا مي‌توان صحبت کرد.اين استاد اقتصاد با اشاره به اينکه در طول سه دهه گذشته بخصوص بعد از دوران جنگ يک الگوي کاملا غربي در مباحث توسعه‌اي حاکم شد، افزود: اين الگو که بر اساس نظام سرمايه‌داري و ليبرالي از سال ?? به اجرا درآمد، به هيچ عنوان اصيل نبود، چرا که تنها برخي از اصول سرمايه‌داري را در کشور تقليد کرد و اين شيوه همچنان بعد از سه دهه دنبال مي‌شود، به طوريکه اثرات بسيار مخربي را در اقتصاد کشور برجاي گذاشته است.راغفر بيان اينکه برنامه توسعه 20 ساله کشور که تحت عنوان سند چشم انداز توسعه‌ از آن ياد‌مي‌شود، بيشتر شبيه‌به‌آرزو ورويا مي‌ماند تا برنامه توسعه‌اي، اظهار داشت: قرار است بر طبق آن سند کشور تا ? ساله آينده در منطقه در تمامي زمينه‌ها رتبه نخست را به دست آورد، در صورتيکه با توجه به وضعيت امروز، چنين چيزي محال است، ما جايگاه دو سال گذشته خود را از دست داده‌ايم و به طور مداوم در حال نزول هستيم، بنابراين ابتدا ما بايد اولويت خود را در مورد موضوع توسعه مشخص کنيم و بعد اقدام به برنامه‌ريزي نماييم، در غير اين صورت بازهم اين دور باطلي که مي‌زتيم کماکان ادامه خواهد داشت.
    به گزارش امانت به نقل از فرارو، وي بيان داشت: بايد مشخص شود در الگوي توسعه نسبت دولت، بخش خصوصي و ساير نهاد‌ها چيست و هرکدام از اين‌ها چه جايگاهي دارند، نسبت ما با خارج چگونه است، آيا مي‌خواهيم از تجربيات ساير کشور‌ها در حوزه‌هاي گوناگون استفاده کنيم يا اينکه مي‌خواهيم به صورت درون زاد کار کنيم، مسير رسيدن به اهداف توسعه‌اي به طورمشخص بايد معلوم شود، در غير اين صورت نمي‌توان به توفيق دست يافت.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی