در حال بار گذاری
امروز: جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷

اقتصادی > اين روزهاي سخت را چگونه پشت سر بگذاريم

گروه جامعه: روزهاي سختي بر ملت ايران مي گذرد؛ ارزش پول شان در کمتر از 6 ماه به يک پنجم رسيده است. قيمت ها سر به فلک زده اند و قدرت خريد مردم روز به روز کاهش مي يابد تا تعداد کساني که شرمنده خانواده هايشان مي شوند افزايش يابد، افرادي که کارشان را از دست داده اند، پر شمار و بيشتر مي شود، اضطراب و نگراني از آينده به يک پديده عمومي تبديل شده است و ... .

    گروه جامعه: روزهاي سختي بر ملت ايران مي گذرد؛ ارزش پول شان در کمتر از 6 ماه به يک پنجم رسيده است. قيمت ها سر به فلک زده اند و قدرت خريد مردم روز به روز کاهش مي يابد تا تعداد کساني که شرمنده خانواده هايشان مي شوند افزايش يابد،  افرادي که کارشان را از دست داده اند، پر شمار و بيشتر مي شود، اضطراب و نگراني از آينده به يک پديده عمومي تبديل شده است و ... .
    فشارهاي اقتصادي خارجي عليه ايران نيز که در دوران اجراي برجام به رو کاهش بود، مجدداً تشديد شده و عملاً يک جنگ اقتصادي عليه ايران شکل گرفته است. مجموعه دستگاه هاي حکومتي نيز در اين ماجرا نتوانسته اند به وظايف خود عمل کنند و اين، بر نگراني مردم مي افزايد. در اين شرايط مي توان اين گونه رفتار کرد: مردم به فروشگاه ها حمله کنند و هر چه مي توانند بخرند و در خانه انبار کنند، توليد کنندگان از کيفيت و کميت محصولات شان بکاهند و قيمت ها را بالا ببرند، تجار احتکار کنند و ... .
      اما نتيجه اين رفتار جمعي چه خواهد بود؟ آيا جز اين که مشکلات موجود را تشديد کند، ثمري خواهد داشت؟ صاحب يک سوپر مارکت مي گفت که از کالايي خاص در طول يک سال 4 کارتن مي فروخت ولي در طول يک هفته اخير، 40 کارتن را فروخته است! رفتاري اين چنين از مصرف کننده در شرايط عادي اقتصادي هم بازار مختل مي کند چه برسد به بازار کشوري تحت تحريم که اقتصادش نيز از مشکلات متعددي رنج مي برد.
    بله؛ همه توضيحات مردم درست! اوضاع خراب است، دولت بي تدبيري مي کند، نهادهاي ديگر نيز هيچ کدام به درستي به وظايف شان عمل نمي کنند و مردم احساس تنهايي مي کنند. اما قرار نيست به دست خودمان اوضاع بد را بدتر کنيم، قرار نيست مردم به مردم آسيب بزنند، قرار نيست بلايي که دشمن مي خواهد بر سرمان بياورد، خودمان بر سر همديگر بياوريم و معيشت همديگر را نابود کنيم.
    ما يک ملت هستيم، هموطنان هم، همشهريان هم، هم محله اي هم و بستگان و اعضاي خانواده هم؛ چشمان مان توي چشمان يکديگر است و حق سلام و حق نمک بر گردن هم داريم. ما انسان هستيم و نه گرگ يکديگر.
    اين روزهاي سخت، دير يا زود خواهد گذشت، هيچ ناملايمتي دائمي نيست؛ آنچه مي ماند خاطره و سندي از رفتارهاي امروز ماست. اين که حکومت چه بايد بکند، امري است جداي از موضوع اين نوشتار و صد البته که گويا اراده يا تواني هم براي بهبود اوضاع ندارد. اما ندانم کاري ها، کم کاري ها و کج کاري هاي مسؤولان، چيزي از مسؤوليت شهروندان نمي کاهد. اگر ما نيز غيرمسؤولانه عمل کنيم، چه تفاوتي با مقامات کج رفتار داريم؟ آيا درمان زخم، نمک پاشيدن بر آن است يا مرهم نهادن؟
    اما رفتار انساني، شرافتمندانه و ملي چيست؟ چه کنيم که گرگ هم نشويم و از اين روزهاي سخت با سربلندي بيرون بياييم؟
     - به اندازه نياز خريد کنيم. به فکر کسي که بعد از ما به مغازه مي آيد و دست خالي برمي گردد هم باشيم. اين شرط انسانيت نيست که چون توان مالي داريم، خانه مان را پر از انواع کالاها کنيم و پدري براي تهيه يک پوشک يا يک دارو براي کودکش آواره اين مغازه و آن داروخانه شود. - اگر توليد کننده، تاجر يا مغازه دار هستيم، در ارائه کالاهايمان به بازار رفتاري انساني داشه باشيم. اين شرط مروت نيست که مردم نيازمند باشند و ما براي سود بيشتر، مايحتاج آنها را در انبار نگه داريم. چرخ زندگي، بدون احتکار و ستم به مردم نيز خواهد چرخيد و البته محترمان تر و حلال تر.
    - اگر توليد کننده هستيم، بکوشيم تا حد امکان مراقب قيمت ها باشيم. توليد کننده ها در ايران البته زير بار انواع فشارها و تنگناها هستند و بسياري شان به معناي واقعي کلمه مظلومان اقتصاد ايران هستند؛ لذا ضمن درک اوضاع نابسامان توليد و توليدکنندگان، انتظار مي رود در اين شرايط سخت نيز کنار مردم باشند و تا جايي که ممکن است از افزايش قيمت ها خودداري کنند.
     البته که مي دانيم هزينه توليد بالا رفته است و آنها مجبور به افزايش قيمت اند ولي همان طور که نوشتيم، تا حد امکان مردم را رعايت کنند.
    -  کارفرماها تا جايي که واقعا برايشان مقدور است، از اخراج نيرو خودداري کنند؛ به اين فکر کنند که نيروي اخراج شده در اين وضعيت نابسامان اشتغال چه بايد بکند و چگونه خانواده اش را اداره کند.
     انواع روش هاي مديريتي را مي توان انجام داد تا اخراج ها به حداقل ممکن برسد. مثلا مي توان در برخي هزينه ها مانند درصد اندکي از اضافه کاري ها صرفه جويي کرد و در عوض مانع اخراج فرد يا افرادي از مجموعه شد تا اين دوره بگذرد.
    -فشار اقتصادي، لاجرم بر روان مردم نيز اثرگذار است و آنها را درگير انواع تنش ها مي کند. در کوچه، خيابان، اتوبوس، تاکسي، بازار، محل کار و ... هواي هم را داشته باشيم. اگر کسي صدايش را بلند کرد ما نيز متقابلا چنين نکنيم و با درک شرايط نامساعدي که اين روزها وجود دارد، کوتاه بياييم. با همديگر مهربان تر باشيم. روزهايي که حال خوشي داريم بکوشيم اين حال خود را به ديگران نيز تسري دهيم.  - اعضاي خانواده، نقش مهمي در ايجاد آرامش براي کسي که نان آور خانه است دارند. مرد، زن يا فرزندي که از صبح تا شب در بيرون از محيط خانه و در ميان انواع مشکلات و مصائب روز، کار مي کند و با تن و رواني خسته به خانه برمي گردد، نيازمند حمايت هاي روحي و عاطفي بيشتري در خانه است. خانواده ها وضعيت نابهنجار امروز را بيشتر درک کنند. نان آوران خانه نيز بيشتر حواس شان باشد که تنش هاي بيرون از خانه را به داخل خانه نبرند.
    - يادمان باشد اگر اوضاع خراب است، اگر گراني هست، اگر تورم هست و ... براي همه هست و جز عده اندکي، همه در فشار و مضيقه اند. اين که يادمان باشد اين سختي ها تنها براي ما نيست و همه درگير مشکلاتي مشابه ما هستند، تحمل مشکلات را آسان تر مي کند و حس در کنار هم بودن را تقويت مي کند. تا کي بايد بگوييم مردم در ژاپن و آلمان و اين گوشه و آن گوشه جهان در دوران سختي چگونه رفتار کردند و در نتيجه آن پيش رفتند؟ اينک نوبت خودمان است که رفتارهاي عقلاني و متمدنانه داشته باشيم.
    به گزارش امانت به نقل از عصر ايران،روزهاي سخت و بسيار بسيار سخت تر از اين در اين کشور وجود داشته اند ولي همه شان سپري شده اند؛ اين روزها نيز عمر اندکي خواهند داشت. هر کدام از ما بکوشيم به منزله يک "انسان" و "اشرف مخلوقات" از اين روزها با سربلندي و افتخار بيرون بياييم.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی