در حال بار گذاری
امروز: شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷

اجتماعی > خودکشي، دردي که بايد جدي گرفته شود

ميلاد سعيدي گروه اجتماعي: هر چند عموما فکر خودکشي و اقدام به آن از نشانه هاي افسردگي در همه سنين است اما افسردگي تنها علت خودکشي نيست، خودکشي واکنشي است با طبيعت رشدي که براي همه بيماران رواني و احتمالا براي بسياري از افراد طبيعي جنبه فراگير و شايع دارد.

    گروه اجتماعي: هر چند عموما فکر خودکشي و اقدام به آن از نشانه هاي افسردگي در همه سنين است اما افسردگي تنها علت خودکشي نيست، خودکشي واکنشي است با طبيعت رشدي که براي همه بيماران رواني و احتمالا براي بسياري از افراد طبيعي جنبه فراگير و شايع دارد.
    خودکشي علل و اسباب متعدد و متفاوتي دارد، پير و برنا، زن و مرد و فقير و غني بسياري در کشورهاي مختلف جهان، در شرايط خاصي، عطاي »شيريني« زندگي را به »لقايش« مي بخشند و در »تلخي« مرگ راه رستگاري مي جويند. به هر حال خودکشي در بعضي از نقاط جهان، انگيزه اعتراض به شرايط سياسي، اجتماعي و اقتصادي موجود در آن جوامع را دارد و براي آنان خودکشي نوعي ابزار خشونت عليه وضع سخت زندگي در يک جامعه يا در دنيا است.
    خودکشي يکي از معضلات اجتماعي است که طبعا ابعاد مختلفي را داراست. همان طور که خودکشي از مشکلات انسان که در زندگي با آن مواجه است ناشي نمي شود، ابزار بازدارنده پيشرفت خودکشي نيز اين نيست که مبارزه هر چه ساده تر و زندگي هرچه راحت تر شود.بر اساس آمارهاي بنياد آمريکايي پيشگيري از خودکشي، در ايالات متحده به طور متوسط خودکشي روزانه جان 121 نفر را مي‌گيرد؛ و به اين ترتيب، به عنوان دهمين عامل اصلي مرگ‌ومير در اين کشور شناخته مي‌شود. اين مسئله با اين ميزان از اهميت، چرا نبايد بيش از اين مورد بررسي و رسيدگي قرار گيرد؟ البته، ماه سپتامبر را در آمريکا به عنوان ماه آگاهي ملي براي پيشگيري از خودکشي نامگذاري کرده‌اند، و هم‌چنين يک روز جهاني براي پيشگيري از خودکشي نيز وجود دارد؛ ولي در طول سال براي تاکو و دونات هم روز جهاني يا ملي وجود دارد. البته، منظورمان اين نيست که تاکو و دونات ارزش به رسميت شناخته شدن را ندارند، ولي وقتي صحبت از خودکشي در ميان است، تفاوتي بزرگ در ميزان اهميت اين دو مقوله وجود دارد.
    يک فرد ممکن است به دلايلي متعدد تصميم بگيرد به زندگي‌اش پايان دهد، ولي در ادامه به 6 دليل يا علت که چرا افراد خودکشي مي کنند اشاره مي‌کنيم:
    *افسردگي
    احساس دلسردي و پريشاني؛ در هر سني مي‌تواند بروز کند و سيل پر قدرتي از هيجان‌ها را در بر بگيرد. گروه‌هاي مختلفي از آدم‌ها افسردگي را به شکل‌هاي مختلف تجربه مي‌کنند، مثلا نشانه‌هاي افسردگي در زنان و مردان متفاوت است و احتمال مرگ مردان به علت خودکشي چهار برابر زنان است.
    *نااميدي
    احساس ياس و بيچارگي از نشانه‌هاي افسردگي است، ولي اين حالت مي‌تواند به تنهايي نيز در آدم‌ها بروز کند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند نااميدي شديد و احساس ياس مي‌تواند پيش‌درآمدي بر خودکشي باشد.
    *امتناع
    برخي افراد که از بيماري و يا دردهاي مزمن رنج مي‌برند در مقابل دريافت مراقبت‌هاي روان‌درماني يا روانشناختي مقاومت و از پيگيري آن امتناع مي‌کنند؛ زيرا مي‌ترسند علائم دردشان به شکل سطحي يا ظاهري کاهش يابد يا به عنوان نشانه‌اي از اختلال نهفته‌ رواني تلقي شود.
    نظرسنجي که توسط پژوهشگري به نام هيچکاک و همکاران‌اش صورت گرفت نشان داد 50 درصد از بيماران مبتلا به درد مزمن به دليل رنج بردن از اختلال درد به صورت جدي به خودکشي فکر مي‌کنند
    *شکست
    احساس اين‌که »هيچ چيز درست پيش نمي‌رود« يا »‌هيچ کاري از دست‌ام بر نمي‌آي«‌؛ عدم توانايي در فرار از شکست يا موقعيت‌هاي استرس‌زا شرايط را براي بروز افکار خودکشي مهيا مي‌کند.
    *انزوا و گوشه‌گيري
    احساس تنهايي، دوري از ديگران، و گاهي اوقات پرخاشگري؛ اين حالت عموما در ميان نوجوانان و سالخوردگان رايج است، ولي مي‌تواند گريبان‌گير هر آدمي در هر سن بشود. ميان تنهايي و  اضطراب اجتماعي و خودکشي رابطه‌اي خطرناک وجود دارد.
    *فاکتورهاي مرتبط با جنسيت، سن و محيط جغرافيايي
    خودکشي دومين عامل مرگ‌ومير در ميان بوميان 10 تا 34 ساله‌ي آمريکايي ساکن آلاسکا است. آمار خودکشي مردان نزديک به چهار برابر زنان است و 9/77 درصد مجموع خودکشي‌هاي آن منطقه را شامل مي‌شود. خودکشي سومين عامل مرگ‌ومير در ميان اشخاص 10 تا 14 ساله و دومين عامل در ميان اشخاص 15 تا 34 ساله است.
    *خودکشي و رسانه
    مدت‌هاست متخصصان روان‌پزشکي و روان‌شناسان درباره نحوه پرداخت رسانه‌اي به مسئله خودکشي هشدار مي‌دهند.
     مد روزگار ما اين است که خبر و حتي عکس صحنه خودکشي يک انسان با آب‌وتاب زياد منتشر مي‌شود و معمولا هم متن خبر، خالي از تحليل يا توضيحي درباره انگيزه عمل فرد قرباني نمي‌ماند!
    همين‌جا بايد دقت کرد که هرگونه اضافه‌کاري در پيرامون و حواشي درج خبر خودکشي در رسانه و فضاي مجازي که حال‌وهواي درک ماهيت عمل خودکشي باشد، مي‌تواند پيغامي غلط به مخاطب بدهد درباره اينکه خودکشي مي‌تواند يک راه‌حل در مواجهه با ناکامي و مشکلات زندگي باشد.
    به‌عنوان مثال وقتي خبر خودسوزي يک دست‌فروش منتشر مي‌شود و در ادامه نويسنده توضيح مي‌دهد که فرد به علت شکست مالي خودسوزي کرده، به صورت غيرمستقيم نوعي راه چاره ترويج مي‌شود که هرگز واقعيت ندارد و منجر به اشاعه خودکشي و ساير رفتارهاي آسيب‌زننده به خود مي‌شود.
     فرهنگ ما نقطه ضعف کم ندارد به‌ويژه وقتي پاي مشکلات و گرفتاري‌ها به ميان مي‌آيد و افراد احساس بن‌بست مي‌کنند و در اين وضعيت رسالت رسانه‌ها خيلي حياتي و ظريف مي‌شود. نويسنده خبر خودکشي اي‌کاش بداند هرگونه بي‌دقتي در تنظيم متن مي‌تواند به شيوع بيشتر خودکشي کمک کند نه محدودکردن آن. با اين اوصاف آيا بهتر نيست اصولا خبر خودکشي سانسور شود؟ مخصوصا خودکشي آدم‌هاي معروف و شناخته‌شده؟
    مي‌دانيم علم هم توصيه به سانسور خبر خودکشي مي‌کند و علتش همين خطراتي است که در کنار درج خبرهاي اين‌چنيني وجود دارد. ‌برمي‌گردم به همان موج هيستريکي که پيش‌تر درباره‌اش توضيح دادم. فضايي که اين‌روزها ايجاد شده و اصرار دارد جامعه ايراني را بي‌اعصاب و خشن و خودتخريبگر ببيند، سلامت روان ما را در چه سمتي هدايت مي‌کند؟ آيا اين سياه‌نمايي‌هايي که اغلب مستند و علمي هم نيست سبب نمي‌شود که تک‌تک ما مسئوليت فردي خود را در پاسداشت سلامت رواني جامعه ناديده بگيريم چون پيشاپيش حکمي در مورد ما که بيماريم صادر شده؟!
    انتشار آمار غيردقيق و نامعتبر در مورد خودکشي و خشونت و طلاق نه‌تنها سبب کاهش آنها نمي‌شود، بلکه به سرايت اين گرفتاري‌ها مدد مي‌رساند.
    شلوغ‌بازي و بزرگ‌نمايي مشکلات سلامت روان از قبيل خودکشي نه‌تنها به کاهش آنها کمک نمي‌کند، بلکه ممکن است اثر معکوس داشته باشد و از رهگذر نرماليزه‌کردن رفتار، زمينه‌ساز شيوع و بروز بيشتر شود. هوشياري و توجه علمي و اصولي به مسائل جامعه همواره با هوليکانيسم در اطراف آن موضوع فاصله بسيار دارد.
    به گزارش امانت به  نقل از ايسنا،به طور کلي در پايان مي¬توان گفت که خودکشي دردي نيست که بشود در چند خط يا جمله آن را کاملا شرح داد و از تعريف تا درمان به آن پرداخت اما بايد توجه داشت که اصولا کسي که خودکشي مي¬کند قبل از هر چيز روح خود را يعني تماميت خود را به مسلخ مي¬برد حال اين مسلخ زنگ خطري است براي خاص و عام چرا که اين درد که تاريخي به بلنداي تاريخ بشري دارد هر کسي را مي¬تواند گرفتار کند از صادق هدايت گرفته تا همينگوي و رابين ويليامز هر چند که اقدام کنندگان به خودکشي آن را رهايي يا  در نهايت زندگي را  يک چمدان بدانند که بايد روزي بسته شود و به غروب خود برسد...
    هر چند که بايد بار و بنديل سبک کرد و روزي رفت ....

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی