در حال بار گذاری
امروز: دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۸

اجتماعی > کودکان کار اينستاگرامي؛ پديده دردناک و درآمدزايي والدين

گروه اجتماعي:پدر و مادري که براي کودکشان از بدو تولد يک صفحه اينستاگرامي جدا درست مي‌کنند و از زبان او يادداشت مي‌گذارند، مادري که براي براي پربار شدن صفحه اينستاگرامش هر روز لباس جديد به فرزندش مي‌پوشاند و او را به آتليه عکاسي مي‌برد، پدري که هر روز دوربين دست مي‌گيرد تا با تهيه ويدئويي از شيرين‌زباني جديد فرزندش از مردم لايک بگيرد،‌ والدين مهرباني نيستند؛ آنها فقط يک کودک‌آزار هستند! همين.

    گروه اجتماعي:پدر و مادري که براي کودکشان از بدو تولد يک صفحه اينستاگرامي جدا درست مي‌کنند و از زبان او يادداشت مي‌گذارند، مادري که براي براي پربار شدن صفحه اينستاگرامش هر روز لباس جديد به فرزندش مي‌پوشاند و او را به آتليه عکاسي مي‌برد، پدري که هر روز دوربين دست مي‌گيرد تا با تهيه ويدئويي از شيرين‌زباني جديد فرزندش از مردم لايک بگيرد،‌ والدين مهرباني نيستند؛ آنها فقط يک کودک‌آزار هستند! همين.
    نشانه کودک‌آزاري هميشه يک چشم کبود و بدن زخمي نيست. کودک‌آزاري هميشه در چهره دختر 5 ساله‌اي که سرچهارراه دستفروشي مي‌کند، نمود ندارد. کودک‌آزاري خيلي وقت‌ها جنبه رواني دارد. مثلا پدر و مادري که چون فرزند بامزه و خوش سر و زباني دارند، در فضاي مجازي از او بيگاري مي‌کشند تا آگهي بيشتري بگيرند و از راه بامزگي کودکشان پول در بياورند، دارند کودک خود را آزار مي‌دهند.کودک‌آزاري رواني کمتر از انواع ديگر گزارش يا شناسايي مي‌شود اما بسياري آن را شايع‌ترين نوع کودک‌آزاري مي‌دانند. کودکي که از نظر رواني آزار مي‌بيند رفتارهايي بروز مي‌دهد که براي آنها دليل پزشکي يا دليل موجهي پيدا نمي‌شود يا متناسب با سن او نيستند يا نشانه‌هاي عدم رشد کافي از جنبه‌هاي مختلف وجود دارد.
    دکتر مرجان علي‌قارداشي (روانشناس) در اين‌باره توضيح مي‌دهد: «بر اساس منشور حقوق کودک، والدين مدافع حقوق کودکشان محسوب مي‌شوند اما لازم است که پدر و مادرها بدانند چيزي به اسم مالکيت بر کودک وجود ندارد. از آنجايي که کودکان کار اينستاگرامي از نظر سني زير 18 سال هستند،‌ استفاده ابزاري والدين از آنها براي درآمدزايي، نقض آشکار حقوق کودک است.»اين روان‌درمانگر معتقد است: »نکته مهم اين است که اين کار در واقع بهره‌کشي از کودکان براي جلب رضايت ديگران به منظور به دست آوردن يک منبع مالي است. به اين موضوع توجه داشته باشيد که کودکان فعال در اينستاگرام آنقدر کوچک هستند که نمي‌توانند تصميم منطقي درباره درست يا غلط بودن کاري که انجام مي‌دهند را داشته باشند. همين نکته کافي است که والدين متوجه شوند با اين کار به صورت آشکار حقوق کودک خودشان را زير پا مي‌گذارند؛ چون براي کسب درآمد از فرزندشان استفاده مي‌کنند و اين موضوع را مي‌توان در زيرشاخه کودک‌آزاري رواني قرار داد.«
    او ادامه مي‌دهد: »به زعم بنده کساني که در کشور کار اجرايي مي‌کنند بايد قانوني را براي اين والدين متخلف در نظر بگيرند؛ اين انتظاري است که ما به عنوان يک متخصص روان از قانون‌گذار داريم.«
    علي‌قارداشي درباره آسيب هايي که کودکان کار اينستاگرام را تهديد مي‌کند، مي‌گويد: »قبل از هر چيزي بايد به والدين آموزش بدهيم که چرا اين کار اشتباه است، چرا جرم است و چرا بچه‌ها با اين اقدام ناآگاهانه آسيب مي‌بينند. جواب اين سوال ساده است. ما با انتشار تصاوير فرزندمان به طور عمومي، حريم خصوصي او را از بين مي‌بريم. منِ بزرگسال وقتي عکسي از خودم در فضاي مجازي منتشر مي‌کنم در واقع خودم تصميم گرفته‌ام که حريم خصوصي‌ام را بشکنم اما يک بچه 4 يا 5 ساله نمي‌تواند در اين‌باره تصميم‌گيري کند. موضوع ديگر اينکه ما انتشار تصاوير و ويدئو از فرزندمان، او را تبديل به وسيله‌اي براي نمايش دادن مي‌کنيم. خودمان فرزندمان را بزک و دوزک مي‌کنيم، لباس‌هاي عجيب مي‌پوشانيم و با زبان بي‌زباني به او مي‌گوييم تو يک شيء هستي و وظيفه داري زيبا باشي! متاسفانه حتي ديده شده است که اين خانواده‌هاي ناآگاه لباس‌هاي فرزندشان را قيمت‌گذاري مي‌کنند و به دنبال‌کنندگان صفحه‌شان مي‌فروشند. يعني کودک در اينجا با چيزهاي بي‌ارزش،‌ ارزش پيدا کرده است. کودک ياد مي‌گيرد که چيزهاي کم‌محتوا و کم‌ارزش دنيا را ارزشمند ببيند. فکر مي‌کند که مثلا با تاج و کفش تولدش موجود ارزشمندي شده است و از طرفي انتظار دارد که همه‌جا با او اين‌طور رفتار کنند.«او با بيان اينکه اين والدين با عنوان »بلاگر« در فضاي مجازي فعاليت مي‌کنند، مي‌گويد: »من با مفهوم بلاگر براي اين افراد مشکل دارم. بلاگر به شخصي اطلاق مي‌شود که در فضاي مجازي توليد محتوا مي‌کند. نمي‌شود شما يک دوربين دستتان بگيريد و شروع کنيد به فيلم‌گرفتن از فرزندتان صرفا به اين دليل که شيرين‌زبان است و اسم خودتان را هم بلاگر بگذاريد، بعد فکر کنيد موجود ارزشمند و خاصي هستيد. سلبريتي که 500 آلبوم داشته، صاحب‌سبک و صاحب‌نظر است و آنقدر محبوب است که عده‌اي دوست دارند کفش اين آدم را بخرند يا نويسنده مشهوري که مردم دوست دارند خودکارش را داشته باشند، فرق دارد با به فروش‌گذاشتن لباس يک بچه که صرفا شيرين‌زبان است و هيچ هنري ندارد.«
    اين روانشناس اضافه مي‌کند: »والدين ناآگاه با اين کار يک شخصيت نمايشي از فرزندشان ايجاد مي‌کنند. شخصيت‌هاي نمايشي براي ديده‌شدن هر کاري مي‌کنند و ما با اين دوربين در دست داشتن‌ها داريم به فرزندمان ياد مي‌دهيم که بايد هميشه از مردم لايک بگيرد. اين در حالي است که منبع تشويق انسان بايد دروني باشد و نبايد کودک را به منبع تشويق بيروني سوق دهيم. بچه‌هايي که با اين تفکر رشد مي‌کنند، فکر مي‌کنند که هميشه خيلي راحت مي‌توانند پول در بياورند. در حالي که کودک نمي‌داند الان فقط به خاطر کم‌سن بودنش پول در مي‌آورد و وقتي بزرگ شود مثل همه آدم‌هاي معمولي بايد کار کند تا دستمزد بگيرد.«او اضافه مي‌کند: »از ديگر پيامدهاي اين رفتار ناآگاهانه ايجاد احساس رقابت در کودک با ديگران است. چند وقت پيش ويدئويي ديدم که يکي از اين کودکان در ويدئويي به کودک ديگري درس مي‌داد که فلان کار را انجام دهد و فلان کار را انجام ندهد و کاملا مشخص بود که اين کودک بازيگر نقشي است که والدينش به او داده‌اند. بعضي از اين بچه‌ها حرف‌هايي مي‌زنند که از جنس حرف‌هاي بچه‌ها نيست. اين کودکان محصول تفکر والدين ناآگاه هستند. متاسفانه والدين ما فکر مي‌کنند که بچه‌ها جزء مايملکشان محسوب مي‌شوند. پيش از فراگيري فضاي مجازي نيز برخي والدين در ميهماني‌ها اين بلا را سر فرزندشان مي‌آوردند؛ طوري که بچه را تحت فشار قرار مي‌دادند براي اينکه به ديگران بگويند ببينيد اين شي‌ء‌اي که من بزرگ کرده‌ام، چقدر خوب پيانو مي‌زند يا چقدر آواز زيبايي دارد! حالا فضاي مجازي باعث اگزجره شدن اين موضوع شده است«.
    علي‌قارداشي در همين‌باره اضافه مي‌کند: »ما هنوز اين را  ياد نگرفته‌ايم که بچه‌هاي ما موجوداتي مجزا هستند و قرار نيست زير سلطه ما باشند. بعضي از اين بچه‌هاي اينستاگرامي اتفاقي سلبريتي مي‌شوند اما نه با برنامه قبلي. مثلا مادري اتفاقي ويدئويي از شيرين‌زباني فرزندش را به اشتراک مي‌گذارد و يک دفعه با استقبال و پيشنهاد تبليغات مواجه مي‌شود و کم‌کم ياد مي‌گيرد از اين راه پول دربياورد. بايد به والدين آموزش داد که بچه‌هايشان با اين اقدام ناآگاهانه چه آسيب‌هاي شخصيتي مي‌بينند.«
    اين روانشناس در بخش ديگري از سخنانش تاکيد مي‌کند: »والدين، دنياي بچگي را به بچه‌هايشان برگردانند و کاش بيدار شوند و بفهمند که بچه‌ها وسيله‌اي براي رفع نيازهايشان نيستند. اين موضوع بايد هرچه سريع‌تر متوقف شود. در همه دنيا اين سوءاستفاده‌ها از کودکان جريمه‌هاي سنگين دارد. حتي اگر بگويند که بچه‌هايشان وارد قرارداد کاري مي‌شوند و اين براي آينده‌شان خوب است هم منطقي نيست چون کودکان قدرت تشخيص ندارند. متاسفانه والدين ما تا زماني که بدانند مي‌توانند از کودکشان پول در بياورند از آنها پول در مي‌آورند! کاش شرکت هاي تجاري پيشنهاد مالي و تبليغ به کودکان را تحريم کنند که والدين، بچه‌هايشان را رها کنند و دست از سرشان بردارند. کودک‌آزاري فقط به اين نيست که فرزندتان را براي کار به خيابان‌ها بفرستيد؛ اين کار هم يک آزار رواني است؛ تنها فرقش در اين است که يک بچه‌اي در جنوب تهران به دنيا مي‌آيد و مي‌شود دستفروش و يکي ديگر در شمال تهران به دنيا مي‌آيد و با شيرين زباني مي‌شود اينفلوئنسر اينستاگرامي!«
    دکتر سميرا وکيل‌ها جامعه‌شناس نيز در اين‌باره معتقد است: »در روزگاري که باورهاي سنتي، حاکميت مقتدرانه‌تري در زندگي‌ها داشت، مادرها، فرزندان زيباروي خودشان را از ترس خرافه‌ها هم پنهان مي‌کردند تا مبادا کودکشان به اصطلاح دچار چشم‌زخم شود اما امروز در دنياي نمايش قدرت و داشته‌هاي شخصي به سر مي‌بريم که خط مشي زندگي افراد را تعيين مي‌کند.«
    او مي‌گويد: »اين موضوع از چند بعد قابل بررسي است که يکي تلاش زنان براي تحول جايگاه اقتصادي در خانواده است؛ به طوري که از هر دستاويز راحتي براي تامين محتواي زندگي و آينده بهره مي‌گيرند. مدت‌هاست در حوزه مددکاري و علوم اجتماعي بحث توانمندسازي زنان مطرح شده و راهکارهايي هم توصيه شده است. خوب است مادران عزيز به جاي مغتنم شمردن دوران کودکي زودگذر فرزندانشان به يادگيري هنر و ايجاد کارآفريني همت داشته باشند و آينده بلندمدت فرزندانشان را با حفظ حريم شخصي آنها تامين کنند.«
    به گزارش امانت به نقل از ايسنا،اين جامعه‌شناس در بخش ديگري از سخنانش تاکيد کرد: »شکل‌گيري حقوق شهروندي از احترام به حقوق خانواده آغاز مي‌شود. وقتي والدين حقي به نام حريم شخصي فرزند را رعايت نمي‌کنند، قطعا آن کودک در آينده باوري به حقوق شهروندي نخواهد داشت و در چنين شرايطي انتظار داشتن جامعه دموکرات دور از ذهن خواهد بود.«

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی