در حال بار گذاری
امروز: سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۸

اجتماعی > چرا تحصيل کرده ها کارآمد نيستند؟

گروه اجتماعي: در جوامع يکسان ساز، اصولاً تصميم سازي نمي شود بلکه به حوادث، واکنش هاي کليشه اي نشان داده مي شود. اخيراً يک دانشجويِ کنجکاوِ از دکتر محمود سريع القلم استاد علوم سياسي دانشگاه شهيدبهشتي و پژوهشگر توسعه پرسيد:

     گروه اجتماعي: در جوامع يکسان ساز، اصولاً تصميم سازي نمي شود بلکه به حوادث، واکنش هاي کليشه اي نشان داده مي شود.  اخيراً يک دانشجويِ کنجکاوِ از دکتر محمود سريع القلم استاد علوم سياسي دانشگاه شهيدبهشتي و پژوهشگر توسعه پرسيد:
    » کم نداريم مديراني که تحصيلاتِ عاليه دارند، از دانشگاه هاي خوب دنيا فارغ التحصيل شده اند و بسيار هم جهان ديده هستند. چرا آنها در مديريت، تا اين حد اشتباه کرده و هم چنان اشتباه مي کنند؟«
    به اين دانشجو گفتم براي پاسخ به اين سوال نياز به زمان، فکر و مطالعه دارم چرا که واکاوي اين موضوع، محتاج دقت و بحث طولاني است.
    به نظرم رسيد که اين دانشجو با يک يا چند فرض اين سوال را مطرح مي کند. اگر بتوانم فرض هاي او را استخراج و بررسي کنم شايد پاسخ‌ هاي مناسبي براي دغدغ? او پيدا کنم.
    به نظر مي رسد در ذهن اين دانشجو ، يک فرضِ اصلي و کانوني شکل گرفته است: ميانِ داشتنِ مدرک تحصيلي (به خصوص از يک دانشگاهِ خارج) و منطقي و کارآمد عمل کردن يک رابط? مستقيم وجود دارد.
     در زير به بررسي اين فرض پرداخته مي شود:
     1)تحصيلاتِ عالي و اخذ مدرک ضرورتاً مساوي با داشتن روحي? يادگيري و اصلاح پذيري نيست؛ 2)داشتن مدرک ضرورتاً مساوي با داشتن روحي? مشورت کردن نيست؛ 3)داشتن مدرک ضرورتاً روحيه ي انتقادپذيري به همراه نمي آورد؛ 4)داشتن مدرک ضرورتاً به روحي? تصميم گيري جمعي و گروهي منجر نمي شود؛ 5)داشتن مدرک ضرورتاً به معناي آگاهي از مصلحتِ عامه نيست؛ 6)داشتن مدرک ضرورتاً به فهم دقيق منافع ملي نمي‌انجامد؛ 7)داشتن مدرک ضرورتاً قانون و اخلاق پذيري را در رفتار صاحب مدرک پديد نمي‌آورد؛ 8)داشتن مدرک ضرورتاً متانت رفتاري ايجاد نمي کند؛ 9)داشتن مدرک ضرورتاً انسان را با شخصيت نمي‌کند؛ 10)داشتن مدرک و تخصص ضرورتاً زمينه هاي شناختِ عميق از تاريخ کشور و تحولاتِ فوق العاده پيچيد? جهاني را مهيا نمي کند. تحصيل کرده و صاحب مدرک در کشوري که "سيستم" ايجاد کرده و ويژگي هاي فوق را غير فردي و نهادينه کرده، منطقي و معقول عمل مي کند.
    تحققِ هرکدام از اين ده ويژگي، تربيتِ خاص مي خواهد. هنگامي که سيستم حاکم نيست، به تعبير اخلاقيون، خودخواهي ها، تک روي ها، منافعِ مجريان، تلقي هاي فردي، چرخ? ناتمامِ سعي و خطا و لذت بردن از امکانات رايج مي شوند.
    اگر مصلحتِ عامه و منافع ملي در ستون فقراتِ و نظام عصبي يک سيستمِ اجتماعي-سياسي جايگاهِ محسوس و نامحسوس پيدا کنند، مديرِ تحصيلکرده ، به طور طبيعي خود را بدان سيستم وفق مي دهد کما اينکه تحصيل کرده هاي بسيار توانمندِ IT هندي، وقتي در شرکتِ مايکروسافت (Microsoft) استخدام شده و واردِ سيستم مدني-تخصصي آمريکا مي‌شوند، تمامي خصوصياتي که در اين شرکتها/سيستم ها کاربرد ندارند را کنار مي گذارند.
    مهمترين معيار هاي استخدام در مايکروسافت، يادگيري، اصلاح، تصميم گروهي و جلوگيري از اشتباهِ مرتب? دوم است.
     حتي اگر تحصيل کرده و با مدرک فوق_دکترا از يک جامع? استبدادي و قبيله اي هم آمده باشد، به تدريج اين فرهنگ سيستمي را به تعبير روان شناسان دروني (Internalize) مي کند.
    حتي اگر صاحب مدرکي بخواهد بر اساس مصلحت عامه، شناخت، منافع ملي، کار جمعي و مشورت در کشورهاي جهان سوم عمل کند، به تدريج ناکام مي ماند. تحصيل کرده در جهان سوم در نهايت در دو کار متوقف مي شود: لذت از زندگي و توجيه وضع موجود.
    يک سيستم بايد بر اساس يادگيري، مشورت، شنيدن ديدگاههاي مختلف و تصميم‌گيري جمعي بنا شود. يک سيستم بايد قبل از تصميم سازي، شناخت را نرمال قلمداد کند تا فردِ تحصيلکرده بتواند از تخصص خود در آن سيستم بهره برداري کند.
    چون در کشورهاي جهان سوم، سيستم تصميم گيري اولويت ندارد، گردشِ اطلاعات و شنيده شدن رهيافت هاي گوناگون و اصولاً موضوع شناخت قبل از تصميم گيري، صرفاً حالت تزئيني پيدا مي_کند.
    يکسان سازي درست مقابل سيستم است. در سيستم، پيامد هاي مثبت و منفي هر انتخابي بررسي مي شوند.
    در سيستم، زمان، آينده، کارآمدي و کيفيت، خارج از سليقه‌هاي فردي حاکم مي_شوند.چرا در سيستم، رسانه ها و افکار عمومي مهم مي شوند؟
    چون خارج از مدار هايِ قدرت فکر کردن، خود به خود انتخاب هاي عقلاني را در دسترس مجريان قرار مي‌دهد و از کاناليزه شدن فرايندهاي تصميم سازي و تصميم گيري جلوگيري مي کند.
    معمولاً بيش از يک ساعت طول نمي کشد که CNN، اطلاعات و قضاوت‌ هاي اشتباهِ ترامپ را به رخ او مي کشد. يکسان سازي فکر در يک جامعه، يعني چند بار تکرار کردن يک اشتباه طي يک سال.
    در کشورهاي جهان سوم، مجري به اصطلاح تحصيل کرده، حتي در دانشگاه هاي خوب دنيا، به تدريج تخصص خود را کنار مي‌گذارد و خلاقيت و نوآوري محتمل خود را در خدمت به يکسان سازي به کار مي‌گيرد.شايد بزرگترين مزيت دموکراسي اين است که از غالب شدن يک راه حل و يکسان سازي آن جلوگيري مي کند.
    دموکراسي در هر دور? هشت ساله يا ده ساله اي به عده اي متخصص فرصت مي‌دهد تا افکارشان را در معرضِ سنجش عموم قرار دهند. بحث و بررسي ديدگاههاي مختلف باعث جلوگيري از تکرارِ اشتباهات مي شوند.
    اصولاً يک جامعه يکسان ساز، نيازي به تحصيل کرده و متخصص ندارد. همه در حال انطباق هستند. در جوامع يکسان ساز، اصولاً تصميم سازي نمي شود بلکه به حوادث، واکنش هاي کليشه اي نشان داده مي شود.
    به گزارش امانت به نقل از عضر اران،کارهايي که به عنوان مثال، طارق عزيز، يکي از برجسته ترين تحصيل کرده هاي جهان عرب، در سيستمِ يکسان سازِ صدام انجام مي داد.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی