در حال بار گذاری
امروز: يکشنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۸

اجتماعی > گسترش روزافزون دايره فقردرجامعه

گروه اجتماعي:افزايش افسارگسيخته قيمت‌ها که در بسياري موارد از هيچ قانون و روال مشخصي تبعيت نمي‌کند، امان بسياري از شهروندان به ويژه قشر مستضعف و حقوق بگير جامعه را بريده و مشکلات اقتصادي ايشان را افزايش داده است؛ مشکلاتي که گويا متوليان امر چندان به آن توجه نمي‌کنند، ولي بررسي‌ها نشان مي‌دهد، پيامد‌هاي ويرانگرشان به مراتب از پيامد‌هاي اقتصادي خطرناک‌تر است.

     گروه اجتماعي:افزايش افسارگسيخته قيمت‌ها که در بسياري موارد از هيچ قانون و روال مشخصي تبعيت نمي‌کند، امان بسياري از شهروندان به ويژه قشر مستضعف و حقوق بگير جامعه را بريده و مشکلات اقتصادي ايشان را افزايش داده است؛ مشکلاتي که گويا متوليان امر چندان به آن توجه نمي‌کنند، ولي بررسي‌ها نشان مي‌دهد، پيامد‌هاي ويرانگرشان به مراتب از پيامد‌هاي اقتصادي خطرناک‌تر است.
    جدا از درصد کوچکي از جمعيت کشور که در پي افزايش قيمت‌ها فشار اقتصادي و معيشتي قابل ذکري را احساس نکرده و نمي‌کنند، بخش عمده‌اي از شهروندان ايراني به واسطه مشکلات اقتصادي پيش آمده در تنگنا قرار گرفته اند و شرايط معيشتي آن‌ها تعريفي ندارد؛ وضعيتي که در کنار بحران‌هاي اقتصادي به خسارات اجتماعي نيز دامن خواهد زد و در صورت عدم اقدام جدي مسئولان، پيامد‌هاي نگران کننده‌اي به همراه خواهد داشت.
    افزايش قيمت کالا و خدمات به ويژه در شرايطي که حقوق و مزاياي بسياري از شهروندان جامعه مثل کارگران و قشر‌هاي حقوق بگير افزايشي نداشته، اکنون مشکلات فراواني را در بعد اجتماعي رقم زده که به نظر مي‌رسد مسئولان اجرايي کشور در طرح و برنامه‌هاي اجرايي خود نسبت به آن‌ها حساسيت قابل ذکري ندارند.
    اين روز‌ها کمتر کسي را مي‌توان يافت که در خريد کالا و خدمات از بازار متوجه کاهش قدرت خريد خود نشود و در پاره‌اي موارد، قدرت خريد خود را از دست نداده باشد؛ شهرونداني که مشخص نيست در اين وضعيت خاص در چه احوالي هستند و نسبت به آينده خود و خانواده خود چگونه مي‌انديشند.
    بي شک استمرار اين شرايط مي‌تواند پيامد‌هاي اجتماعي نگران کننده اي ـ چون ناآرامي‌هاي اجتماعي مثل آنچه در مورد تعداد زيادي از کارگران شرکت‌هاي اقتصادي کشور ديديم ـ افسردگي شهروندان و نيز افزايش آمار آسيب‌هاي اجتماعي را به همراه داشته باشد.
    دکتر مهرداد عربستاني، جامعه شناس و عضو هيأت علمي دانشگاه تهران گفت: گمان نمي‌کنم اين موضوع اصولاً محل ترديد باشد که افزايش جهشي هزينه‌هاي زندگي و ثبات درآمد، به خصوص درآمد حقوق بگيران، به گونه‌اي بوده است که امروزه غالب مردم فقر را به عينه در قدرت خريد و در محتويات سفره شان احساس مي‌کنند، به طوري که زندگي کرامت مندانه براي بسياري از حوزه امکان خارج مي‌شود و احساس تحقير و گيرافتادگي بر بسياري تحميل شده است.
    عربستاني افزود: نمي‌خواهم مرثيه سرايي کنم، ولي امروز، به نسبت گذشته، کم نيستند سرپرست‌هاي خانواري که احساس شرمندگي جلوي خانواده را تجربه مي‌کنند و وفور زنان و مردان ميانسال تا کهنسال که با تن رنجور در سرما و شرايط سخت فيزيکي به دستفروشي کالا‌هاي خرد و کم سرمايه مبادرت مي‌کنند. اصولاً واقعيت اين وضعيت را به صورت ما مي‌کوبد. دايره فقر امروز در حال گسترش است و روز به روز افراد بيشتري را در بر مي گيرد.
    استاد دانشگاه تهران ادامه داد: براي سوژه درگير با بحران اقتصادي اين پرسش پيش مي‌آيد، چه شد که به اينجا رسيديم؟
     اين دست تنگي و تحقير تحميلي براي چيست و چه کسي مقصر آن است؟ بايد سال‌ها طلب ايثار و از خودگذشتگي امروز به نتيجه بنشيند و ثمره آن به صورت گشودگي و رفاه مشهود شود، ولي وقتي حاصل همه رياضت‌هاي گذشته طلب رياضتي حتي بيشتر شد، سؤال مهمي در برابر سوژه قرار مي‌گيرد.
    عضو هيأت علمي دانشگاه تهران در مورد پيامد‌هاي اجتماعي بحران اقتصادي پيش آمده تصريح کرد: در بحران اقتصادي اين چنيني که ما درگير آن هستيم، بي اعتمادي اجتماعي مي‌تواند مهم‌ترين پيامد باشد. پيش بيني ناپذيري آينده، افت ارزش دارايي و درآمد و خلاصه احساس ناامني اقتصادي و اجتماعي، مي‌تواند اعتماد نسبت ديگر مردم و نهاد‌هاي اجتماعي را کاهش دهد که به نوبه خود لطمه بزرگي به مباني مقوم زندگي اجتماعي است.
    وي در ادامه همين پرسش گفت: به عبارت ديگر در چنين حالتي به طور طبيعي و به خاطر صيانت نقس حيات اجتماعي به نفع فرديت بيگانه از جامعه، منقبض مي‌شود. به خصوص درکشور ما که شرايط اقتصادي تابعي مستقيم از تصميمات حکومت و سياست هستند، اين بي اعتمادي شامل نها‌دهاي حکومتي نيز مي‌شود.
     البته اين فقط معضل معيشتي نيست که بي اعتمادي را افزايش مي‌دهد. در واقع معضل معيشتي و اقتصادي يکي از نشانه‌هاي مجموعه نشانگاني است که به بي اعتمادي دامن مي‌زنند. نشانگان ديگر، درکي است که سوژه ايراني از وجود اقتصاد رانتي و نابرابري و فساد، و نيز عدم صداقت اخلاقي برخي اشغال کنندگان جايگاه‌هاي قدرتمند دارد.
    عربستاني در ادامه سخنان خود و در پاسخ به اين که آيا پيامد‌هاي اجتماعي بحران اقتصادي پيش آمده قابل حل است يا خير، ادامه داد: نمي‌توان گفت که اصولاً قابل جبران نيست، ولي بازگرداندن اعتماد مخدوش شده، يا همان اعتماد سازي، به خصوص که بي اعتمادي به امري مزمن تبديل شده باشد، فرآيند ساده و سر راستي نخواهد بود. بگذريم که چه بسا اصلاً ممکن نباشد.
    استاد دانشکده علوم اجتماعي تأکيد کرد: موضوع را از بعد ديگري هم مي‌توان ديد. از بعد انساني و فردي هر دوره‌اي از چرخه زندگي، مثلاً کودکي، نوجواني، جواني، تأهل، دوره فعاليت کاري، والدگري در دوره‌هاي مختلف فرزند پروري، و بازنشستگي، اقتضائات خاص خودشان را دارند که محدود به آن دوره زماني مشخص است.
     مثلاً اگر دوران نوجواني و جهش رشد تغذيه مناسب نباشد، آثار آن تا پايان زندگي مي‌ماند. اگر در جواني آموزش مناسب مقدور نشود، احتمال ارتقاي اجتماعي براي تمام عمر تحت تأثير قرار مي‌گيرد و به همين ترتيب هر يک از مراحل چرخه زندگي اقتضائات خود و محدوديت زماني خود را دارند.
    براي سوژه درگير با بحران اقتصادي اين سؤال پيش مي‌آيد، چه شد که به اينجا رسيديم؟ اين دست تنگي و تحقير تحميلي براي چيست و چه کسي مقصر آن است؟ سال‌ها طلب ايثار و ازخودگذشتگي بايد امروز به نتيجه بنشيند و ثمره آن به صورت گشودگي و رفاه مشهود شود، ولي وقتي حاصل همه ي رياضت‌هاي گذشته طلب رياضتي حتي بيشتر شد، سؤال مهمي در برابر سوژه قرار مي‌گيرد...
    عربستاني در همين رابطه افزود: پس وقتي به خاطر شرايط محيطي و اقتصادي بخشي از اين چرخه مخدوش شود، مثلاً تغذيه در زمان رشد نامناسب بشود، آموزش در دوران نوجواني و جواني به خوبي صورت نگيرد و امکان اشتغال در زمان مناسب شکل نگيرد، تبعات آن بر کل مراحل ديگر زندگي سايه مي‌اندازد و جبران آن در کل زندگي ممکن نخواهد بود.
    اين نقيصه‌اي است که عملاً و واقعاً بر حيات بدني و رواني انساني تأثير مي‌گذارد. تنگي و سختي معيشت در يک دوره، مي‌تواند بالقوه زندگي چند نسل را مخدوش کند.
    استاد دانشگاه تهران در مورد تصور خود از استمرار چنين شرايطي ادامه داد: من نمي‌توانم براي آينده هيچ پيش بيني مشخصي داشته باشم، شايد غرق شدن در نا اميدي و خمود، شايد اعتراض و شورش مانند آنچه در اعتراضات کارگري و کارمندي اخير ديده مي‌شود، شايد هم باز کردن دريچه‌هاي اطمينان (همان سوپاپ) براي تخليه هيجاني و کاهش فشار که استراتژي آشنايي است و عملاً باعث مي‌شود که وضعيت تا مدت نامعلومي به صورت کج دار و مريز ادامه يابد.
    وي در مورد راهکار دولت مبني بر توزيع بسته‌هاي حمايتي براي کاهش فشار اقتصادي به قشرهاي ضعيف نيز گفت: بسته‌هاي حمايتي 200 هزار توماني حتي سوپاپ هم نيست، چه برسد به اينکه راهکاري براي کاهش مشکلات اقتصادي باشد. شايد اصولاً به دليل تحقيرآميز بودنشان و يادآوري فلاکت، باعث نتايج معکوس هم بشوند.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی