در حال بار گذاری
امروز: چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷

اجتماعی > جاي خالي مردماني که اميدبخش و دست گير بودند

گروه جامعه:در روز‌هايي که نگاه‌هاي همگان به بازار قيمت‌ها دوخته شده و همه مترصند در صف مقدم اطلاع از قيمت‌ها باشند و به محض اطلاع از تغييرات، واکنش نشان دهند، يک جاي خالي به شدت خودنمايي مي‌کند.

    گروه جامعه:در روز‌هايي که نگاه‌هاي همگان به بازار قيمت‌ها دوخته شده و همه مترصند در صف مقدم اطلاع از قيمت‌ها باشند و به محض اطلاع از تغييرات، واکنش نشان دهند، يک جاي خالي به شدت خودنمايي مي‌کند.
    هرچه اوضاع اقتصادي بغرنج‌تر مي‌شود و زندگي افراد بيشتري را متلاطم مي‌کند، گويي توجهمان به مسائل مختلف کمتر مي‌شود؛ آنقدر کم که ممکن است همه چيز را صفر و يکي ببينيم و مسائل را صرفا با اين نگاه قضاوت کنيم؛ قضاوت‌هايي که نتيجه آن‌ها يا اين وري است و يا آن وري.
    فرقي ندارد موضوع چه باشد؛ اظهارنظر يک مسئول يا بروز التهاب در يک جا. در اين شرايط همه چيز به سرعت برچسب مثبت يا منفي مي‌خورند و به تناسب همين برچسب، درباره شان اظهارنظر مي‌کنيم؛ اظهار نظر‌هايي که مبناي تصميم گيري هايمان مي‌شوند و بر اساسشان براي آينده مان برنامه مي‌ريزيم.
    اين گونه مي‌شود که يکي ترجيح مي‌دهد به سرعت براي خريد اقلام منزل يا خودرو يا سکه و ارز اقدام کند و ديگري، از اين افراد ابراز انزجار نمايد و نتيجه بگيرد که وخيم شدن اوضاع کار ايشان است؛ شرايطي که يکي از نتايج آن، پاره پاره شدن پيکره اجتماع است؛ شکافي که به درون خانواده‌ها نيز رسيده و روز به روز در حال گسترش است.
    البته اين تنها بخش ظاهري ماجراست. وخامت ماجرا زماني خودنمايي مي‌کند که مي‌بينيم همه از پيکره جامعه جدا شده‌ايم و خيالمان نيست که دور و برمان چه اتفاقاتي در حال وقوع است؛ رويدادي که شايد تلخ‌ترين نتيجه بحران اقتصادي باشد که بدان مبتلا شده‌ايم. بحراني که معلوم نيست تا کجا ادامه خواهد يافت و چه فرجامي خواهد داشت.
    شرايطي که براي بسياري از آستانه تحمل خارج شده، ولي بسياري مان از درکش عاجزيم. آنقدر عاجز که گويي همگي به مانند وزير بهداشت نتيجه گرفته ايم تنها راه، اولويت بندي است. اين اولويت که براي چه چيزي هزينه کنيم و براي چه چيزي نه؛ اينکه چه کنيم تا خودمان را از مهلکه برهانيم؛ تنها »خودمان« را.
    درست مثل سخنان وزير که برخي آن را از آرشيوي مربوط به چند ماه پيش بيرون کشيده و منتشر کردند تا همگان دريابند اوضاع چقدر وخيم است. آنقدر وخيم که بايد بي خيال درمان برخي بيماران شويم که درمانشان گران است و احتمالا عمرشان به دنيا کم و به جاي آن، بهتر است منابعمان را صرف بيماراني کنيم که درمانشان ارزان‌تر است و عمرشان طولاني تر.
    سخناني که براي وزير تاوان سنگيني به دنبال داشت و موجب شد که وي به يکي از نامحبوب‌ترين مسئولان در هفته‌هاي اخير تبديل شود، ولي ظاهرا براي بسياري مان پذيرفته و دروني شده است. براي مايي که ترجيح مي‌دهيم ارز و سکه بخريم يا احتکار کنيم يا به هر اقدام اقتصاديِ مخرب ديگري دست بزنيم که مي‌دانيم نتيجه آن، متضرر شدن عموم مردم است.رفتاري که آن را مذموم مي‌دانيم، اما خوب مي‌دانيم که از بسياري مان سر مي‌زند و دست کم در مواردي که برايمان سود دارد، با آن موافقيم و براي موجه نشان دادنش دليل‌هايي را رديف مي‌کنيم يا حتي مي‌تراشيم.
     گام نهادن در مسيري که ما را از مردماني که به جود و کرم شهرت داشتند، به افرادي سوق داده که برايشان مهم نيست چه کسي در حال خرد شدن زير بار مشکلات است.
    مردماني که براي خريد و فروش دلار صف مي‌کشند، اما حواسشان نيست در کنار دستشان يکي ايستاده که از ديدن رفتارشان اندوهگين و گاه شاد مي‌شود؛ درست مثل آن پدري که وقتي ديد عده‌اي هراسان براي فروش دلار به صرافي‌ها و دلال‌ها مراجعه کرده‌اند تا جلوي ضررشان را بگيرد، رو به دوربين رسانه ملي از خوشحالي اش گفت و ابراز اميدواري کرد با سقوط قيمت ارز، بتواند داروي مورد نياز فرزند سرطاني اش را تهيه کند؛ دارويي که قيمتش سر به فلک گذاشته و ظاهرا پرداخت هزينه خريدش در اولويت وزارت بهداشت نيست!
    چهره خسته اين پدر و سخنان سوزناکش را بسياري مان در فضاي مجازي در روز‌هاي اخير ديده و شنيده‌ايم و چه بسا پس از آن به وزارت بهداشت خرده‌ها گرفته باشيم، اما آيا هيچ کاري از دستمان براي تغيير ماجرا ساخته نبود و نيست؟ آيا نمي‌توانستيم کاري کنيم که حال آن پدر خوب شود و توان درمان کودکش را به دست آورد؟
    مگر نه اينکه هميشه در چنين مواردي مي‌ديديم که بسياري پا پيش مي‌گذاشتند و »چو عضوي به درد آورد روزگار، دگر عضو‌ها را نماند قرار« را معنا مي‌کردند؟ مگر نه اينکه بسياري از اين موارد وقتي به رسانه ملي راه مي‌يافتند، صفي از خيرين براي رفعشان شکل مي‌گرفت و بسياري مي‌کوشيدند براي پايان دادن به رنج ايشان، از يکديگر سبقت بگيرند؟
    مگر نه اينکه در ميانمان فراوان بودند خيريني که به سرعت دست به جيب مي‌شدند تا جور کوتاهي مسئولان را هم بکشند و شرط مي‌گذاشتند که نامي از ايشان برده نشود؟ به راستي اين افراد چه شده اند که نمي‌شود پيدايشان کرد و انتظار داشت وقتي وزارت بهداشت به هر دليل، بيماري اي را در اولويت هايش قرار ندهد، ايشان به ياري همنوعانشان بشتابند؟ آيا ياري رساندنمان به همديگر هم تابع قيمت ارز و اقلام مختلف بوده که حالا کمرنگ‌تر شده؟!
    به گزارش امانت به نقل ازتابناک؛ اصلا وزارت بهداشت تصميم بگيرد به دارو‌هاي سرطان ارز دولتي ندهد و منابع را صرف امور ديگر کند؛ مگر نه اينکه در اين بزنگاه‌ها مردم براي کمک به هم متحد مي‌شدند و حماسه‌هايي مانند آنچه پس از زلزله رقم زدند، رقم مي‌زدند؟ حالا چه چيز تغيير کرده که کسي براي گرفتن دست آن‌هايي که ضعيف‌تر بودند و زودتر از ديگران بحران اقتصادي به ايشان آسيب زد، قدمي برنمي‌دارند؟ چه شده که جاي خيرين خالي شده و خالي مانده؟!

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی