در حال بار گذاری
امروز: جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷

اجتماعی > براي شب پيري، در روز جواني بايد چراغي تهيه کرد

گروه اجتماعي: پيرشدن جمعيت کشور موضوعي است که در سال هاي اخير به يک دغدغه جدي ميان متخصصان و دولتمردان تبديل شده و اين امر لزوم پرداختن به بحث هاي جمعيت شناختي و ارائه تمهيدات و برنامه ريزي هايي را در اين خصوص به همراه آوده است.

    گروه اجتماعي: پيرشدن جمعيت کشور موضوعي است که در سال هاي اخير به يک دغدغه جدي ميان متخصصان و دولتمردان تبديل شده و اين امر لزوم پرداختن به بحث هاي جمعيت شناختي و ارائه تمهيدات و برنامه ريزي هايي را در اين خصوص به همراه آوده است.
    جمعيت شناسي در بحث‌هاي نسلي يک نظريه مورد وثوق ميان خود دارند. آنها به اين باور رسيده‌اند که »اثرات يک نسل در تمامي سال‌هاي زندگيشان قابل بررسي است و حتي پس از مرگ، هنوز اثرات آنها در جامعه قابل رويت است«.
    مساله‌اي که خيلي دقيق در مورد متولدان دهه 60 در ايران قابل رويت است. به طوري که با کاهش ميزان باروري از يک سو و رشد امکانات و فناوري پزشکي، بهبود سطح بهداشت فردي و اجتماعي و افزايش اميد به زندگي، جمعيت با رشد قابل توجهي در سه دهه آينده سالخورده خواهد شد. در چنين شرايطي نيازهاي مختلفي براي جامعه در حال سالمندي شکل مي گيرد که بديهي است تنها توسط دولت قابل تامين نيست و علاوه بر افراد سالمند، خانواده، اجتماع و نهادهاي مدني نيز بايستي به نحوي در پاسخگويي به نيازهاي آنها سهيم باشند.
    در اين خصوص انوشيروان محسني بندپي، سرپرست وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعي اخيرا در کنفرانس منطقه آسيا و اقيانوسيه گفت: طبق آخرين سرشماري در ايران 9.3 درصد جمعيت کشور سالمند بودند. اکنون شاخص رشد جمعيت 1.2درصد است. اما شاخص رشد سالمندي 3.8 درصد، تقريبا بين 2 تا 3 برابر رشد جمعيت کشور است. اين آمار نشان مي دهد که ما به همين نسبت بايد برنامه هايمان را براي سالمندان افزايش دهيم. محسني بندپي همچنين افزود: براي برنامه‌ريزي علمي مسائل سالمندي با همراهي صندوق جمعيت سازمان ملل و اساتيد و کارشناسان داخل و خارج کشور اجراي پيمايش ملي سالمندي را در دستور کار داشته‌ايم. با بهره‌گيري از اين پيماش تصميماتي مبتني به شواهد گرفته خواهد شد.
    با توجه به اهميت موضوع، با محمد جلال عباسي شوازي، استاد جمعيت شناسي دانشگاه تهران، رئيس موسسه ملي مطالعات جمعيتي و رئيس انجمن جمعيت شناسي ايران به گفت و گو مي نشينيم.
    * تمهيدات و خدماتي که دولت بايد با توجه به افزايش اميد به زندگي و تعداد سالمندان در نظر بگيرد
    عباسي شوازي مبني بر اينکه با افزايش اميد به زندگي و تعداد سالمندان، چه خدمات و تمهيداتي بايد از سوي دولت براي ميانسالان در نظر گرفته شود، گفت: افزايش رشد سالمندي در کشور ناشي از دو تحول جمعيت شناختي است. از يک طرف، ميزان باروري در کشور کاهش يافته و ساختار سني در حال گذار از جواني به ميانسالي است، و جمعيت با رشد قابل توجهي در سه دهه آينده سالخورده خواهد شد. از ديگر سو، به دليل پيشرفت تکنولوژي پزشکي، و افزايش سطح بهداشت فردي و اجتماعي، اميد به زندگي افزايش يافته است. عباسي شوازي افزود: در چنين شرايطي نيازهاي مختلفي براي جامعه در حال سالمندي شکل مي گيرد. از اين رو شرايط مختلفي از جمله سطح درآمد، وضعيت بهداشتي، توانايي سالمندان، و نيز محيط پيراموني که سالمندان در آن بسر مي برند بايستي براي مواجهه و يا مديريت سالمندي آماده شود. بديهي است، نيازهاي سالمندان تنها توسط دولت قابل تامين نيست، و علاوه بر افراد سالمند، خانواده و اجتماع و نهادهاي مدني نيز بايستي به نحوي شکل گيرند که پاسخگوي نيازهاي سالمندان باشند. اين استاد جمعيت شناسي گفت: بايد توجه داشت که وضعيت گذار سني جمعيت در کشور در حال حاضر به نحوي است که افرادي در دهه هاي آينده سالمند خواهند شد که در حال حاضر در مرحله جواني و رو به ميانسالي هستند. بنابر اين، مهمترين وظيفه دولت توجه به جمعيت انبوه جوانان و ميانسالان، از طريق توانمند سازي، و نيز ايجاد زمينه هاي اشتغال براي آنان است تا هم به لحاظ فردي در آينده سالمندان، مرفه، سالم و موفقي باشند، و هم به لحاظ اجتماعي اين نسل در دوران سالمندي باعث رشد و شکوفاتي اقتصادي و اجتماعي شوند، و به اصطلاح سرباراني براي جامعه نباشند.
    * نقدهايي که در زمينه رسيدگي و توجه به سالمندان وارد است
    عباسي شوازي در خصوص نقدهايي که به دولت در زمينه رسيدگي و توجه به سالمندان وارد است، گفت: در جامعه اي که در حال گذار است، دولت مي تواند شرايط لازم براي اشتغال، رفاه و سلامت نسل جوان و ميانسال را فراهم نمايد. عدم توجه به اين اولويت ها، در آينده سالمندان را با مشکلات عديده اي مواجه خواهد ساخت. علاوه بر آن، عدم برنامه ريزي و ارائه خدمات براي سالمندان حاضر نيز از چالش هاي اساسي جامعه است. وي افزود: موضوع سالمندي ترکيبي است از مسائل اقتصادي، اجتماعي، بهداشتي و فرهنگي، که مديريت آن مستلزم هماهنگي سازمانها و نهادهاي زيربط است. وظيفه دولت، مديريت سالمندي از طريق هماهنگي بين بخشي، تدوين قوانين، حمايت از پژوهش هاي کاربردي و سپس برنامه ريزي و اعمال برنامه هاي ويژه سالمندان در کوتاه مدت، ميان مدت، و درازمدت است. با توجه به اينکه کشور ايران در حال حاضر با چالش هاي نسل دهه 1360 مواجه است، ممکن است نه تنها امکان برنامه ريزي و پاسخ به نيازهاي نسل دهه 1360 را نداشته باشد، بلکه موضوع سالمندان نيز در اولويت قرار نگيرد. در چنين شرايطي، پاسخگويي به نيازهاي سالمندان به تاخير مي يابد، و ممکن است کشور در آينده با انباشت مشکلات سالمندي مواجه شود.
    * لزوم پرداختن به بحث هاي جمعيت شناختي در سياستگذاري هاي دولت
    عباسي شوازي در خصوص لزوم پرداختن به بحث هاي جمعيت شناختي در سياستگذاري هاي دولت با توجه به افزايش حرکت جامعه به سمت سالمندي، گفت: رشد بي رويه جمعيت در دهه 1360 و نيز عدم تدوين سياستهاي ميان مدت و دراز مدت در گذشته، باعث انباشت نيازهاي دوره گذار به ميانسالي از جمله موضوع اشتغال، مسکن، و ساير نيازهاي رفاهي شده، و در حال حاضر جامعه با پيامدهاي نيازهاي برآورده نشده در جامعه روبروست. *مقايسه ميان ايران و کشورهاي ديگر در خصوص توجه به سالمندي
    عباسي شوازي در اين خصوص که چه تفاوتي ميان ايران و کشورهاي ديگر در خصوص توجه به سالمندي وجود دارد، گفت: کشورها با توجه به تحولات جمعيتي که سپري کرده اند در مراحل مختلفي از گذار سني قرار دارند. علاوه بر آن، کشورها با توجه به برنامه هايي که براي بهره گيري از دوران طلائي پنجره جمعيت داشته اند، در مراحل و شرايط متفاوتي قرار دارند.
    مثلا، کشورهاي آسياي جنوب شرقي در بهره گيري از فرصت پنجره جمعيتي موفق بوده اند، در حالي که کشورهاي آمريکاي لاتين اين فرصت ها را از دست داده و به تعبيري اتلاف سرمايه کرده اند. اين استاد جمعيت شناختي افزود: در قاره آسيا، دسته اي از کشورها مانند ژاپن، کره جنوبي و سنگاپور سالمندي بالائي دارند، و تا بحال برنامه هايي اعمال کرده اند. برخي از کشورها در دوران مياني قرار دارند و در اين کشورها هنوز سالمندي بالا نيست، ولي در آينده با رشد بالاي سالمندي برخوردار خواهند بود. آمادگي اين کشورها براي مواجهه با سالمندي مي تواند از چالش ها و اولويت هاي برنامه ريزي سالمندان باشد. وي همچنين افزود: دسته سوم، کشورهايي از جمله افغانستان و پاکستان هستند که هنوز در مرحله اول و يا دوم گذار جمعيتي هستند و حتي در آينده نيز جمعيت سالمند اين کشورها زياد نخواهد بود. توجه و اولويت اين کشورها بايستي تامين نيازهاي جوانان و خردسالان باشد. بنابراين، هر چند تجربيات سياستي سالمندان مي تواند براي ساير کشورها مفيد باشد، بايد توجه داشت که هر کشوري بايستي در بستر جمعيتي، اجتماعي، و اقتصادي خود به تدوين سياستها و برنامه هاي سالمندي بپردازد.
     *راهکارهايي براي بهبود وضعيت سالمندان
    عباسي شوازي در خصوص راهکارهايي براي بهبود وضعيت سالمندان گفت: نخست، تدوين سياستهاي سالمندي بايستي بر مبناي شواهد علمي باشد. بنابر اين، در قدم اول شناخت علمي موضوع سالمندي بسيار حايز اهميت است. دوم، سالمندي موضوعي چند جانبه و چند سطحي است. از اين رو نبايستي مساله سالمندي را بصورت تک بعدي نگريست و تصور نمود که فقط دولت و يا سازمان خاصي بايستي به مسائل سالمندان بپردازد. ارائه خدمات براي سالمندان مستلزم هماهنگي و همکاري بين بخشي، و گفتمان بين سازمانها و نهادهاي مختلف است. اين استاد جمعيت شناسي افزود: سياستهاي سالمندي بايستي به برنامه هاي اجرائي و ارائه خدمات ويژه آنها منجر شودکه بدون بودجه کافي و منابع مالي امکان پذير نيست. بخشي از اين منابع از طريق دولت، و بخشي از آنها نيز بايستي از طريق انتقالات بين نسلي و يا ذخيره ها و سرمايه گذاري هاي طول دوران زندگي مردم تامين شود، تا در سالمندي آمادگي مديريت سالمندي خود را داشته باشند. به گزارش امانت به نقل از ايرنا،وي همچنين افزود: در پايان بايد توجه کرد که سالمندان آينده در کشور را جمعيت تحصيل کرده تشکيل خواهد داد که مي تواند با شرايط سالمندي حال حاضر و يا گذشته متفاوت باشد. چنانچه، اين افراد تحصيل کرده فعلي توانمند شوند، خود مي توانند دوران سالمندي را به صورت مستقل با موفقيت بيشتري طي کنند.

نظر خود را بنویسید ...

نظر سنجی