در حال بار گذاری
امروز: دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۸

اجتماعی > افزايش بيماري‌ها در سايه شادنبودن مردم

گروه اجتماعي:متاسفانه امروزه شاهد سايه‌افکندن فضاي غمگين در جامعه هستيم که اين خود مي‌تواند پيامدهاي منفي بسياري را در جامعه داشته باشد، به‌گونه‌اي که پزشکان بر اين باور هستند که ريشه بسياري از بيماري‌ها شاد نبودن مردم و استرس بالاي آنهاست.

    گروه اجتماعي:متاسفانه امروزه شاهد سايه‌افکندن فضاي غمگين در جامعه هستيم که اين خود مي‌تواند پيامدهاي منفي بسياري را در جامعه داشته باشد، به‌گونه‌اي که پزشکان بر اين باور هستند که ريشه بسياري از بيماري‌ها شاد نبودن مردم و استرس بالاي آنهاست.
    امروزه با نگاهي گذرا در جامعه به‌راحتي مي‌توان به اين مهم دست يافت که ديگر بسياري از مردم بنا به دلايل مختلف شاد نيستند، به‌گونه‌اي که با چهره‌اي عبوس و درهم‌رفته افراد مواجه مي‌شويم که اين خود مي‌تواند نشان از غمگين‌بودن آنها داشته باشد.
    از اين‌رو روانشناسان معتقد هستند که ادامه‌داشتن اين روند سرشار از غم و غصه خود مي‌تواند زنگ خطري جدي براي سلامت مردم و در نهايت سلامت جامعه باشد.
    *افزايش بيماري‌ها در سايه شادنبودن مردم
    به‌طور کلي بايد در نظر داشت که يکي از مهمترين معايب شادنبودن مردم را مي‌توان شيوع انواع بيماري‌ها در ميان افراد جامعه عنوان کرد، چراکه تحقيقات نشان مي‌دهد که شادي خود مي‌تواند عاملي بازدارنده براي ابتلا به بسياري از بيماري‌ها باشد.
    بنابراين اگر مسئولان امر اقدامات جدي و مناسبي براي ايجاد شادي و نشاط انجام ندهند به‌يقين در آينده نه‌چندان دور مي‌توان شاهد افزايش آمار ابتلا به انواع بيماري‌هاي خطرناک مانند انواع سرطان، بيماري‌هاي قلبي و عروقي و مواردي از اين دست شد‌؛ مقوله‌اي که بهداشت و روان جامعه را دستخوش مشکلات و گرفتاري‌هاي بسياري خواهد کرد.از سوي ديگر بايد خاطرنشان کرد که افزايش آمار ابتلا به افسردگي را مي‌توان يکي ديگر از پيامدهاي منفي شادنبودن مردم دانست. بسياري از افراد جامعه متاسفانه به اين عارضه مبتلا هستند که اين خود مي‌تواند عاملي براي بروز بسياري از بيماري‌هاي روحي رواني نيز باشد؛ مساله‌اي که افزون‌بر جامعه، کانون خانواده را هم درگير معضلات بسياري مي‌کند.
    پرواضح است که کاهش اميد به زندگي از ديگر معايب غمگين‌بودن مردم محسوب مي‌شود. به عبارت ساده‌تر پزشکان بر اين باور هستند که شادنبودن مردم مي‌تواند عامل اصلي براي کاهش اميد به زندگي و همچنين افزايش آمار مرگ‌ومير در جامعه باشد که اين خود مي‌تواند با پيامدهاي منفي بسياري همراه باشد.
    آنچه مسلم است يکي ديگر از معايب غمگين‌بودن مردم را مي‌توان افزايش خشونت در ميان افراد جامعه دانست، چراکه طبق بررسي‌هاي به عمل آمده امروزه بسياري از افراد به دليل غمگين‌بودن ديگر حوصله و توان تحمل بسياري از رفتارها و حرف‌ها را ندارند و در اثر کوچکترين مساله به‌راحتي با يکديگر درگير مي‌شوند به‌گونه‌اي که طبق آمار منتشرشده طي سال‌هاي اخير دعواهاي خياباني به‌طرز عجيبي افزايش يافته است.هرچند در اين مجال بايد متذکر شد که خشونت در ميان اعضاي خانواده نيز بسيار زياد شده است تا جايي که شاهد دعوا و زد و خورد ميان اعضاي خانواده و به‌خصوص برخي زوج‌ها نيز هستيم که اين خود مي‌تواند باعث بروز تبعات منفي بيشتري شود. به‌عنوان مثال افزايش قتل و موارد ديگر را مي‌توان در زمره ديگر عوارض منفي غمگين‌بودن مردم عنوان کرد. اين عارضه به بافت‌هاي پنهان جامعه نيز آسيب‌هاي جدي وارد مي‌کند.
    *افزايش فقر عاملي براي شادنبودن مردم
    بديهي است که فقر خود مي‌تواند تأثير بسزايي در افزايش و همه‌گيرشدن ناراحتي مردم داشته باشد، به‌گونه‌اي که طبق بررسي‌هاي به عمل آمده با نامطلوب‌شدن شرايط اقتصادي شادي نيز از جامعه فاصله مي‌گيرد و شهروندان از حالت پويا و شاد به‌سمت غمگين‌شدن پيش مي‌روند. بنابراين به‌راحتي مي‌توان اين ادعا را داشت که غمگين‌بودن خود ارتباط معناداري با فقر و بيکاري دارد.
    *شادي حق مردم است
    رئيس انجمن مددکاري ايران مي‌گويد:»يکي از برنامه‌هاي اصلي مديران شهري و دولتمردان در کشورهاي توسعه‌يافته، کم‌کردن بار اين اختلالات رواني و البته استرس‌هاست. در اين ميان روانشناسان و جامعه‌شناسان اصلي‌ترين نسخه درماني براي چنين جامعه‌اي را که درگير استرس‌ها و بيماري‌هاي رواني است، نشاط و شادي اجتماعي مي‌دانند و معتقدند اين نشاط در عملکرد افراد در جامعه تأثيرگذار خواهد بود.«
    سيدحسن موسوي‌چلک با بيان اينکه فراهم‌آوردن زمينه و بستر براي تعاملات اجتماعي مي‌تواند تا حد زيادي مداخله مثبت در کاهش افسردگي و مشکلات رواني در جامعه باشد، مي‌گويد: »شادي حق مردم است و نبايد با اين بهانه که اين شادي‌ها مي‌تواند زمينه هنجارشکني را به وجود آورد، مردم را از اين حق محروم کرد.
    ما وقتي اجازه ظهور و بروز شادي‌هاي جمعي در شهرها را فراهم نمي‌کنيم، يا حتي با ابزارهايي جلوي اين شادي‌هاي جمعي را مي‌گيريم، ناخودآگاه جوانان که بيش از ساير گروه‌ها تشنه اين تعاملات و نشاط اجتماعي هستند به‌سمت جمع‌هاي پنهاني هل مي‌دهيم. اين راندن از فضاي اجتماعي زمينه بروز آسيب‌هاي اجتماعي را به وجود مي‌آورد؛ چيزي که در حال حاضر جامعه ايران از آن رنج مي‌برد.«
    *کاهش روابط خانوادگي
    جالب است بدانيم که جامعه‌شناسان بر اين باور هستند که کاهش روابط خانوادگي نيز خود مي‌تواند يکي ديگر از دلايل شادنبودن مردم باشد، چراکه امروزه در سايه شهرنشيني و برخي از مسائل ديگر روابط ميان خانواده‌ها به‌طرز قابل تأملي کاهش يافته است که اين خود مي‌تواند در زمره ديگر دلايل غمگيني مردم محسوب شود.
    از اين‌رو توصيه مي‌شود که روابط خانوادگي و به‌خصوص روابط ميان اعضاي يک خانواده بيشتر شود تا در سايه آن بتوان شاهد ايجاد شادي و نشاط در خانه بود، چراکه امروزه ديگر در بسياري از خانواده‌ها صداي خنده و شادي و يا حتي بازي کودکان با والدين نيز شنيده نمي‌شود که اين خود جاي بسي تاسف دارد.امروزه والدين به دليل مشغله کاري زياد ديگر فرصت چنداني براي کودکان خود ندارند و کودکان نيز تمام وقت خود را با بازي‌هاي رايانه‌اي و يا تلويزيون سپري مي‌کنند که اين خود مي‌تواند تاثيرات منفي بسزايي را در سلامت جسمي و روحي آنها بر جاي بگذارد.
    *چشم و هم‌چشمي
    يکي ديگر از دلايل شادنبودن مردم را مي‌توان چشم و هم‌چشمي و استفاده بيش از اندازه از شبکه‌هاي اجتماعي عنوان کرد، چراکه امروزه بسياري از مردم زمان خود را در اين شبکه‌ها سپري مي‌کنند.
    بنابراين توصيه مي‌شود که افراد زمان کمتري را در شبکه‌هاي اجتماعي سپري کند و در مقابل فرصت بيشتري براي باهم بودن داشته باشند تا از اين طريق مشکلات خود را نيز بتوانند حل کنند، چراکه مطالعات نشان مي‌دهد افراد به دليل استفاده بيش از اندازه از شبکه‌هاي اجتماعي ديگر زمان کافي براي درددل‌کردن و بيان مشکلات خود با ديگران ندارد که اين خود مي‌تواند تاثير بسزايي در غمگين‌بودن افراد داشته باشد. بنابراين انتظار مي‌رود با کاهش ساعت استفاده از شبکه‌هاي اجتماعي اين مشکل نيز تا حد زيادي مرتفع شود.
    *برنامه‌هاي تلويزيوني
    متاسفانه شادنبودن رنگ‌آميزي شهري و همچنين برنامه‌هاي تلويزيوني نيز خود مي‌تواند از ديگر دلايل غمگين‌بودن مردم محسوب شود، چراکه امروزه با نگاهي گذرا بر سطح خيابان‌ها به‌راحتي مي‌توان به اين مهم دست يافت که بسياري از سازه‌ها داراي رنگ‌آميزي سرد و بي‌روح هستند که اين خود مي‌تواند در روحيه افراد جامعه بسيار تاثيرگذار باشد.از اين‌رو مي‌توان با ايجاد تغييرات اساسي در مديريت شهري به‌راحتي نشاط و شادي را به مردم هديه کرد. در پايان بايد خاطر نشان کرد که غمگين‌بودن مردم خود باعث تحميل هزينه‌هاي بسيار بالا به دولت خواهد بود.
    به گزارش امانت به نقل از سلامت نيوز، بنابراين شايد بهتر است به‌جاي پرداخت هزينه‌هاي بالا، با برنامه‌ريزي‌هاي مناسب و مدون، راهکارهاي مناسبي براي افزايش شادي و نشاط در ميان مردم از سوي دولت اتخاذ شود تا در سايه اين مهم بتوان شاهد کاهش آسيب‌ها و مشکلات اجتماعي نيز بود.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی